۱۲ پاسخ

کدوم بیمارستان عزیزم

سلام عزیزم میشه بگی سوند به روش تنفسی یعنی چی منم چند روز دیگه بستری میشم

ای جانم مبارکه عزیزمممم..دیدی انقدرام استرس ندااااشت😍😍خداروشکر..بسلامتی اسم نی نی رو چی گذاشتید؟؟

بسلامتی گلم ❤️ 🌹 😘

منم بچم‌از ۲۹هفته بریچ بود سزارین شدم

ویییی🥹🥹🥹مبارک باشه بسلامتی و دل خوش
از نی‌نی هم بزار ببینیمش

سلام عزیزم
تبریک میگم قدم نی نی نخودچیت مبارک باشه 😍❤️ انشالله قدمش براتون پر از خیر و برکت باشه 😘❤️

هزینه بیمارستان چقد شد؟؟

وای ک منم علت سزارینم بریچه و سرشار استرسم
از تک تک مراحل میترسم

به سلامتى عزيزم
پمپ درد هم گرفته بودى؟

به سلامتی🩵انشاالله به خوشی با خانواده عزیزت بری خونه🌸

مگه ماساژرحمی رو توی بیحسی برات انجام ندادن؟🥲🫠

سوال های مرتبط

مامان شهرزاد مامان شهرزاد ۵ ماهگی
تجربه سزارین: پارت یک
من بخاطر ترسی که از زایمان طبیعی داشتم از دکترم نامه سزارین اختیاری گرفته بودم اما هفته بعدش تو هفته ۳۸ بچه چرخید و بریچ شد
خلاصه رفتم نامه مو عوض کرد و سزارین اجباریدبرام نوشت.
روز قبل عمل با همسرم رفتیم تشکیل پرونده دادیم و همونجا هزینه بیمارستان رو تسویه کردیم...
روز عمل شد با همسرم و خانوادم رفتیم بیمارستان، پذیرش شدم و بهم سوند ادرار و انژوکت وصل کردن.. سوند اصلا درد نداشت فقط احساس سوزش داشت که اونم بخاطر بتادین بود...
تخت کناریم یه خانومه سزارینی بود و اون یکی تخت خانومی که میخواست طبیعی زایمان کنه.. با حس خوشحالی تو دلم گفتم سزارین میکردی راحت میشدی دیگع😒 ولی خبر نداشتم که .....
خلاصه سوار ویلچر شدم و رفتیم اتاق عمل
اونجا یه نفر تو اتاق عمل بود برای همین تو ریکاوری معطل شدم تا عمل تمام بشه، تو این فاصله دکترم خانم کوچکپور که خدا خیرش بده بابت همه چیز ،اومد و اومد پیشم و دستم رو گرفت و بهم دلگرمی‌داد که خیلی از استرسم کم شد🥰😍🌷
ادامه پارت بعدی....
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان نیکی مامان نیکی ۱۴ ماهگی
تجربه‌ام از سزارین رو میخوام بگم…اول که کیسه ابم پاره شد ۳۷ و دو روز و چون بچه بریچ بود سزارین اورژانس شدم…بچه ۳ کیلو بود و چون تند نفس میکشید یک روز رفت دستگاه و به اکسیژن وصل شد بعدش خوب شد آمپول ریه هم نزده بودم.سزارین با بیحسی اسپاینال بود و سوند نداشتم…آمپول بی‌حسی هیچ دردی نداشت خدا رو شکر سر درد و گردن درد هم نگرفتم.ماساژ رحمی هم ندادن منو خدا رو شکر…در کل عمل رو هیچی نفهمیدم…بعدش پمپ درد داشتم که کار نمیکرد🥴😆دردم با شیاف و آپوتل و دستور دارویی خود پزشکم واقعا قابل تحمل بود…ایستادن و راه رفتن یکم سخته اونم اصلا غیر قابل تحمل نیست و خب آدم باید به این فکر کنه که گذراست…در کل الان پاهام و اینا خیلی ورم داره که طبیعیه و چون استراحت نکردم خیلی خسته‌م ولی در کل خیلی راضی و خوشحالم که گذشت به سلامتی…میخوام بتون بگم سزارین واقعا تجربه‌ی ترسناکی که فکرشو میکردم نبود…راستی من اصفهان زایمان کردم با دکتر الهه زارعان که واقعا دستشون سبک و برخوردشون عالی بود❤️
مامان نور🧸🔮 مامان نور🧸🔮 ۱ ماهگی
تجربه سزارین من:
دخترم ۳۸ هفته و ۶روز به دنیا اومد.
انتخاب روزش که انقدر دیر سزارین کنم ،با خودم بود چون تاریخش یه روز مهم بود برام؛وگرنه دکترم میخواست ۳۸هفته و۳روز عمل کنه.و شاید بگید فقط۳روز اضافه شد ولی بگم که:روزای اخر،هر دقیقه امکان زایمان و پاره شدن کیسه اب و کم شدن حرکات و … استرسش چندین برابره.
خلاصه که با کلی نگرانی گذشت و دخترم روزی که میخواستم ،به دنیا اومد،
حالا درمورد عمل بخوام بگم :
نگرانی های منم مثل خیلیا
برای بیحسی و سوند و برش و بخیه و ماساژ رحم اولین بلند شدن از تخت و راه رفتن و پمپ درد و شیاف و خیلی چیزای دیگه بود
ولی بیحسی از کمرم اصلاااا درد نداشت،خیلی میترسیدم ولی اصلا متوجه نشدم .
سوند اصلا هیچ حس و درد و سوزشی نداشت و خیلی هم خوب‌بود و میگفتم کاش بشه هر روز سوند بذارم و راحت بخوابم.
برش و بخیه رو اصلاااا نفهمیدم .
ماساژ رحم قابل تحمل بود و چون میدونستم هرچی بیشتر باشه برام بهتره،کاملا تحمل‌کردم و البته درد ِکوتاه وخیلی در لحظه ای داشت و چون بی حس یا نسبتا بی حس هستیم ،بیشترشواصلا نمیفهمیم.
بلند شدن از تخت هم واقعا عجیب بود چون وقتی بلند میشی و چند قدم میری میبینی تمومه.بیشتر ترس داریم تا درد.
خونریزی واقعا قبل کنترله و همون روز فقط زیاده بعدش دیگه خیلییییی کمه .
پمپ درد نگرفتم به توصیه دکترم ،اصلنم اذیت و درد نداشتم و خداروشکر‌ که نگرفتم،حای قرص های مسکن که داده بودن موقعدرد بخورم،نخوردم و شیافم فقط روز اول بود بعدش دیگه نیازم نشد.

خلاصه تجربه خیلیییی خوبی بود.