🍂
فرق عزت نفس با خودخواهی

توی عزت نفس من هم خودمو و هم دیگران رو خوب و دوست داشتنی میدونم یا حداقل نسبت به بقیه خنثی هستم و قضاوتی ندارم....
ولی خودخواهی اینه که:
من فقط خودم مهم هستم و بقیه رو بد میدونم و خودمو کاملاً جدا از دنیا میدونم و قضاوتهای بدی از دیگران دارم...

از خصوصیات بارز آدم خودخواه اینه که :
آدمای خودخواه باور دارن از بقیه برتر هستن و ازش لذت میبرن...
از اینکه به دیگران حمله کنن و خشم خودشون رو بروز بدن ترسی ندارن...
به سختی چیزی رو با شما به اشتراک میزارن و حتماً منافع خودشون رو در نظر میگیرن و حتی اگه مجبور باشن برای شما وقت بزارن، منت میزارن،...
شمارو وادار میکنن ساعت ها واسشون وقت بزارید ولی خودشون حاضر به انجام این کار نیستن و معمولاً از نیازهای بقیه غافل میشن و برای وقت و زمان بقیه ارزش قائل نیستن و اگه پای منافع شون وسط باشه دوستاشونو نادیده میگیرن،...
با احساساتمون بازی می کنن و با فهمیدن نقاط ضعف احساسات مون مارو دائم ناراحت و عصبانی میکنن و اینکه انتقاد خیلی عصبی شون میکنه ، نکته جالب اینجاست که افراد خودخواه اکثراً یک تصویر مثبت از خودشون ندارن ...
شخصیت واقعی خودشون رو مخفی میکنن ، فکر می کنند که جذاب ترین و منطقی ترین افرادن و به جز خودشون به هیچکس اعتمادی نمی کنند...🌼🍁

۱ پاسخ

عالی بود

سوال های مرتبط

مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱ سالگی
مامان Salma & Sedna مامان Salma & Sedna ۱۵ ماهگی
اینجا دیدم یسریا نظرات خاصی دارن واقعا متعجبم
من واقعا حداقل راجب این موضوع اطمینان و اطلاع داشتم اپمدم به شمام بگم دیدم بعضا میکن ما مالک بچه هامون هستیم و بچه هامون فقط مطعلق به مان و هیشکی اجازه هیچکاری و نداره
اول بگم ما مالک بچه هامون نیستیم واقعا چون اونا وسیله یا پت خونگیمون نیستن طبعا سرپرست و والدشونیم یعنی وظیفمون اینه بهشون اموزش بدیم خوب و بد رو یاد بدیم تشخیص راههای درست و غلط رو با تصمیمات مهمی که یا براشون میگیریم یا بهشون کمک میکنیم که بگیرن از همین سن تا به سنی برسن که در تشخیص متبحر بشن (جدای از اینکه وظیفمون رسیدگی و پرورش بچه از احاظ سلامت جسمی )
اگر بچه رو با این طرز فکر بزرگ کنیم مطمئن شخصیت اونهم به همون بزرگ میشه و همون بچه هان که در نهایت الان مادر پدر که میشن نمیتونن ببینن که حتی والدین خودشون عاشق نوشون باشن یا حتی به عنوان یه بزرگتر یه دلسوز کوچیکترین نظری (منظورم فوضولی و دخالت نیست )در رابطه با نوشون داشته باشن چون فک میکنن اون بچه وسیله شخصی خودشون
واقعا دلسوزانه میگم اگر اینطور طرز فکرتون با مشاور مشورت کنین
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
یه نکته خیلی مهم برای اونهایی که پست های من در مورد آموزش خواب مستقل رو خوندن.
منظور از خواب مستقل اینه که خوابیدن بچه وابسته به شیر نباشه. یعنی شیر و خواب دوتا مسئله جدا باشند نه اینکه بچه شیر بخوره که بخوابه.
تواب مستقل به معنی این نیست که بچه رو توی اتاقش تنها رها کنیم که برای خودش بخوابه.

بچه ها تا سن هفت سالگی ناخودآگاهشون بیداره. و وقتی تنها هساند توی اتاق متوجه میشن. و این حس رو دارند که اگه الان گریه کنن گرسنه بشن خودشون رو خیس کنن یا بترسن هیچ کس کنارشون نیست و بهتره تا این سن حتما کنار والدین بخوابند ولی در تخت خودشون. نه روی تخت همراه پدر و مادر.

نکته بعدی به هیچ وجه نباید کودک زیر یکسال رو در اتاق خودش تنها خوابوند. این سن شکل گیری عزت نفس و اعتماد به نفس و اعتماد در بچه هاست و تنها خوابیدن اونها در طول شب در اتاقشون این حس ها رو در اونها نادرست شکل میده.

و نکته جالب دیگه ای که بهش برخوردم اینه که پسر بچه ها در سنین زی ۶ سال آسیب پذیرتر از دختربچه ها هستند. پس مواظبت و توجه بیشتری میخوان.

