۹ پاسخ

منم فکر میکردم از پسش برنمیام ولی اومدم دیدم نه بابا من پوست کلفت تر از این حرفام خودت بیدار میشی دو سه شب کلا ترس تو دلت هست اصلا خوابت نمیبرع بعدش دیگه خودت کنارش راحت میخوابی با صدا گریش درجا بیدار میشی

نترس پوست کلفت میشی

مامانم ده روز خونم بود ولی حالم بد بود افسردگی داشتم دوست داشتم زودتر تموم شه خودم کارامو بکنم از شبی که مامانم رفتم دخترم آرومتر شد انگار فهمید تنهام

من فقط ۳ روز خونه ی مادرم بودم بعد اومدم خانه ی خودم تنهایی خودم کاراشو انجام دادم حتی شوهرم هم کمک نمیکنه

من از شبی که به دنیا اومد تنها بودم💔

من از ۸ روزگیش تنها بودم

منم اولش همین جوری بودم نترس بری خونه خودت وقتی گریه کنه بیدار میشی
زایمانت چی بود طبیعی یا سزارین؟

منم اولین شبی که قرار بود تنها باشم خیلی میترسیدم اما نگران نباش هممون تو وجودمون این توانایی رو داریم من حتی ساعت هم تنظیم میکردم بیدار میشدم چکش میکردم🥺😍

من ۵٠ روز خونه مامانم بودم یه هفته پیش اومدم الان دیگه بزرگتر شده راحت کاراشو انجام میدم هر وقتم گریه کنه بیدار میشم

سوال های مرتبط