۳ پاسخ

عزیزم کدوم سونوهارو میخوان
میشه کپیشو بدیم؟

مبارکع😍❤️

❤️عزیزم مرسی که تجربه اتو گفتی
تبریک میگم قدم نورسیده میارک

سوال های مرتبط

مامان رادین💙🐥 مامان رادین💙🐥 ۱۵ ماهگی
من اومدم با تجربه زایمان سزارین ؛در بیمارستان عرفان نیایش✨🤍
بهترین بیمارستان؛بهترین امکانات بهترین کادر درمان 🫶🏼
(پارت اول)
روز دوشنبه ساعت ۶:۳۰صبح که از خواب بیدار شدم
به همراه مادرم و همسرم و دختر عموم راهی بیمارستان شدیم!
ساعت۸:۳۰ رسیدم بیمارستان که هم خیلی دیر رسیده بودم هم واقعا ترافیک بود !
خلاصه تا رسیدم مادر و دختر عموم رو نگه داشتن نداشتن بیان بالا
منو همسرم رو فرستادن بلوک زایمان برای انجام دادن کار هام و رضایت های همسری ✨🤍
کارام خیلی سریع پیش رفت و منو خوابوندن اول ان اس تی گرفتن ازم بعد آنژیوکت وصل کردن و بعد سوند !!
اصلا از سوند نترسید هیچی نییییییییست
از من ترسو تر فکر نکنم وجود داشته باشه اما اصلا ترس نداشت و درد نداشت 🙂فقط کمی سوزش!!
اما آنژیو کت وصل کردن برام خیلیییی درد داشت
بنظرم از اون بیشتر برسید حتی خانم پرستار هم می‌گفت آنژیو کت درد و سوزشش بیشتر از سونده😂اما خب اونم بعد از ۵ دقیقه عادی شد و دیگه درد نداشت!
ان اس تی هم همه چی خوب بود
کارام تموم شده بود و منتظر بودم بیان ببرنم اتاق عمل!!🥲
مامان اقا حامی مامان اقا حامی ۱۲ ماهگی
تجربه سزارین من 😍😍😍
صبح ساعت ۶ بیمارستان پارسا بودیم و تا ساعت ۸کارهای پذیرش و انجام دادیم و اکو قلب انجام دادن و سوند وصل کردن که ی درد خیلی کم در حد ۲ ۳ ثانیه و تمام سوند وصل شد..اذیتی نداشت
بد راهی اتاق عمل شدم و امپول بی حسی تزیق شد و ساعت ۹ گل پسر قشنگم بدنیا اومد و ازشون خواستم برام پمپ درد وصل کنن..
که بهترین کاری بود که درحق خودم انجام دادم چون بداز رفتن بی حسی من هیچ دردی نداشتم و از همون اتاق عمل و داخل ریکاوری من هم سرم و تکون دادم هم کلی با پرستارها و .. صحبت کردم و تو ریکاوری پسرم و میدیدم و خداروشکر ن سردردی گرفتم ن هیج حال بدی .. داخل ریکاوری شکمم رو چند بار فشار دادن که در حد خیلی کم درد احساس کردم و اولین راه رفتن هم واقعا دردی نداشتم
تا امروز هم خداروشکر همه چیز خوب بود ن جاییه بخیه هام اذیتم کرد ن فعالیت هام من از همون روز داخل بیمارستان و خونه فعالیت انجام دادم و کارهامو انجام ... و اصلا هم نیازی به استفاده از شیاف پیدا نکردم..
خداروشکر خیلی تجربه قشنگی شد برام زایمان 😍و تصورش روهم نمیکردم سزارین انقد خوب و راحت باشه♥️ بنظر من
اول از همه امادگی مادر مهم بد انتخاب دکتر خوب برای ی زایمان راحت😍♥️
انشالله شماهم تجربه خوبی داشته باشید و اصلا نگران شنیده هاتون نباشید چون همه ادماها مثل هم نیستن من انقد راجب سزارین بد شنیدم الان که خودم تجربش کردم خوشحال به خودم استرس ندادم بخاطر گفته های دیگران ...👪👪