همه پستانداران موقع خواب کنار هم میخوابن تا امنیت بیشتری داشته باشن. انسان تنها پستانداریه که تصمیم گرفته بر خلاف غریزه اش عمل کنه جای خواب بچه اش رو جدا کنه. چرا؟! در مورد علتش بعدا توضیح میدم
اینو خیلی وقت میش تو ایتا گذاشته بودم. اینجا هم منتشر کردم.
مامان جوجه عقاب😇 مامان جوجه عقاب😇 ۲ سالگی
یه سوال از هوش مصنوعی پرسیدم ببینید چی جواب داده

یعنی بچه های بلاگرایی که میرن جلو دوربین و همه میبیننش و براشون بوس و بغل و گل و اینا میفرستن
شادتر و با اعتماد به نفس تر و باهوش تر از بچه های دیگه نیستن؟

جوابش جالب بود

. **"شادتر" بودن؟**
- شادیِ نمایشدادهشده در ویدیوها ≠ شادی واقعی.
بچههای بلاگرها معمولاً در لحظات خاص و برنامهریزیشده فیلمبرداری میشن—مثلاً وقتی سرحالن، انرژی دارن، یا با تشویقِ والدین مشتاق به اجرا هستن. اما **زندگی واقعیِ این بچهها پر از لحظات عادی، گریهها، بیحوصلگیها و چالشهای روزمرهست** که هرگز وارد دوربین نمیشن.
- مطالعات نشان میدن کودکانی که زیاد در معرض دوربین قرار میگیرن، ممکنه بهمرور **ارزش خودشون رو وابسته به تأیید دیگران** بدونن، نه لذتِ خودجوشِ بازی و کشف دنیا.

### ۲. **"اعتمادبهنفس بالاتر"؟**
اعتمادبهنفسِ سالم از **پذیرشِ بدون قیدوشرط** در خانواده رشد میکنه، نه از تحسینِ غریبهها. بعضی از این بچهها بهمرور:
- وابسته به «پاداشِ اجتماعی» (لایک، کامنت) میشن.
- اضطراب عملکرد پیدا میکنن («حالا باید چیکار کنم تا بازدید بیشتری بگیره؟»).
- در نوجوانی ممکنه با بحران هویت مواجه بشن («آیا من همونم که تو صفحه اینستاگرامم؟»).

### ۳. **"باهوشتر" بودن؟**
- باهوشیِ نمایشی ≠ هوشِ شناختی.
مثلاً یک کودک ممکنه با تمرینِ زیادِ والدین، شعر حفظ کنه یا حرکات رقص رو تقلید کنه، اما این به معنای **خلاقیت، حل مسئله یا تفکر انتقادی** نیست.
- جالب اینجاست که **کودکانی که آزادانه بازی میکنن** (بدون فشار برای اجرا)، اغلب در بلندمدت مهارتهای شناختی و اجتماعی قویتری پرورش میدن.
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
عزت نفس و خوددوستی (پایه اعتماد بنفس و خبلی چیزهای دیگه)
چطور در بچه ها شکل میگیره؟ با کارهای تکراری
هر روز سر یه ساعتی بیدار شدن، یه سری کارهای تکراری رو تو زمان تکراری کردن، تو ساعت های تکراری خوابیدن، شعرهای تکراری، قصه های تکراری...
چرا؟
چون وقتی کاری رو تکرار میکنین، هر روز و هر روز، بچه ها قدرت پیش بینی پیدا میکنن. میتونن حدس بزنن که بعد از این کار چه کاری قراره انجام بشه، هوا تاریک شده، خوب غذا میخورم، بعدش مامان بغلم میکنه میبره تو اتاق، بعد عوضم میکنه، بعد لالایی میگه، بعد همه جا تاریک میشه من میخوابم. مرحله به مرحله بچه ها میتونن پیش بینی کنن‌ این بهشون قدرت میده و میتونن به خودشون و حسشون اعتماد کنن. عزت نفسشون بالا میره، اعتماد بنفس میگیرن. این پیش بینی بهشون حس امنیت میده. سورپرایزی در کار نیست. همه چی امنه. پس من خوبم که محیط دورم خوب هست (بچه ها اگه محیطشون ناامن باشه مثلا صدای داد و بیداد بشنون نمیتونن بفهمن که تقصیر اونا نیست. همه چی رو به خودشون میگیرن، فکر میکنن اونا بد بودن و کار بدی کردن که الان محیط ناامن شده).
برای بچه ها مود ثابتی داشته باشین. اگه زیاد اهل محبت نیستین، همیشه اینجوری بودنتون خیلی بهتر از اینه که یه روز شاد و باانرزی باشین و فرداش عصبی بشین و به بچه پرخاش کنین. اون کم محبتی که تکرار میشه به بچه امنیت میده. اون خوش گذرونی زیاد با بچه بهش ناامنی میده چون نمیتونه بفهمه حالا فردا حال مامان خوبه باهام بازی میکنه یا حالش بده منو میزنه.
اگه مجبورین عصبی بشین برین تو اتاق تخلیه بشین و برگردین. تو سن های بالاتر قبلش به بچه بگین من دارم عصبی میشم. موقع دعوا بهش بگین من و بابا دعوا میکنیم ولی هردومون تو رو دوست داریم و تو کار اشتباهی نکردی.