تجربه سزارین اول: من بیمارستان بوعلی همدان عمل شدم و حدود یکسال تحت نظر دکتر عظیمی بودم که خودشم عملم کرد هزینه بیمارستان حدود ۴۲ ۴۳ تومنی شد و ۶ تومنم دکتر به عنوان دستمزد گرفت. من صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان که یخورده زود و خود پرسنل هم نیومده بودن ولی از شش ونیم چنتا دیگه مامان هم برای عمل اومدن که من چون زودتر از همه رفته بودم نوبتمم برای عمل زودتر شد. اول رفتم بخش زایمان اونجا مدارک و تحویل دادم و سرم برام وصل کردن و سوند.هیچی از وصل کردن سوند نفهمیدم و اصلا درد نداشت ولی بعدش حس خوبی نداشت و احساس میکردم ادرارم میریزه که دوبار پرستار اومد چک کرد و تاکید کرد هیچ مشکلی نداره و فقط بخاطره شستشو فکر میکنم سوند شله . من از اتاق عمل هیچ ترسی نداشتم و ساعت نه رفتم اتاق عمل اونجا با دکترم صحبت کردم ولی از لحظه ای که آمپول بی حسی و بهم زدن و پرده رو کشیدن جلو چشمم استرس تمام وجودمو گرفت و به دکترم میگفتم من میترسم اونام همش باهام صحبت کردن و گفتن نفس عمیق بکش که بهترشدم همون پنج دقیقه اول کوچولو به دنیا اومد و بهم نشونش دادن که همه استرسم رفت ولی چون رو سینم احساس سنگینی میکردم و از استرس خیلی صحبت کردم و سرمو تکون داده بودم تهوع گرفتم و تو اتاق عمل مقدار کمی بالا اوردم که به اون وحشتناکی که فکر میکردم نبود و تو اتاق عمل همه چیز برای هراتفاقی مهیا بود بعد نیم ساعت بخیه زدن تموم شد و انتقالم دادن ریکاوری اونجا بچه رو اوردن بهش شیر دادم البته من بی حس بودم و همه کارارو پرستار کرد بهم گفتن تا یازده تو ریکاوری میمونم ولی فقط یه ربع موندم و انتقالم دادن اتاقی که بهم داده بودن ، عصر باوجودپمپ درد احساس درد کردم ک برام شیاف گذاشتن و بهتر شدم

۳ پاسخ

عزیزم برای اولین بار که شیر دادین نوزاد سیر شد شیر داشتین

به سلامتی عزیزم قدمش مبارک باشه😍

بسلامتی

سوال های مرتبط

مامان 🩵شاهان🩵 مامان 🩵شاهان🩵 ۱ ماهگی
سلام مامانا بالاخره منم زایمان کردم...🫠اومدم تجربمو از زایمان سزارین بگم.... من شنبه ساعت ۵ونیم صبح یه صبحانه سبک خوردم به گفته دکترم که تا موقع عمل ناشتا باشم ساعت ۱۰ رفتم بیمارستان نور شهریار برای بستری تا ۱۱ بستری شدم تو بلوک زایمان اونجا بهم سرم وصل کردن nst گرفتن ساعت ۳ دکترم اومد قبل اینکه برم اتاق عمل بهم سوند وصل کردن (خانمایی که میترسن از سوند اصلا ترسی نداره فقط هرچی پرستار و ماماها میگن گوش کنین نفس عمیق بکشین و خودتونو شل کنین دردی نداره فقط یکم سوزش داره و حس ادرار که اونم بعد زدن بی حسی از بین میره) ساعت ۳ونیم رفتم اتاق عمل ساعت ۴ پسرم دنیا اومد فیلمبردارمم اومد تو اتاق عمل فیلمبرداری کرد بی حسی و که به کمرم زدن پاهام داغ شد و چیزی نفهمیدم پنج دقیقه بعد صدای پسرم و شنیدم و آوردن گذاشتن رو سینم همین که صورتش چسبید به صورتم آروم شد و با چشاش داشت نگام میکرد انگار که دنیا برام اون لحظه وایساد 🥹 اشکام همینطوری بی اختیار میریخت 🥰 همون لحظه از خدا خواستم تمام چشم انتظارا دامنشون سبزشه و این حس قشنگ و تجربه کنن و همه مامانای باردار به سلامتی فارغ بشن و صحیح سالم بچشونو بغل بگیرن😍
مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۳ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین
مامان yazdan👶🏻💙 مامان yazdan👶🏻💙 روزهای ابتدایی تولد
سلام عزیزان خوبید
پارت ۱
مادرای مهربون بعداز۱۶روز بالاخره وقت کردم بیام تجربه زایمان سزارین دومم رو تو بیمارستان هدایت بگم
من از هفته ۳۰بارداری رفتم بیمارستان تشکیل پرونده دادم اوایل هردوهفته یکبار برای چکاپ میرفتم از هفته ۳۵به بعد هرهفته میرفتم برای چکاپ دکتر برای ۶تیر بهم نوبت عمل زد برای ۳۸هفته و۴روز شنبه ۶تیر ساعت ۹صبح رفتم بیمارستان کارهای پذیرش وبستری رو انجام دادم ساعت ۱۲ازم آن اس تی گرفتن که خداروشکر خوب بودبعدش انژیوکت رو وصل کردن لباس عمل دادن که بپوشم وآماده باشم اتاقم روهم بهم دادن که بعداز عمل همونجا قرار بود بستری بشم ساعت ۳بردنم اتاق عمل تو اتاق عمل بهم سوند وصل کردن سرم رو وصل کردن دکتر اومد باهم سلام واحوال پرسی کردیم دکتر بیهوشی اومد اونم خیلی دکتر خوبی بود اول با لیدوکائیین کمرم رو یکم سر کرد که درد سوزن رو متوجه نشم خداییش هم اصلا نفهمیدم کی سوزن زدن ودر آوردن فقط گفتن دراز بکش بعداز چند دقیقه از کمر به پایین حس گرما گرفتم ولی بازم میتونستم پامو تکون بدم به پرستار گفتم گفت میتونی پاتو بلند کنی گفتم نه گفت پس بی حس شدی دکترم ودستیارش اومدن جلوی صورت من پرده کشیدن
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