۱۳ پاسخ

من از هشت ماهگی پسرم هر وقت چهار دست و پا رفت سمت گوشی کسی گفتم گوشی وسیله شخصیه نباید دست بزنی و ازش گرفتم به همه هم گفتم گوشی دست بچم ندید دوست ندارم الان کلا به گوشی بی توجه هست شاید اگر کسی زنگ بزنه مثلا مامانم پشت تلفن باهاش حرف بزنه

راه حل پیدا کردی به منم بگو.....واقعا فراموش نکنی عزیزم

بهش ندید هرچقدر هم گریه کرد و باید بازی هایی که دوست داره جایگزین کنید ..راه دیگه ای نداره

تایم بذار، پسر من یکبار ظهر یک بارهم شب گوشی میدم بهش هربار نیم ساعت بود الان ۲۵ دقیقه کردم ، آلارم زنگ میخوره باید بیاره بهم بده وگرنه بازی هاشو حذف میکنم
سعی میکنم بشه روزی یکبار

ببرش خونه بازی
کلاس ثبت نام کن
سرگرمش کن کم کم کلا ترک بده گوشی رو

نت گوشیو از رو برنامه هایی که حالت دانلود دارن بردارید
بازی هارم پاک کنید

سلام پسر منم یه مدت خیلیییی خیلییی حتی گوشی هایی مردم می‌گرفت بازی کنه آهنگ گوش گنه فیلم ببینه
من گوشیم بازی نداره یه دونه داره مناسب سنش نیست هیچ وقت دور بر بازی نمیره بیشتر با گوشی من آهنگ گوش میداد فیلم هایی نوزادیشد میدید یکم میرفت تو گوشی
ولی من ازش میگرفتم زود
نمی‌دادم بهش الان حدود ۴ ماه میشه دور بر گوشی من نمیاد میدونه نمیدم بهش
اگه هم بدم آهنگ میزارم گوشی رو خاموش میگنم میتونه بره توش فقط آهنگ از صفحه قفل گوشی رد میکنه
البته از موقع دخترم اومده آهنگ هم تعطیل شده اصلا گوشی نمیدم
همسرم چرا بازی ریخته فیلم ریخته
نوح مداحی داره وقتی شوهرم دور بر گوشیش نباشه پسرم بر میداره یه چند دقیقه ور میره و تمام خسته مبشع
۱هفته همسرم نداد بهش گوشی این چیغ میزد گریه میکرد شدید
دیگه دیدخیلیی ازیت میکنه گوشی خودش ریخت که وقتی هست یکم بده بهش گوشیشو
بزارم تو حالت پرواز و بهش نگو حالت پرواز چیه که قط نکنه
اینجوری اینترنت هم روشن نمیشه

براش ساعت مشخص کن پسر من چند ماهی از پسرتون کوچیکتره ولی تقریبا متوجه میشه هر چی هم گریه و زاری کرد رو حرفتون ثابت باشین اگه با گریه و زاری کارش و پیش ببره دیگه میشه عادتش

طبیعیه خب گوشی جذاب تره بازی ها رو حذف کن نتم نخر بگو همینه دیگه اگه میخوای همینجوری بردار

تمام بازیها رو پاک کن اون برنامه ای هم که دانلود میکنه حالا بازاره یا هر چی اونم پاک کن بگو خراب شده

همون تبلت هم اشتباه ...من پسرم وابستع بود ی مدت ندادم هرچی گریه کرد هم ندادم حتی نت هم برادانلود نگرفتم و گوشیم خالی کردم دیگه الان نمیخواد گوشی کلا

نت رو ببندین نتونه دانلود کنه

دختر منم شبا میگیره دستش 🤧🤧
قانون گذاشتم فقط دوتا میبینی میخوابی
گریه داد هوار قشنگ نیم ساعت میگیره دستش 🤯

