۶ پاسخ

عزیزم من این عکس پروفایلت میخام چطوری بفرستی برام

من امشب یه دل سیر گریه کردم منم خستم نفهمیدم دخترم کی بزرگ شد

قربونت بشم چقد سخت بوده شرایطت

افسردگی عزیز....
باید برید مشاور حتما والا تاثیر بدی روی زندگیت میذاره

حس افسردگیه لامصب

چراگلم

سوال های مرتبط

مامان پارسا مامان پارسا ۱۱ ماهگی
من قبل از به دنیا اومدن پارسا جون یه خیاط خوش ذوق بودم که برای آتلیه های نوزاد و کودک لباس و اکسسوری میدوختم❤️
حتی لباس شب و عروس❤️
خدا به من یه نی نی با گریه های فراوون و بی قراری های زیاد داد ، یه نی نی که نه شب میخوابید نه روز..‌‌.
افسردگی گرفته بودم جوری که هر شب تا صبح یا از خدا مرگمو میخواستم یا فقط اشک میریختم. یه پنجره بالای تختم تو اتاق هست ، بارها و بارها خودم رو تصور کردم وقتی از اون پنجره خودم رو پرت میکنم پایین و تمام... یه دل سیر استراحت میکنم برای همیشه!
یه روز چرخ های خیاطیم رو فروختم و با دوختن خداحافظی کردم💔
ولی خب این مادر خسته خدا رو داشت. یه همسر همراه داشت و یه عالمه مامان هم درد تو گهواره که بهش امید میدادن.
پسرکم شکر خدا آروم تر شد و من مدیون بهترین تراپیست دنیا، امام مهربانی ها ، امام رضا هستم که پسرمو دعوت کرد به مشهد و دست کشید رو سرش...
من آدم خیلی مذهبی نیستم ولی به این چیزا معتقدم ❤️
اینم عکس یکی از لباسای خوشگلی که برای آتلیه دوخته بودم ❤️

حساسیت به پروتئین گاوی ، بد خوابی ، بی قراری ، آلرژی ، رفلاکس💔
مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۰ ماهگی
نحسی ۷ خرداد ازمون رد شد( طبق تاپیک قبلی) فقط یه دعوای شدید با همسرم کردم که تو این ۹ سال بی سابقه بود..
دست ودلم به هیچی نمیاد
هی گفتم خندیدم همه فکر کردن خوبم درحالی که روانی شدم
سه روزه مدام سر راستین داد میزنم
همین الانش باگریه دارم تاپیک میذارم
بیام از چیش بگم؟ اینک از صبح که چشاشو باز میکنه نق میزنه گریه میکنه تا شب؟ یه سرویس میرم جوری گریه میکنه که کبود میشه فقط میگه از صب تا شب بغلت راه ببر تو بغلت فقط نق بزنم نه با چیزی بازی کنم نه با خودت بازی کنم نه تو روروئک بمونم نه بیرون بمونم فقط زر بزنم از صب تا شب
نگین بچه های ما هم همینجورن که باورم نمیشه از بدو تولد تا الان همین لحظه بچه ی سالم یه روز اروم نداشته باشه
بیام از شب نخوابیدناش بگم؟ که شد ده ماه که من شب نخوابیدم
از این بگم که دست کسی نمیمونه که من حداقل یه ساعت گوشام استراحت کنه
از غذا نخوردنش بگم ؟ دیگ چقدر غر بزنم
از خونه ای که همه جاشو گند برداشته و من حتی نمیتونم یه دستمال بکشم به معنای واقعی کلمه نمیتونم چون میذارمش زمین برم سرویس بیام کبود میشه از گریه..
دیروز دوستم برا اولین بار گفت بیا بریم کافه از خونه دربیا اب و هوات عوض شه دلم میخواست همونجا وسط کافه بشینم زار بزنم از بس اذیتم کرد..
هیچیشم نیست سالمه شکرخدا وظیفش فقط دق دادنه منه
چیه این مادری کوفتی که با این همه شکنجه بازم پشیمون نیستم از دنیا اوردنش
ناشکری نمیکنم فقط خستم
خیلی خستم خیلییی خستم!