مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان آیلین مامان آیلین ۴ سالگی