۴ پاسخ

سلام عزیزم پسر من هم همینه همین این جوری نمی زاره کار معمولی خونه رو درست حسابی انجام بدم ولی به حالی که بخوام کابینت بریزم بیرون کن هم فعلا بیخیال شدم ببینم هی همت میکنم از خوایم بزنم. صبح خیلی زود یا شب بیدار بمونم چون واقعا حوصله نکن نکن دست نزن ندارم

من موقع خونه تکونی هر قسمتی از خونه که بخوام تمیز کنم میزارم پسرم بیاد پیشم و چند تکه از وسایل همون قسمت رو بهش میدم تا مثلا برای خودش تمیز کنه و دستمال بکشه یا بازی کنه بعد که خواستم جمعشون کنه میگم بیا بزاریم وسایلو سرجاش. اونم معمولا همراهی میکنه

اسبا بازیای خودشو بهش بده ،یا چند تا از وسیلهای آشپزخونه که پلاستیکه بزار کنارت با اونا سرگرم بشه

خونه تکونی بابچه سخته اگه کمک نداری کارهاتو زیاد طول نده یا نوبتی باشوهرت انجام بدین امروز خیرسرم منم خونه تکونی کردم داشتم جارو میکشیدم تواتاق شوهر وپسرم دعواشون شد شوهرم داد زد یعنی انقد ترسیدم دستم بی حس شد ازدادش نه ها فک کردم پسرم از مبلی جایی افتاده نگو با پا زده توچشم شوهرم اونم داشت دعواش میکرد منم کسی رو ندارم کمک کنه

سوال های مرتبط

مامان ابتین مامان ابتین ۴ سالگی
سلام نوزاد من شب ششم تولدش توی بیمارستان بخش زردی بستری بودیم ولی نمیدونم چرا از ساعت فک کنم یک واینا بود تا ساعت پنج صبح هی گریه کرد و بیقرار بود تا یه ذره خوابش میبرد و میزاشتمم تو دستگاه بازم بیدار میشد و گریه میکرد با خودم میگم نکنه کسی بهش اسیب زده من متوجه نشدم 😣 اخه تو اینترنت نوشته یکی از نشانه های ضربه به سر گریه های طولانیه نوزاده .... روز قبلش یکی از هم اتاقی ها خواست دست بچم بزنه و من با لحن تند گفتم نکن دست نزن ولی بعدش معذرت خواهی کردم ولی میگم شاید لج کرده همش میترسم نکنه بعدش اسیبی به بچم زده، همش میگم کاش بخش زردی دوربین داشت تا ببینم کسی به بچم اسیب نزده یه خانم دیگه هم بود همش میگفت من میخا رو مبل بخابم و من گفتم من کمرم درد میکنه و جای منه چون خودشم مبل کناری رو داشت حالا شک کردم شایدم اون بوده به بچم اسیب رسونده ....اخه بچم روز قبلش بش۳۰ سیسی شیر خشک نان دادم بالا اورد و اخرشبم همونطور که گفتم گریه کرد ،فقط اون شب تا صب گریه کرد بعدش هرشب میخابه و عصرا فقط گریه میکنه