۴ پاسخ

صددرصد خودش انتخابش طبیعی بوده و وزن بچه هاش کم بوده هم دوقلو اولی که بیاد دومی عین جفت میمونه مثل اولی نیست دردش چون دهانه رحم باز شده دختر خاله منم طبیعی آورد دوقلو

خوب شاید خودش میخواسته طبیعی زایمان کنه

زنه میدونست دوقلو هستن؟یا بعد زایمان فهمید؟

وای چرا آخه خدایا 🥺🥺🥺
یعنی دوقلو و طبیعی 😥

سوال های مرتبط

مامان عرفان مامان عرفان ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ✨🎀
قسمت سوم
کیسه اب ترکوند و رفت برا سزارین و من ساعت 6 فول شده بودم و دیگه درد نداشتم فقط زور میومد بهم و پاهام باز گرفته بودم که اومد گفت تین چه پوزیشینه عزیزم و معاینه کرد و گفت اوو فول شده به دکتر بگین دست بجنبونه این الان میزاد 😂
و تعجب کرده بود به این سرعت فول شدم چون موقعی که منو معاینه کرد گفت تو تا شب اینجایی و طول میکشه و ماما همراه بگیر و اینا ولی یهو تو یک ساعت داشتم به زایمان میرسیدم....
دیگه به دکتر گفتن و از اونجایی که ماما حق به دنیا اوردن بچه رو ندارن منو به پهلو خوابوند و میگفت زور اومد بهت فقط نفس بکش و زور نزن که این قسمت خیلی سخت بود واقعا و حتی از تموم زایمان درداش بیشتر اذیتم کرد بچه تو کانال زایمان بود و اماده و انگار به زور بدنم باید پسش میزد عقب
دیگه تا 6 و 15 دقیقه تحمل کردم و دفعه اخر داد زدم بچه میاد برین ی دکتر صدا کنین و اعصابم خورد شده بود که دکتر اومد و لباس عوض کرد و من به زور رسیدم تا اتاق زایمان و به زور نشستم رو صندلی زایمان و زور زدم نمیدونم چند تا ولی زور میزدم بچه میومد تا نصفه باز میرفت عقب برا اینکه قبلش به زور منو نگه داشته بودن این اتفاق افتاده بود دیگه دکتر گفت زور بزن که بیاد داری اذیت میشی ی زور محکم زدم و بچه یهو سر خورد اومد بیرون و ساعت 6 و35 دقیقه پسرم دنیا اومد...
مامان آوین مامان آوین ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۶
لاصه گفتن تو دستشویی باید زور خودتو بزنی تا بیاد و منم واقعا خسته شده بودم بعد ده دقیقه اومدن گفتن بیا بریم رو تخت زایمان و رفتم وایی همه درد طبیعی یه طرف اون زور دادن شکم یه طرف والا میگفتن زور بده منم انقد زور میدادم که کالا صورتم پف کرد همینم الان ورم داره ماما همراهم پاهامو گرفته خودمم سرمو کرده بودم تو سینه دکترم شکممو فشار میداد و ماما شیفت یارو دختره که خیلی خوب بود واقعا خیلی براش دعا کردم گفت سر بچتو دیدم زور بزن والا منم دوسه تا زور مشتی زدم سر بچه اومد و یکم سوزش گرفتم که کم کم بدن بچه هم آوردن بیرون وایی نگم از اون حال قشنگ ایشالله قسمت همه چشم انتظارا بعد اینکه بچه به دنیا اومد بکنم زور دادن شکمم و دستشو کرد داخل همه لخته خودمو آورد بیرون قبل اینکه بچه بیاد بهم سوزن بی حسی زدن و پاره کرده خلاصه بعد اینکه بچه دنیا اومد دست کردن داخل هرچی خون بود در آوردن و گفتن سه تا سرفه بزن تا جفت بیاد و گفتم اومد خیلی خوب بود موقعی که جفت بیرون اومد و دیگه بخیه زیادم خوردن چپ سر بچه دیر اومد ولی زود فول شدم خواستم بگم همه مثل هم نیستن... و بازم برگردم عقب طبیعی و انتخاب میکنم چون دوساعت بیشتر درد نداری اونم تحمل میکنی ولی یکم بخیه اذیت می‌کنه اونم قابل تحمله.....
#بازداری بارداری بارداری
