۸ پاسخ

طبق تجربه ی من عزیزم تا یک سنی میتونی تو زندگی مشترک کنترل کنی از ی سنی که بچه میتونه خودش بره و بیا و وای خدانکنه دوتا بچه هم سن و سال خواهر شوهری برادر شوهری هم اونجا باشه دیگه ب زورم درو ببندی میزنه زیر گریه ک برم بازی و ... بعد میان یا میبرنش یا میگن بزارین بیاد بازی کنه خب بعدم دیگه کلا خلق و خوی و رفتار اونا رو بچه اثر میزاره

فقط شب تا صب آرزو میکنم خدا یه خونه بهمون بده بریم از پیششون ،دکتر انوشه میگه اشتباه زتدگی کردن در خونه پدر مادر همسر، و واقعا راس هم میگه

منم این چالشو خواهم داشت و واقعا نمیدونم چیکار کنم

اووف من خواهر شوهرم میومدبچه هارومیبرد خونش شوهرمم هرچی میگفتم نذارببرن نمی‌فهمید.خداروشکر باشوهرخواهرش دعواشون شده نمی‌ذاره برن بخداراحت شدم یعنی واقعا دلم میخواست شوهرمو جر بدم

منم سر بچه اولم با مادرشوهرم توی یک ساختمون بودیم. اوایلش چون خب خیلی کمک حالم توی نگهداری بچه بود و... چیزی نمیکفتم ولی یک بار که کفت چرا بچه رو دعوا میکنی و میترسونی منم توی روش واستادم گفتم روش تربیتی من اینه لطفا دخالت نکنین دیگه رفت که حرفی بزنه. بعد هم که بعد ۷ سال از خونشون رفتیم اوایلش فکر میکرد لابد حرفی زده یا دخالتی کرده که من ناراحت شدم و مثلا شوهرمو پر کردم بریم و...
بعد من جاریم اومد اونجا نشست الان دیگه فهمیده هرچی میگیم به بچه ها ابن نباید دخالت کنه و همچی شده اگر بچه ها میگن نه و بحرف ما نمیکنن اگر خلاف میل مادرشوهرمم باشه ولی میگه بچه ها هرچی ماماناتون میگن و....

من با مادرشوهر م دیوار به دیوار هستیم یعنی درهامون همیشه بازه
اتفاقا تو بچه داری خیلی کمک حالم بوده ولی وقتی بخوام نکته تربیتی گوشزد کنم مادرشوهر م حرف برعکس منو بزنه مودبانه میگم اجازه بدین بچه حرف من رو باید گوش بده . نزاشتم تو تربیت دخالت کنه الان هم می‌دونه حرف فقط حرف مامان

#تحت#

منم تو یه ساختمونم تختغ هیچ عنوان اختیارشو نده بهش با خودت ببر با خودت بیار تجربه ای ندارم بتونم کمکت کنم من خودمم دغدغه اصلیم همینه

سوال های مرتبط