سوال های مرتبط

مامان دخملم مامان دخملم ۴ سالگی
خسته ام از بچه داری خیلی زیاااااااد 😔😔😔 دعا میکنم بمیرم به حدی خستم که دیگه نمیکشم,بچم زیاد شر نیست اما نق میزنه کل روز بهونه میگیره باهیچییییی بازی نمیکنه هر وسیله بازی براش بگیرم فقط همون روز اول دوسش داره بعدش میاد میچسبه بهم نق میزنه بهونه میگیره میبرمش بیرون مثلا میره خونه مامان بزرگش اونجا باز شروع میکنه نق زدن حوصلش سر میره ،باباش چقد از کارش میزنه میریم شهربازی ،بهش محبت میکنیم همچی واسش فراهم اماااااان از بدقلقی ننگ بودنش.با هیچ بچه ای بازی نمیکنه بچها فامیل همسن میان خونمون نمیزاره با وسایلش بازی کنن چقد براش داستان میگم جایزه بهش میدم اگ با دوستات بازی کنی اگ فلان کار خوب انجام بدی، اصلا گوشبحرف نمیده بدتراز اینه که از هیشکی نمیترسه مثلا نه از من نه باباش من خودم گاهی دیگ‌لبریز میشم یه کتک کوچولو میزنم باباش طرفداریش میکنه ،بین تمام بچه های که دیدم بچه من علاوه بود از نوزادیش که کولیک داشت چقد بعدشم گریه میکرد توروخدا نیاید بگید ناشکری نکن فلان من واقعا دیگ عصابم نمیکشه ۲۴سال سن قلبم درد میکنه چقد قرص عصاب مصرف میکردم و میکنم اروم نمیشم خیلی عصابم خراب شده فقط دعا میکنم بمیرم 😭
مامان آیلین مامان آیلین ۴ سالگی
مادرای عزیز من هر وقت سوال میپرسم خیلی کم پاسخ میدین ولی اگه امکانش هست به این سوالم(اگه تجربه ای دارین)جواب بدین، دخترم جدیدا خیلی به من وابسته شده در حدی که اصلا ازم جدا نمیشه اوایل خیلی بهتر بود با باباش میرفت خونه مادر شوهرم و چند ساعتی میموند یا اینکه خیلی وابسته مادرم بود خونه اونا تنهایی میموند و من و مادرم و خواهرم تو یه ساختمونیم صب که از خواب بیدار میشد میرفت خونه خواهرم و با بچه هاش بازی می‌کرد حتی برا شام و ناهار هم صداش میکردیم دوست نداشت بیاد بعضی وقتا شبا با گریه می‌آوردمش خونه الان اصلا بدون من بالا نمیره خونشون نمیمونه حتی دیروز با همسرم بیرون برا خرید میوه هم نرفت گفت اگه مامان بیاد منم میام،یه هفته بردمش مهد ولی اصلا ازم جدا نشد با اینکه خیلی دوست داشت با بچه بازی کنه ولی از کنار من جم نمی‌خورد فقط با حسرت بچه هارد نگا میکرد خیلی خجالتی و اعتماد به نفسش پایینه اگه کسی کنارش با صدای بلند حرف بزنه اگه با اینم نباشه زود گریه میکنه البته این اخلاقا رو از اول داشت ولی وابسته به من نبود الان خیلی وابسته شده نمیدونم چیکار کنم
مامان آرشا و آیهان مامان آرشا و آیهان ۴ سالگی
دوستان غصه داره منو میکشه خیلی ناراحتم از وقتی زایمان کردم کارام زیاد شده خودم دست تنهام اینا هیچی بخاطر آرشا ناراحتم هرشب میگیرمش توبغلم و گریه میکنم
قبلا ازساعت۴تا۱۰شب فقط باهم وقت میگذروندیم بیرون میرفتیم بازی میکردیم حالا گیر داداششم گریه میکنه همش نمیتونم زیاد باهاش بازی کنم کلییییییی بغل و بوسش میکنم ولی خس میکنم کافی نیس خیلی دلتنگشم بدون من وارد اتاقش نمیشد حالا همش تو اتاقش تنها بازی میکنه اخ قلبمممم غذامیدم داداشش گریه میکنه میبرم خموم باز داداشش اصلا نمیتونم وقت بگذرونم بچم وزن کم کرده مرتب ازش کمک میخوام چون کسی نیس کمکم کنه دلم میسوزه صبح ک میشه تا میخوام باهاش وقت بگذرونم داداشش بیدارمیشه شیر و رسیدگی میخواد
متاسفانه هیچکی نیس کمکم کنه شوهرم۳ظهرمیره تا۳شب صبحهاهم یا بیرون کارداره یا خوابه
خیلی آرشارو دوسش دارم دلم نمیاد بخاطر کاراش اذیتاش تذکربدم میترسم روحی اسیب ببینه خس میکنم کم گذاشتم ولی بیشتراز این درتوانم نیس
بعدازظهرا میگم بیا بازی وسط بازی میره سراغ داداشش هی باید تذکر بدم ک نرو بیدارش نکن یا صدام میکنه میگم نمیتونم بیام دستم بنده و دیرترمیرم چندبار تو حموم یا دستشویی مونده جون داداشش توبغلم گریه میکرد اخ امشب چقد گریه کردم هرشب واسش کتاب میخوندم ولی خالا نمیتونم بخدا بیهوش میشم شبا
خیلی دلم گرفته خیلی