مامان گندم مامان گندم ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
گفتم ترو‌خدا بگو‌ بیان باز بی حسی شارژ کنن با اینکه زدن انگار جواب نمی‌داد روم خیلی همراهی کردم اون لحظه فکر میکردم نمی‌تونم بچه به دنیا بیارم اینقدر سخت بود ولی همش تلاش میکردم نمی‌تونستم نفس بکشم دیگه قشنگ سرشو دیدن گذاشتم رو صندلی بردنم اتاق زایمان دکتر هم اومد ماما همراهم داشت بالا شکمم فشار میداد تنفس هارو بهم می‌گفت که من کی زور بزنم اونجا هم باز بی حسی زدن بهم دیگه راحت تر بودم راحت می‌تونستم زور بزنم ماما میدونست مثلا چع موقعی باید زور بزنم می‌گفت زور بزن ده دقیقه نشد بچه به دنیا اومد وقتی به دنیا اومد ی جوری شدم اصلا انگار موقع زایمان من یه عالم دیگه بودم میشه گفت از وقتی سر بچه داشت میومد بیرون تا وقتی بچه به دنیا اومد و من تو اتاق زایمان بودم ی‌حس عجیب غریبی بود واقعا بچه دیدم سرش کشیده بود سریع گفتم‌ دکتر چرا سرش اینجوریه 😂😂گفت درست میشه دیگه بچه بغل کردم تماس پوستی و اینا بعدش جفت کشیدن بیرون موقع بخیه هم اصلا نفهمیدم چون بی حس بودم
مامان کنجد مامان کنجد ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت چهارم
وقتی رفتم اتاق زایمان دکترم اون پایین اول با کمک سوند ادرار و خالی کرد چون گفتم که سر بچه کیپ کرده بود همه خروجیارو بعد یه امپول نمیدونم ب کجا زد که اصلا دردشو حس نکردم بعد برش داد بازم حس نکردم دردشو بعد پروسه زایمان به زور زدن رسید دو نفر شکمم و فشار میدادن دکترمم از پایین بچه رو هدایت میکرد دومین مرحله زور زدن دکترم گفت. موهاش بیرونه و اخرین باره زور میزنی ازم خواست دعا کنم و من تو اون شرایط فقط میخواستم صحیح و سالم ب دنیا بیاد با زور بعدی بچه دنیا اومد و دکترم شروع کرد به بخیه زدن تو همون مرحله دوبار ماساژ رحمی انجام دادن که هر کی میگه درد نداره الکی گفته خیلی درد داشت به اندازه ای که بار اخر التماس میکرد پرستار انجامش نده
بعد از زدن بخیه که یکم درد داشت یعنی درد نداشت ولی اینکه داره سوزن وارد گوشتت میشه رو حس میکردم ولی درد نداشتم رفتم رو تختم دوباره ماساژ رحمی بعد رفتم دسشویی برای اینکه دیگ مطمئن بشن مشکلی ندارم و بعدش منتقل شدم ب بخش
و اینگونه مشکات خانوم به دنیا اومد و زندگیمون و قشنگ تر کرد....🍭💕✨
مامان نیلای قشنگم❤️😍 مامان نیلای قشنگم❤️😍 ۷ ماهگی
پارت دوم از زایمان طبیعی🥲
تجربه زایمانم از طبیعی🥲
بگو این بچه داشته میومده پایین که ماما همراه اومد دید دارم زور میزنم رو توالت فرنگی بودم دید که سر بچه معلومه من نمیتونستم از روی توالت فرنگی بلند شم که به زور اوردنم رو تخت اومد که معاینه کنه دید ۸سانت یهو با زور زدن در دستشویی باز شدم فوری بردنم اتاق زایمان نفسی که دیگه زور بزنم بچه بیاد نداشتم که شکمم فشار میدادم بچه اومد به دنیا از شدت درد بهم میگفتن تو که سن۱۷سالگی باید بچگی میکردی اینجا چ میکنی خیلی رسیدن بهم و دعوا کردن بعد که بچه دنیا اومد همه تبریک گفتن و گفتن چقد تو اذیتمون کردی و هم خودت اذیت شدی همه رخته بودن دور دخترم از بس که تمیز و سفید بود ماشاالله دیگه بهم میگفتن که این درد و کشیدی دیگه نزار گیرت بیاد بچه گفتم دیگه نمیخام توبه توبه می‌گفت معلوم میشه سال دیگه زایشگاه می‌بینمت گفتم توبه🥲😂

