سوال های مرتبط

مامان هیلدا و هانا مامان هیلدا و هانا ۱ ماهگی
تجربه سزارین من پارت اول :
من تاریخ ۲۲ مرداد دکتر بهم نوبت سزارین داد که طبق سونو انتی‌میشدن ۳۷ هفته و ۲ روز
روز قبلش رفتم برای کارای پذیرش که ازم یه ازمایش خون و ادرار گرفتن و قرار شد صبح روز بعد ساعت ۷ بیمارستان باشم
صبح که رفتم بیمارستان دیگه ساک وسایل بهم دادن که داخلش یه دست قاشق چنگال و لیوان و دمپایی و مسواک بود
اول رفتم بخش زایشگاه .
ماما زایشگاه اول اطلاعاتم‌گرفت و پروندم تکمیل کرد و بعد ضربان قلب بچه هار چک‌کردن و فشار گرفتن و لباس بهم دادن تا عوض کنم
و بعدش اومدن برام سرم وصل کردن که بهش گفتم روی دستم وصل کن‌که راحت تر باشه بعدا برای جا به جایی گفت نه توی خود دست راحت تری امکان تکون خوردنشم کم تر و خوب درد هم نداشت موقع وصل کردنش
بعد میخواستن سوند وصل کنن که بهش گفتم‌نمیشه تو اتاق عمل وصل کنین گفت نه ولی خودت شل بگیری اصلا درد نمیاد
فقط موقع وصل کردنش یه سوزش خیلی کم احساس کردم و خوب بعد که روی ویلچر نشوندن که ببرنم اتاق عمل یه حس بدی داشتم
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و