کیا مثل من خسته ان؟😞ناشکر نیستم فقط خسته ام و تنها😪
هر شب که میخوام بخوابم به خودم میگم نه من فردا هم نمیتونم این حجم از کار رو انجام بدم 🥺وقتی به شوهرم میگم خسته ام میگه تو که همیشه خسته ای چی میشد مردا یکم درک و شعور داشتن دیروز دو ساعت بچه ها رو بردم بیرون شوهرمم تو خونه بود چون خسته بود رفته بود سرکار منم تو خونه 🙄وقتی برگشتم خونه به همون شکلی که رفته بودم اسباب بازی های بچه ها وسط خونه ظرف های نشسته روی سینک لباس هایی که از روی بند جمع کرده بودم روی تخت دلم برای خودم سوخت گفتم حداقل اسباب بازی هارو جمع میکردی کجای قانون نوشته که اینا فقط وظایف زنه

دلم میخواد فقط دو روز از خواب که بیدار میشم فکر صبحانه بچه ها نباشم بعد که صبحانه رو میدم به فکر ناهار نباشم به فکر ظرف شستن لباس شستن خواب بچه کلاس بچه گور بابای بچه🤧🤧🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️

هرجا میرم دوتا بچه آویزون منن آرایشگاه میرم پیاده روی میرم حتی دستشویی هم میرم صدای جیغ و گریه یکیشون میاد😩😭چرا واقعا؟!!بهرگناه این که مادر شدمکی میگذره این روزای سخت..🥺

تصویر
۲۲ پاسخ

اقایون فکر میکنن چون بیرون کار میکنن خیلی کارشون سخته، من خودم شاغل بودم ، کار بیرون در مقابل بچه داری و خونه داری هیچی نیست، حاضرم ۲۰ ساعت بیرون کار کنم، بیست دیقه خونه داری و بچه داری نکنم

خیلی بد وسخته درکت میکنم

و من با خوندن پیام ها فهمیدم چقدرررررر قدر شوهرمو نمیدونم و ناشکرم🫤😭

چقد اختلاف سنیشونه

وایییییی منم خستم

خونه رو من تا خدودی ول کردم به امون خدا مثل قبل برق نمیزنه حتی سه هفته یکبار یا دو هفته ایی جارو میکشم
گردگیری هم که ....

مردا همشون مثه همن و این یه واقعیته
یه قاشق رو اگه جابجا کردن انگار کوه جابجا کردن و میگن چقد کمک کنم
من که سر همین حرفا و بحثا دعوامون شد و همه رو به مادرشوهرم گفتم
مثلا بهش گفتم ببخشید که من وظیفه شستن جورابها و شورت این آقا رو ندارم خودش باید بشوره به من چه متاسفانه اینو یاد نگرفته تو زندگی
الانم فقط تا جایی که بتونم انجام میدم و خیبی کارامو میذارم وقتی همسرم خونه‌ست تا بچه رو بگیره
بس که دعوا کردم بعضی مسائل رو الان رعایت میکنه و جرات نداره انجام نده

روز جمعه یا تعطیل رو بچه هارو بدین بهس
بگو کارخونه حالا هیچ فقط بچه ها ۲۴ ساعت با تو
تنها بوجود نیاوردمشون که

تنها نیستی عزیزم همدردیم منم همینم تازه من دوتا بچه کوچک دارم یه بزرگ .بزرگه هم عین باش😭