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۳ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۴ ماهگی
#پارت دوم( تجربه من از سزارین)💐
خلاصه که من هی درحال چک شدن بودم مدام و فشارمم کنترل نمیشد من هم که سابقه فشار نداشتم و احساس میکردم حرکات جنین مثل قبل نیست...
روز یکشنبه که دکترم توی بیمارستان ویزیتم کردن مجدد گفتن آب جنین اگر افت کرده باشه ختم بارداری میدم روز دوشنبه جزو نفرات اول برای سونوگرافی رفتم و دکتر سونوگرافی بعد از سونو گفتن چرا ختم بارداری نمیدن گفتم همه چیز بستگی به این سونو داره از دکتر پرسیدم که آب جنین چند شده دکتر گفتن ۵ حالا من هم هیچ آمادگی برای زایمان نداشتم اصلا آماده نبودم نه خودم و نه خانوادم خیلی تند تند و یهویی مامانم شروع کرد انجام دادن کارهای زایمانم
لباس تنم کردن و سوند رو وصل کردن
اما از سوند بگم ( درد جای گذاری سوند یه سوزش عمیق داره و درد کم و قابل تحمل که فقط چند دقیقه اول احساس میکنی اونم فقط به خاطر اینکه حس میکنی چیزی داخل واژنت گیر کرده اما روهم رفته کاملا قابل تحمل هستش و زمانی که بی حسی عمل رو براتون بزنن و بعدش که بی حسی میپره دیگه اصلا حسش نمیکنید)
بعد از وصل کردن سوند و سرم و تکمیل پروندم از بخش مامایی منو با پرستارم فرستادن اتاق عمل ورودی اتاق عمل علائم حیاتی و فشارم چک شد توضیحات راجب حال احوالاتم داده شد و صدای قلب جنین چک شد و تحویل اتاق عمل داده شدم اتاق عمل که پذیرفتن من توی اتاق انتظار نرفتم مستقیم رفتم اتاق جراحی....
بریم پارت بعد؟!
مامان شاهکار مامان شاهکار ۷ ماهگی
پارت بیستم_هزینه ها و تجربه های من از بیمارستان نیکان اقدسیه تهران
راجع به بخش آزمایشگاه و سونوگرافیش توو تاپیک های جدا حتما صحبت میکنم
امروز فقط راجع به روز زایمان صحبت میکنم
ما ۳دی ساعت ۸صبح بیمارستان بودیم و شرایط من از دیشبش اورژانس شده بود و نوبت اصلی من برای بستری برای ۶دی بود
با وصف حال وقتی که برای پذیرش رفتیم خیلی سریع کارا پیش رفت و قبل از پذیرش گفتن باید تریاژ زنان بری که نامه ی بستری پزشکت رو تایید کنن
بعد دوباره اومدم و کارهای بستری انجام شد که همون لحظه دکتر شهامی اومدن و دیدمشون و کلی انرژی گرفتم و بعد ،پرستار همراه منو تا بخش بستری برد واونجا تحویل ی بهیار داد و تمام کارهای من مثل تعویض لباس و …رو انجام دادن
بعد از اون روو تخت موقت بستری شدم سرم گرفتم و Nsdو اومدن سوند وصل کنن که من جیغ و داد کردم 😂
گفتم تو رو خدا بعد بی حسی وصل کنید ،با پزشکم تماس گرفتن و ایشون موافقت کرد که توو اتاق عمل وصل کنن(کارها مدام پشت هم انجام می‌شد و لحظه ایی معطل نبودم و توو هر مرحله ی همراه داشتم یا ماما یا پرستار یا بهیار و ثانیه ایی تنها نبودم)

عکس لحظه ی پذیرش روز زایمان…