۵ پاسخ

به نظر من بچه باید بفهمه که هر چیزی که بقیه دارن رو ما نباید داشته باشیم هر چقدر هم گریه کنه مهم نیست اخرش اروم میشه ولی وقتی هر چیزی رو که نییت کرد شما در اختیارش بزارید نمیتونه نه بشنوه یک دوم وقتی بزرگ شد خواسته هاشم باهاش بزرگ میشن و شما از پس برآورده کردنشون بر نمیایید سوم اینکه هم وقتی بزرگ شد و ازدواج کرد شوهرش نمیتونه مثل شما هر چی که خواست رو فراهم کنه و این باعث اسیب دیدن بیشترش میشه پیامدهای خوبی نداره

تو برنامه دیگه
خانومه میگفت دخترم گفته ماشین بخرید برام بزرگ شده بود وگرنه خودکشی میکنم دور از جون دخترت البته

اشکش مهم نیست عزیزم تربیتش مهمه

نه اتفاقا براش بگیرید عقده ای نشه
من یادمه کم سن بودم
دختر عمه م کلی اسباب بازی داشت
ولی پدر من انقدر اسباب بازی برای من نمیخرید
آخری زد به سرم رفتم اسباب بازی های دختر عممو قایم کردم گداشتم داخل کیفم آوردم خونه
دیگه کارم شده بود همین
آخری هم لو رفتم🤣🤣🤣
منم گفتم چون بابام برام نمیخره منم دزدی میکنم🤣🤣🤣🤣

اصلا نباید بخرید ، هرچی خاسته دادین بهش بد عادت شده فقط باید گریه کنه تا بفهمه چیزی رو نمیشه با گریه ب دست اورد، دکتر پسرم گفت اصلا چیزی ندین بهش حتی اگ ۲ ساعت گریه کنه

جیگرم خیلی اشک ریخت .باهیچی قانع نشد

سوال های مرتبط

مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
مامانا حالم خیلی بده. دو ماهه دخترم لجبازی های عجیب غریب میکنه زندگی رو بهم سیاه کرده شب و روز برام نذاشته واقعا از آدمیت خارج شدم مثلا میگه غذا نمیخورم نمیخوام بخوابم نمیام پوشکمو عوض کنی نمیخوام آب میخواد میگه نمیخوام آب بخورم همه رو با گریه . تا ببینه سفره پهن میشه میخواد جمع کنه نمیذاره هیچی بخوریم نمیذاره جارو کنم نمیذاره لباسای خودم و خودشو عوض کنم حتی نمیذاره دسشویی برم چایی نمیذاره بخورم و همه این مخالفت ها هم با گریه ست با گریه های شدید
اما الان دو روزه میخواد پی پی کنه تا میاد بشینه یهو پا میشه میگه نمیخوام پی پی کنم و واقعا خودشو نگه میداره هر یک ساعت نیم یهو میبینه میخواد پی پیش بیاد میزنه زیر گریه که نمیخوام میگم بشین پی پی نکن نمیشینه خودشو جمع میکنه واقعا روانی شدم انروز سه روزه پی پی نکرده منم دیدم این آدم نمیشه هرچی بغلش میکنم هرچی بهش چشم چشم میگم بخدا نمیذاره ظرف بشورم نمیذاره نماز بخونم گفتم بهش بغلت نمیکنم با من خرف نزن اون واسه خودش گریه میکرد من ظرفامو شستم دسشویی رفتم نماز خوندم بعدم بردمش حمام حتی یک ماهه حمام نمیاد همه کارامو کردم بخدا وقتی صدا میکرد مامان دلم کنده میشد اندازه ده سال امروز پیر شدم ولی دیگه از دستش خسته شدم دیگه دمار از روزگارم دراورده الان خوابیده ولی هنوز تو خواب هق هق میکنه واقعا دلم خونه واسه بچم واسه خودم و زندگی تلخ تر از زهرم