#پارت دوم( تجربه من از سزارین)💐
خلاصه که من هی درحال چک شدن بودم مدام و فشارمم کنترل نمیشد من هم که سابقه فشار نداشتم و احساس میکردم حرکات جنین مثل قبل نیست...
روز یکشنبه که دکترم توی بیمارستان ویزیتم کردن مجدد گفتن آب جنین اگر افت کرده باشه ختم بارداری میدم روز دوشنبه جزو نفرات اول برای سونوگرافی رفتم و دکتر سونوگرافی بعد از سونو گفتن چرا ختم بارداری نمیدن گفتم همه چیز بستگی به این سونو داره از دکتر پرسیدم که آب جنین چند شده دکتر گفتن ۵ حالا من هم هیچ آمادگی برای زایمان نداشتم اصلا آماده نبودم نه خودم و نه خانوادم خیلی تند تند و یهویی مامانم شروع کرد انجام دادن کارهای زایمانم
لباس تنم کردن و سوند رو وصل کردن
اما از سوند بگم ( درد جای گذاری سوند یه سوزش عمیق داره و درد کم و قابل تحمل که فقط چند دقیقه اول احساس میکنی اونم فقط به خاطر اینکه حس میکنی چیزی داخل واژنت گیر کرده اما روهم رفته کاملا قابل تحمل هستش و زمانی که بی حسی عمل رو براتون بزنن و بعدش که بی حسی میپره دیگه اصلا حسش نمیکنید)
بعد از وصل کردن سوند و سرم و تکمیل پروندم از بخش مامایی منو با پرستارم فرستادن اتاق عمل ورودی اتاق عمل علائم حیاتی و فشارم چک شد توضیحات راجب حال احوالاتم داده شد و صدای قلب جنین چک شد و تحویل اتاق عمل داده شدم اتاق عمل که پذیرفتن من توی اتاق انتظار نرفتم مستقیم رفتم اتاق جراحی....
بریم پارت بعد؟!

۵ پاسخ

رفتی کاشانی عزیزم؟ سنو اختیاری بودی؟

آره عزیزم بقیه اش رو بذار

از اول قرار بود بری سزارین یانه؟

هول اومد بهم چرا 😂ایشالله به وقتش قسمت ما♥️

من ازسوندمیترسم نمیشع نزارن😂😂

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین اول: من بیمارستان بوعلی همدان عمل شدم و حدود یکسال تحت نظر دکتر عظیمی بودم که خودشم عملم کرد هزینه بیمارستان حدود ۴۲ ۴۳ تومنی شد و ۶ تومنم دکتر به عنوان دستمزد گرفت. من صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان که یخورده زود و خود پرسنل هم نیومده بودن ولی از شش ونیم چنتا دیگه مامان هم برای عمل اومدن که من چون زودتر از همه رفته بودم نوبتمم برای عمل زودتر شد. اول رفتم بخش زایمان اونجا مدارک و تحویل دادم و سرم برام وصل کردن و سوند.هیچی از وصل کردن سوند نفهمیدم و اصلا درد نداشت ولی بعدش حس خوبی نداشت و احساس میکردم ادرارم میریزه که دوبار پرستار اومد چک کرد و تاکید کرد هیچ مشکلی نداره و فقط بخاطره شستشو فکر میکنم سوند شله . من از اتاق عمل هیچ ترسی نداشتم و ساعت نه رفتم اتاق عمل اونجا با دکترم صحبت کردم ولی از لحظه ای که آمپول بی حسی و بهم زدن و پرده رو کشیدن جلو چشمم استرس تمام وجودمو گرفت و به دکترم میگفتم من میترسم اونام همش باهام صحبت کردن و گفتن نفس عمیق بکش که بهترشدم همون پنج دقیقه اول کوچولو به دنیا اومد و بهم نشونش دادن که همه استرسم رفت ولی چون رو سینم احساس سنگینی میکردم و از استرس خیلی صحبت کردم و سرمو تکون داده بودم تهوع گرفتم و تو اتاق عمل مقدار کمی بالا اوردم که به اون وحشتناکی که فکر میکردم نبود و تو اتاق عمل همه چیز برای هراتفاقی مهیا بود بعد نیم ساعت بخیه زدن تموم شد و انتقالم دادن ریکاوری اونجا بچه رو اوردن بهش شیر دادم البته من بی حس بودم و همه کارارو پرستار کرد بهم گفتن تا یازده تو ریکاوری میمونم ولی فقط یه ربع موندم و انتقالم دادن اتاقی که بهم داده بودن ، عصر باوجودپمپ درد احساس درد کردم ک برام شیاف گذاشتن و بهتر شدم
مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۲
رسیدم بیمارستان ازم nst گرفتن گفتن هم انقباضات زیاده هم ضربان قلب بچه بالاس باید همین الان بستری شی سزارین اورژانسی شی منم گفتم پس به دکترم زنگ برنید بیاد
به دکترم زنگ زدن تهران نبود منم گفتم فردا عمل کنید میخوام دکتر خودم باشه بهم گفتن انگار متوجه نیستی ضربان قلب بچه بالاس
خلاصه قبول کردم دکتر بخش منو عمل کنه دکتر خوبی بود خدابی اما از شانس من دکتر خودم نبود تازه به دکترم ۹ تومن هم زیر میزی دده بودم که اینجوری شد
خلاقه کفتن حاضر شو برای امل ساعت ۷ صبح بود گان و این چیزا پوشیدم نوبت سوند زدن شد من شنیده بودم درد داره خیلی میترسیدم بهشون گفتم تو اتاق عمل بعد بی حسی بزنید گفتن همشون مردن خلاصه من راضی شدم سوند برام وصل کنن
پرستاره گفت خودتو شل بگیر نفس عمیق بکش درد نداره منم همین کارو کردم کلا ۱۰ ثانیه طول کشید دردش هم قابل تحمل بود اونجوری که فکر میکردم نبود
من فیلمبردار واسه اتاق عمل و دیزاین اتاق vip داشتم که بخاطر اورژانسی شدن نتونستم انجام بدم خیلی ضد حال خوردم
خلاصه منو بردن اتاق عمل ا