۱۱ پاسخ

بسلامتی عزیزم انشاالله که خوش قدمه🥰
میتونی یزره از تجربه سزارین بگی موقع راه رفتن درد داشتی؟

بسلامتی مبارک باشه ❤️ راه بری روده هات بهتر کار میکنه

عزیزم بسلامتی
برا ما هم دعا کن صحیح و سلامت بچمون دنیا بیاد❤️😍

یا خدا یه دغدغه بهم اضافه شد. دفع پروتئین بعد بارداری چی بود این وسط😧

کمپوت گلابی و انجیر چندتا انجیرخشک خیس کن تو اب جوش شربت لاکسی رو هم بعد صبحونه بعد ناهار بعد شام ۲قاشق بخور

شیاف هم باعث کار اومدن میشه

مباركه
واسه شكمت شياف بهت ميدن فورا كار ميكنه

مبارک باشه عزیزم

کمپوت انجیر و گلابی بخور. اگه نشد به پرستار بگو بهت شربت لاکسی ژل بدن. به من هم یکبار داد جواب بود

مبارک باشه عزیزم
ان شاالله ک هیچ مشکلی نداشته باشی
برای شکمت شربت خاکشیر بخور، یا شربت لاکتوز بخور

کمپوت گلابی و انجیر بخور
آلو و انجیر تو آب بنداز بخور
شربت لاکسی ژل

سوال های مرتبط

مامان آقا پسرم💙 مامان آقا پسرم💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین🫠
اخرین باری که برای ویزیت پیش دکتر رفتم ازش خواستم داخل 39 هفته زایمان کنم و بزاره 3 بهمن
دکترم موافقت کرد ولی بعدش که فشارمو گرفت یکمی بالا بود فشارم
دکتر زود برام آزمایش دفع پروتئین نوشت تا ببینه مسمومیت بارداری گرفتم یا نه که جواب ازمایش منفی شد و فهمیدم فشارم ربطی به مسمومیت بارداری نداره ولی دکترم گفت چون فشارت بالاست نمیتونیم نگه داریم 39 هفته نگه داریم همون 38 هفته و سه روز
خلااصه روز موعد رسید با فشار خون بالا رفتم بستری شدم بهم گفتن آزمایش ادرار بده دادم بعدش بردنم اتاق عمل
از کمرم امپول بی حسی زدن که هیچی نفهمیدم بعد دراز کشیدم و خیلی زود بیحس شدم دکتر موقعی که شروع به کار کرد من حالت تهوع وحشتناک گرفتم داشتم بالا میوردم ولی چون ناشتا بودم هیچی نمیومد زود بهم دارو زد یکم بهتر شدم ولی بازم تو حال خودم نبودم اولین گریه بچمم نفهمیدم
یکم بعدش گریه هاشو فهمیدم اوردن گذاشتن روی صورتم که خیلییی لحظه خوبی بود گرمای طبیعی خاصی داشت کلی ارامش گرفتم بعد بچه رو بردن بخیه هامو زدن و بردن ریکاوری بچمو گذاشتن روی سینم بعد چند دقیقه هم بردنم بخش
من اتاق خصوصی گرفته بودم که طبقه 5 بود بردنم اونجا پرستار اومد دو بار ماساژ رحمی حسابی داد که جیغ محکمی کشیدم واقعا درد داشت یکم بعد اومدن گفتن ازمایش ادراری که صبح دادی مثبت شده و دفع پروتئین داری و باید از اتاق خصوصی بری اتاق مادران پر خطر چون دفع پروتئین داشتم بهم سوند وصل کردن ولی بیحس بودم هیچی نفهمیدم خلاصه بردنم طبقه 1 اتاق مادران پر خطر تازه دردام شروع شده بود که بهم گفتن از این تخت به اون تخت خودت خودتو بکش
مامان هدیه امام رضا🥹😍 مامان هدیه امام رضا🥹😍 روزهای ابتدایی تولد
سلام دوستان اميدوارم حالتون خوب باشه امدم راجب زايمان حرف بزنم اميدوارم به دردتون بخوره.

من ١٧دي ساعت٨شب رفتم بيمارستان براي كارهاي تشكيل پرونده،رفتيم پذيربش كارها انجام داديم رفتيم بخش زنان زايمان،اونجاهم كارها انجام داديم چندتا ازمايش بود گرفتن ازم ولباس بهم دادن كه عوض كنم وبهم اتاق نشون دادن رفتم تو اتاق ٤تخته بود،ولباس هام عوض كردم باهمسرم خداحافظي كردم خوابيدم،٣نفر ديگه هم امدن اونهاهم فردا زايمان داشتن.من نتونستم بخوابم تا فردا صبح كه ساعت٨امدن صدام زدن گفتن اماده بشو براي اتاق عمل،همسرم هنوز نيامده بود من رسيدم دم اتاق عمل همسرم رسيد نشد بباهاش حرف بزنم ورفتم براي عمل پر از استرررس بودم وخيلي ميترسيدم ،رفتم داخل اتاق عمل پرستارها امدن كارهامو كردن گفتن بشين منم نشستم دكتر بيهوشي امد كمرم رو پمادي كردي وسوزن بيحسي زد اصلا درد نداشتت من زيادي ترسيده بودم وقتي زد بدنم كاملا داغ شد وقتي داغ شدم سريع بهم گفتن بخواب ،منم خوابيدم.دكترم امد وتو بي حسي بهم سوند وصل كرد.
مامان اِلآرا 🩷 مامان اِلآرا 🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت (۱)
+زایمان سزارین +
سلام خانما من دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ زایمان کردم خدا بهم یه فرشته خوشگل سفید و بامزه هدیه داد ان شالله لیاقت هدیه خدا رو داشته باشم ...
از اونجایی که دکترا منو خیلی ترسوندن و گفتن که تخمک نداری و خیلی ضعیفی من بعد از چند ماه اقدام حامله شدم بدون هیچ قرص و دارویی
فقط استرس از خودم دور کردم و خودمو با مواد غذایی طبیعی تقویت کردم
از اینجا بگم براتون که من خیلی از زایمان طبیعی میترسیدم و استرس داشتم و نمی‌خواستم که طبیعی زایمان کنم بالاخره بعد از کلی تلاش نامه سزارین گرفتم . و ۱۵رفتم اتاق عمل با وجود اینکه سزارین هم بودم قبل عمل خیلی خیلی گریه کردم از ترس اتاق عمل و آمپول بی حسی تو کمر حتی از سوند وصل کردن هم میترسدیم ولی خلاف بر تصوراتم اصلا هیچ کدوم از این مراحل ترس و درد نداشتم اصلا اصلا نفهمیدم درد آمپول و سوند رو خیلی راحت بود در که نشکون هم نبود
خلاصه دکتر خیلی خوبی داشتم از اول تا آخر حاملگیم فقط بهم دلداری داد حتی موقعه. عمل هم داشت باهام هی حرف میزد که استرس نداشته باشم
در کل اتاق عمل خیلی خوب بود هیچی متوجه نشدم فقط وسط عمل وقتی می‌خواست بچه رو خارج کنه نمی‌دونم چرا یه دفعه بالا آوردم و یه پرستار خوبی بود سری تمیزم کرد
ادامه در پارت بعدی -------
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۶ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.