۳ پاسخ

من تو خونه تنش میکنم میبرم مسیرم نزدیکه

من آتلیه ای که میبرم خودش لباس داره واسه همین مجبورم اونجا عوض کنم.اخرین بار برای تولدش انقدر خون به جیگرمون کرد که دیگه برای عید نبردمش😞شوهرمم گفت اخرین باری بود که باهات اومدم

من خونه تنش کردم تو مسیر خوابید چروک شد همش
ولی دفعه قبلی دو دست لباس بردم یکی اول از خونه تنش کردم یکی دومی رو‌بردم ک برای عکس بعدیش تنش کنم ک همکاری نکرد و با همون لباس تنش خلاصه کردیم
ببین اگه لباسش چروکی نیست از خونه تنش کن خیلتم راحت کن

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