۱۲ پاسخ

بچه از وقت ک پاشو میذاره تو شکم
تا وقت دور از جون شما سنگ قبر میذارن روی ادم واسه ادم غصه داره

پسر من همش جیغ میزنه کلافم کرده

چهار ساله میگم دخترم سال دیگه بزرگ میشه راحت میشم عذابش بیشتر میشه والا

عزیزم پسر منم دقیقا عین پسر تویه همش گریه می‌کنه . من شبا تا ۳-۴صب هم بیدار میمونم و روزا که میخابع بیدار میمونم خیاطی میکنم ب خودت سخت نگیر تموم میشن

دقیقشو بخای بدونی بعد سه سالگی بچه داری راحت تر میشه

با خواهرم تصویری حرف میزدیم محمد کنترل کرد تو دهنش ازش گرفتم جیغ میزد گریه میکرد و کنترل میخواست خواهرم میگفت بده ندادمش
سعی کنیم ارامش خودمون حفظ کنیم چنبار ک این روش انجام بدیم بچه میفهمه ک این راه حل گریه کردن ب درد نمیخوره

عزیزم این روزا هم میگذره خداروشکر که بچت سالمه انشاءالله درست میشه

پسر منم دقیقا اول بخاطر کولیک بعد دندون بعد گوش درد الانم وابسته به من و سینه هام دستشویی هم نمیزاره برم دقیقا شرایطم مثل توعه خوابیدنی کارامو انجام میدم خیلی روزا گشنه میمونم چون نمیزاره بلندشم چیزی بخورم
امشبم دوباره بردمش دکتر حساسیت کرده امپول زد سری پیشم ۸تا امپول بخاطر گوش درد
شیرخشک و فرنی هم نخورد خلاصه جونم برات بگه چاره ای نداریم باید تحمل کنیم

عزیزم پسرمنم همینجوره طفلیابخاطردندون دردزیادی دارن براهمین نق میزنن گریه میکنن نه گلم هیچ اتفاقی نمی افته یکسالگی یادوسالگی بچه همینه امابزرگترمیشن شلوغ کردناشون بیشترمیشه

دختر منم همینطوره از بس گریه میکنه جایی نمیرم اگه برم واقعا عذاب میده تازه دختر من مقاومت به خواب هم داره

بخاطردرد دندونه یه مدت وقتی زیادگریه کرداستابده پسرمنم همینه بعضی موقع شیاف استامینیوفن میزازم چون قطره شوبالامیاره

هی خواهر حالا دوسالگی شنیدم چقد شلوغی میکنن از دیوارم بالا میرن😂

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۵ ماهگی
بعد من طبقه بالا مادرشوهرم اینام ، تا این بچه گریه میکنه زنگ میزنه به من که چشه ، خب بچه گریه میکنه دیگه ، میزم دسشویی گریه میکنه میرم یه کاری کنم گریه میکنه، میخواد بره سر گاز و اینا نمیزارم گریه میکنه ، گریه های وحشتناک میکنه انگار چی شده ، اینم زرتی زنگ میزنه به من که چشه بچه ، به خدا انگار شکنجه میکنمش
امروز دیگه همه چیزو گذاشتم کنار عصبانی بودم از دست بچم و این گریه های الکیش، بهش گفتم لابد میخواد یه کار بکنه من نمیزارم خطرناکه ، گریه میکنه ، میخوای من ایندفعه بزارم بره سر گاز یا دسشویی نرم اروم باشه بچه اره؟ شکنجه نمیکنمش که ، گفت نهههه گفتم شاید تب داره یا دندونش درد داره اذیتت میکنه ، میگم خب درد داشته باشه یا تب استامینوفن میدم بهش دیگه ، گفت باشه و خدافظی کرد ، اه خستم به خدا ، انگار من خودم دلم میخواد این گریه کنه ، خسته شدم به قران،‌گاهی از دستش یه دو دقیقه میرم تو اتاق فقط اروم شم و برگردم نمیفهمم چشه، فقط بهونه و غر ، دندوناشم تازه دراومده اخه
حالا اگه مادرشوهرم بنده خدا میتونست نگهش داره میگفتم یعنی میخواد یکم کمکم کنه ، ولی نمیتونه ، مشکلیم براش پیش بیاد ازش بپرسم میگه من نمیدونم ببر دکتر ، حالا تا گریه میکنه زنگ میزنه چشه😑😑