۱۲ پاسخ

همچین دارویی رو باید آروم آروم کم کنی
مثلا اگه الان یه قرص میخوری از فردا تا یک هفته یک چهارم ازش دربیار
بعد از یه هفته دوچهارم دربیار
بعدش سه چهارم دربیار
کم کم‌ که قطع بشه اذیت نمیشی

نه عزیزم شما معتادش نشدی
بهش نیاز داری
دکترت تجویز کرده دیگه؟

منم ۱۰ ساله میخورم.سر خود قطع نکنیا داغون‌میشی
تحت نظر دکتر قطع کن.بعدشم‌وقتی حالتو خوب میکنه چرا قطع کنی؟حتما بدنت نیاز داره که دکتر بهت داده

سرترالین اصلا نباید سرخود قطع بشه. هر چقدر میخوری،اگه میخوای قطعش کنی باید هفته اول یک چهارمشو کم کنی،هفته دوم نصف بخوری،هفته سوم دوباره یک چهارم ازش کم کنی،ینی ازون نصفه ک میخوردی ،نصفشو نخوری،هفته چهارمم یک چهارم آخریو. منم یک ساله دارم میخورم، نخورده بودم شاید تا پای طلاق میرفتم😁 چون واااقعا همه چی ب هیچ جام بود😁😁 الانم میخورم چون اگه نخورم افسردگی بعد زایمانم قطعی بود

سرتالین رو یهو قط نکن اولش نصف بخور یه مدت باز ۱.۳ بخور بعد قط کن یهو قط نکن بدتر از قبل میشی

اگه دکتر بهت داده ازش سوال کن

برای خوب کردن حالت کاری تونستی انجام بدی بغیر از قرص؟

عزیزم منم ی مدت میخوردم اوایل خیلی حالم بود سرگیجه حالت تهوع ایناطبیعی بود؟دیگ ترسیدم نخوردم ولی الان فک میکنم بهش احتیاج دارم

یه هفته نخوری عادت میکنی..
یکم سخته چند روز اول

منم قبل بارداریم یهو قط،کردم الان میبینم دوباره علائم افسردگیم زیاد شده

نخور
یه هفته سخته
بعد اوکی میشی
بخوری بدتره

بچت شیر خودتو میخوره

سوال های مرتبط

مامان سامیار🐻🤎 مامان سامیار🐻🤎 ۴ ماهگی
روز به روز وابستگیم به پسرم بیشتر میشه و حساس تر میشم روش اون اوایل پسرم گریه میکرد منم باهاش گریه میکردم حتی افسردگی بدی گرفتم شرایط روحیم خیلی بد بود همه میگفتن بچه باید گریه کنه تا بزرگ بشه ولی من گوشم اینارو نمیشنید میگفتم نباید صدای گریه سامیار و بشنوم خیلییی اذیت شدم الان بهتر شدم ولی یه سریا که خودم احساس میکنم بچمو بد بغل کردن اعصابم بهم میریزه ناخودآگاه اخمام میره توهم و به یه بهونه ای میگیرم ازشون دست خودم نیست رو بچم حساس شدم از خانوادم دورم و خانواده همسرم اینجا زندگی میکنن،، یه وقتایی واقعا خسته میشم هم روحی هم جسمی شوهرم میگه به مادرم یا خواهرم بگو بیان کمکت یا تو برو اونجا یا تو هفته یه شب و خونشون بخوابیم که تو استراحت کنی ولی من میگم نه خودم از پسش بر میام کلا ادم سخت گیر و حساسی هستم دوست دارم خودم از تک تک لحظات بزرگ شدن بچم لذت ببرم هر چقدر هم سخت باشه امشب هم شوهرم میگه عید نتونستی هیچی بخری بچه رو بذاریم خونه مامانم بیا امشب بریم خرید کن میدونم بخاطر خودم میگه ولی من دلم نمیاد بچمو تنها بذارم همش احساس میکنم به من احتیاج داره گناه داره..🥲
شوهرم میگه خیلی داری سخت میگیری و خودتو اذیت میکنی اینجوری پیر میشی ولی من دست خودم نیست وابسته شدم به بچم کسی هست مثل من باشه؟ چیکار کنم این حساسیتم کمتر بشه؟