منننننن....
تمام اینایی که گفتی منم با این تفاوت که من واقعا توان بیرون بردن بچه ها رو ندارم بس که خسته ام بخدا الان که دارم تایپ میکنم از شدت خستگی و بی خوابی چشمام پف کرده دارم دختر کوچیکمو میخوابونم خونه کاملا بهم ریخته اس شام نداریم خودم هم باید برم حمام اما اصلا انرژی ندارم
نیلا مدام نق میزنه و منو باید ببینه و بغلش کنم همسرم هم که عملا هیچی
بخدا دیگه دلم برای خود واقعیم تنگ شده اصلا دوست دارم یه چند روزی فقط کارایی که حالمو خوب میکنه انجام بدم اما واقعا نمیتونم باورت میشه تو این چند وقت تو خونه خودم یه چای داغ تازه اصلا نتونستم بخورم هربار چای دم میکنم بخورم انقدر کار برام پیش میاد که اصلا فراموش مبکنم
باز خوبه تو مرخصیت تموم بشه برمیگردی سرکار یکم حالت بهتر میشه اما من که دیگه کلا خونه دار شدم

من بعد بچه دار شدنم خیلی تنها شدم
خونه همسر باهام قطع رابطه کردن
خونه پدر میگن مزاحمتون نمیشیم
همش برای اینه که بچمو ده دیقه نگیرن. واقعا حلالشون نمیکنم
اینا هم بزرگ میشن
ولی بعضی روزا همش میگم خدایا چقد تنهام

وااای دقیقا منم
من همسرم صبح میرفت شب میومد
من تو خونه تنها با بچه
شب اومد خیلی خسته بودم
چایی آوردم براش.
گفتم بریم بیرون یه دور بزنیم حال و هوای منو دخترم عوض شه پوسیدم تو خونه
گفت بریم خونه ی مامانم
گفتم ما جای دیگه نداریم
چپ و راست میریم اونجا🤦‍♀️
بعدم ناراحت شدم لباس پوشیدم .دخترمم حاضر کردم.رفتم بیرون گوشیمم عمدا نبردم.
توقع داشتم وقتی بر میگردم حداقل خونه رو مرتب کرده باشه
ظرفاشو شسته باشه
برگشتم حتی مدل نشستنشم تغییر نکرده بود و اشکم اونجا درومد🥺

درکت می کنم گلم. من با یکی رسما دارم روانی میشم

کلا مردا کمک که نمیکنن هیچ شوهرمن یه وقت که میگم خسته ام میگه تو که کاری نمیکنی درحالی که به نظرم اگه آدم هیچکارم نکنه همون بی خوابی که ما مامانا میکشیم تو روحیه و اعصاب و همه چیمون تاثیر میزاره منم شوهرم تو کار خونه کمک نمیکنه واسه بچه داری هم باید از سرکار میاد خوابشو بکنه گوشی بازیشو کنه بعد موقعی که من دارم ظرفارو میشورم یکم نگه میداره که همونم غر میزنه کمکش در همین حده،یه حمومم بخوام برم انقد باید التماس کنم بچه رو بگیر من برم یه دوش بگیرم

واقعن چق منو گفتی

الهی بگردم برای خودمون.
منم خسته شدم بس که گفتم کمک کن،یکم گردن بگیر.😭😭

الان متنت رو برای همسرم بلند خوندم ببینم واکنشش چیه😃(چون قبلش هم خودم غرغر کرده بودم
بهم گفت عشوه نکنین😂

البته ازحق نگذرم خیلی بهم کمک میکنه،تو بچه داری و امور خونه

ولی خب واقعا وقتی سرکاره دست تنها خیلی اذیت و خسته میشم.پورم میکنن بچه ها و کار خونه

بعضی روزا به مامانت یاخواهرت بگو بیاد کمکت کنن

گلم حق داری خسته بشی هممون حق داریم سعی کن بیشتر کارهارو بزار وقتی شوهرت خونه هست انجام بده که بدونه چقدر خسته میشی بچه رو بده بغلش بگو نگه دار تا من به کارهام برسم
شوهر آدم درک کنه همه چیو تحمل همه چی برامون راحت تره
منم دو تا بچه دارم پسر بزرگم ۶ سالشه ولی خب خداروشکر تو بعضی کار ها کمکم می‌کنه

میفهمم عشقم و با همه ی وجودم درکت میکنم .
ما پسرامونو جوری بار بیاریم مثل شوهرامون نشن واقعا

