۱۲ پاسخ

عزیزم کار بچه شما طبیعیه و روانشناسان کودک میگن وقتی جایی میرید که بچه اذیت میشه و میخواد به همه چی دست بزنه الویت اینه که اون محل رو ترک کنید چون راحتی و آرامش بچه مهمتر از هر چیزیه
نباید دعواش میکردید کار بچه شما طبیعی بوده کاری غیر از کنجکاوی و شیطنت نداره
باید صبوری کنید یکم که بزرگ بشه راحت میتونی همه جا بری همیشه که اینقدر کوچیک و کنجکاو نمیمونه

بعدشم گلم اگه بخواییم اینطوری فکر کنیم که حیف جوونیمون و چرا بچه آوردیم پس مادرانمون چی بگن؟ اونا چطور بچه آوردن و صبوری کردن تازه با امکانات کم تازه چهار پنج تا می آوردن
عزیزم این قانونیه که همیشه بوده مادران ما تحمل کردن ما باید تحمل کنیم و نسل های بعد از ما هم باید تحمل کنن تا روزهای سخت کوچیکی بچه ها بگذره
انشاالله خدا به همه مادرهای عزیز توان و تحمل بده

فقط خانواده خودمو همسرم دیگه دورتر نمیرم

همه بچه ها همینن غصه نخور...بعدشم این جیزا واسه بچه جالبه میخاد دست بزنه ببینه چطوره تقصیر بچه ک نیست..‌من یادمه سر پسرم ی تایمی یک سال خونه خواهرم ک پر از دکوری بود نرفتم فقط بیرون باهم میرفتیم یا خونه مامانم باهم بودیم

منم همینم عید هرجا رفتم فقط دنبال بچه بودم ، نه غذا ، نه میوه نه شیرینی هیچی نتونستم بخورم بزور مثلا یکی دو قاشق
دیگ بچه ها تو این سن اینجورین دیگه ، واقعا بچه داری سخته خیلی سخت نه جایی میشه رفت ، نه کاری میشه کرد

از منم دقیقااا همینه اینقدر اذیت میکنه نمیفهمه بهم چی میگذرخ🫠

فقط خونه یکی از دوستام و خونه پدر شوهرم شب موندم تاحالا

ما برای راحتی بچه هر جا بریم نهایت ۱۱ شب برمیگردیم خونه

بچه هایی ک زیادی اجتماعین و غریبه و اشنا فرق نداره واسشون اینجورن راحتن من بچم با غریبه ارتباط نمیگیره همون اول رو نمیده

عزیزم همه همینن دقیقا منم عین تو پریشب خونه خواهرشوهر دعوت بودیم وضعیت شمارو داشتم

منم دقیقا رفتم خونه دوستم با این وضعیت بارداریم یه ثانیه نتونستم بشینم افرا از بس به همه دکوری ها میخواست دست بزنه همه رو هی عذرخواهی میکردم جمع میکردم میزاشتم بالا آخر هم یه ثانیه از زیر دستم در رفت یه ظرف شکست البته من میخواستم تنها برم خود دوستم قبول نکرد اصرار که بچه ها رو بیار ،گفت نیاری خودتم راه نمی‌دم ولی خب من خیلی حرص خوردم آخر هم شب که برگشتم خونه قشنگ یه دل سیر گریه کردم از شیطنت های افرا ولی دعواش نکردم چون میدونستم خیلی شیطونه دیگه ذات بچه تو این سن همینه شدیدا کنجکاوه

همه بچه ها همینن این دوران هم میگذره
منم مهمونی میرم پوستم قلفتی میشه
مهمون میاد راحت ترم

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۱۷ ماهگی
مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
سلام مادرای عزیز روزتون مبارک ❤️🥰
خانما شما با وجود بچه کوچیک خونتون مرتبه و قشنگ دکور شده یا اینکه مثل من دیگه هیچ چیز سرجایش نیست مثلاً من مجبور شدم سطل زباله ای که وصل بود به در کابینت رو بزارم روی کابینت ها از دست پسرم و یکی دیگه اش رو کلا جمع کردم از بس پسرم می‌رفت دست میزد بهشون یا اینکه مبلامون رو روبروی هم گذاشتم تا پسرم نتونه ازش بالا ببره و یعنی خودمونیم دیگه نمی تونیم ازش استفاده کنیم چون یکی دوبار خیلی بد جور از روشون افتاد پایین بعد ما پذیراییمون L شکله و هر چی وسیله خطرناک و دکوری بوده از جمله گلدون ،میز تلویزیون ، میز عسلی ها و حتی رخت آویز و... رو همه رو گذاشتیم توی اون قسمت کوچیکه و با مبلها جلوش رو بستیم و هر چی راه کوچیک دیگه برای پسرم بود که بره انطرف با بالش و و پتو غیره گرفتیم و یکی بیاد خونمون قشنگ ابرومون می‌ره و دیگه توضیح نمیدم وضعیت آشپزخونه چطوره میخواستم ببینم شما هم مثل من هستین یا فقط منم که مجبور شدم اینکارو بکنم بگین که تنها نیستم ؟!