خلاصه فقط مردم و زنده شدم از شدت درد خدا نصیب هیچکس نکنه اینطور درد بعد ۱۹ساعت بچم به دنیا اومد🥲🥲
مامان دخملم مامان دخملم ۲ ماهگی
تجربم از زایمان طبیعی

یروز کامل درد داری درد خفیف پریودی تا سه سانت درد ها قابل تحمله ولی وقتی به پنج برسه شدید میشه و وقتی کیشه اب بترکه شدتش خیلی بالا میره ک من همراهم پشتم رو فقط ماساژ میداد و منم ورزش میکردم یکم قابل تحمل بود
وقتی رفتم تخت زایمان گفتن بچه بالاست تا ساعت هفت صب دنیا نمیاد بهم گفتن دردات اومد زور بزن در غیر این صورت خودت خسته نکن ولی من گوش ندادم نفسم میگرفتم با تمام قدرت ک یه ژور میدادم بار دوم درد شدید تری میومد سراغم و بیشتر زور میزدم ک تو نیم ساعت بچه دنیا اومد ینی هرچه زور بزنی بهتره ولی جیغ نزنید چون بچه بالا میره و اصلا تکون نخورید فقط زور با سه چهار تا زور میاد تو لگن با سه چهار دیگ هم میاد بیرون وقتی اومد بیرون همون لحظه کمر درد ران درد شکم درد کل درد ها میره وقتی برش و بخیه میزنن بی حس میکنن کلا چیزی حس نمیکنید
فقط بخیه های الان جنسشون چون خوب نیست و شل میزنن احتمال باز شدن یکی دوتاش خیلی زیاده از من به شما نصیحت کلا ننشینید دراز کشیده به بچه شیر بدین چیزای یبوستی نخورین قرص هارو بخورین حتما راه نرین اصلااااا فقط برای دست شویی برای ادرار هم کلا صاف وایسین ادرار کنین
مامان فندق.کوچولو مامان فندق.کوچولو ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی ۳
از ۴ سانت به بعد ماما همراهم بهم گفت سجده برو و چون دیگه دردام خیلی شده بود برام گاز انتونکس آوردن... البته گاز تاثیری روی دردای من نداشت اما توی باز شدن رحمم خیلی تاثیر داشت که دوساعت بعد حس دسشویی شدید داشتم دوبار رفتم اما هیچی نیومد ... به ماما که گفتم گفت سر بچه است و دوباره معاینه شدم
... تا دکتر و آمد ومعاینه کرد بهم گفتن از الان باید فقط زور بزنی ، فرض کن توی مهمونی  و یبوست شدی میخوای هم زور بزنی و هم صدات نمیخوای بقیه بشنون ...پروسه سختی بود اولش درست زور نمیزدم... بعد فهمیدم باید وقتی درد برگشت زور بزنم ... سرش از همه سخت تر بود تا در اومد یعنی دوتا ماما افتاده بودن رو شکمم و پزشک از پایین تشویق می‌کرد و هی میگفت زور بزن داره خوب میاد بیرون ... بعد از سرش با دوتا زور سرشون های بچه هم اومد بیرون از بعدش یه زور کم میخواست و دکتر هم کامل بچه کشید بیرون و گذاشتنش روی سینه ام( بعدش فهمیدم برای اینکه عصب دست بچه آسیب نبینه تا سر شونه بچه بیاد بیرون باید مادر زور بزنه) ...و در همین حین بند نافشو بریدن