با تمام وجود درکت میکنم

من نیز چون تو هستم درک میکنم
دقیقا خانه وقتی ترک میکنم نه به همون شکل شاید به مراتب بدتر هم باشه وقتی برمیگردم
تو این ۸ سال زندگی مشترک شوهرم به تعداد انگشتهای دستم هم تو کار خونه کمک نکرده
حس میکنم تلف شدم واقعا

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۱ ماهگی
امروز حالم خوب نیست . دو روزه که حالم خوب نیست. دلم به شدددددت برای روزهای قبلم ، برای تعطیلی های بدون بچه تنگ شده . الان همه میان میگن ناشکری نکن.
من خدا رو شکر میکنم برای داشتن بچه ام. ولی این دلیل نمیشه که خسته نباشم . مخصوصا که پسرم دو روزه به خاطر دندونش که نیش زده فقط گریه میکنه و نق میزنه و از دیروز دائم بغلمه .شب هم که هر نیم ساعت یک ساعت بیدار میشه .
کسی رو هم ندارم که کمکم کنه ، پس حق دارم که خسته باشم، دلتنگ باشم، غمگین باشم ....
الان فقط نیاز دارم به امید ، به اینکه مامانای باتجربه بیان بگن میگذره، بچه ات بزرگ میشه، دیگه شب ها خودش میخوابه، خوش اخلاق میشه، میتونی باهاش بری بیرون .....
کلا برای منی که هفده سال کار کردم ، توی خونه حبس شدن بدترین بلایی بود که میشد سرم بیاد .... علی متاسفانه اصلاااااا توی کالسکه بند نمیشه . هر راهکاری هم بگید امتحان کردم، اسلاب بازی، شیشه شیر، توی خونه گذاشتم توی کالسکه چرخوندم و ....ولی فایده نکرد. توی صندلی ماشین هم که اصلاااا نمیشنه .کلا تا سوار ماشین میشیم نق و جیغ و گریه میکنه . بیرون رفتن خیلی سخت شده واسم .
کلا امروز حالم خوش نیست با بچه ام ......
همسرم هم سرکاره .
بگید که میگذره .....
مامان رادین👼🏻💙 مامان رادین👼🏻💙 ۱ سالگی
ای خدا این بچه چرا اینجوری میکنه فقط میگه بشین کنارم یا بغلم کن وای به حالم اگه یه قدم ازش دور بشم جیغش میره رو هوا انگار کتکش زدم هرچی اسباب بازی داره میزارم جلوش بازی نمیکنه میزارم تو روروئک فقط گریه میکنه بخدا من نمیدونم چیکار کنم نه میزاره غذا بپزم نه میزاره ظرف بشورم هیچی وقتی هم میگم همه میگن بچه اینجوربه دیگه باید باهاش بازی کنی بابا ما مادرا هم ادمیم خب هم با بچه هامون بازی کنیم هم غذا بپزیم هم خونه مثله دسته گل باشه هم به خودمون برسیم نمیشه که هم میگن بچه اینجوریه دیگه هم وقتی میان خونه میگن این چه وضعشه بخدا این بچه خواب هم نداره بگم بخوابه بعد به کارام میرسم وقتی میزارم زمین فوقش بعدده دقیقه بیدار میشه تو بغلمم بیست دقیقه اونوقتم نمیتونم کار کنم اصلا یه وضعیه شوهرمم میره بیرون میگرده اومدنی هم خرید میکنه بعد میگه به خاطره این خریدا رفته بودم بعدازظعر بازهم میره بیرون من میمونم و این بچه شب هم میاد دودقیقه میگیره بعد میگه این گرسنه شد بیا شیر بده گرسنمه شام بیاریم بعد شام چایی کاش مرد بودم حداقل هروقت میخواستم میرفتم بیرون هروقت میخواستم برمیگشتم😓
مامان liam مامان liam ۱ سالگی