سلام مامانا بالاخره منم زایمان کردم...🫠اومدم تجربمو از زایمان سزارین بگم.... من شنبه ساعت ۵ونیم صبح یه صبحانه سبک خوردم به گفته دکترم که تا موقع عمل ناشتا باشم ساعت ۱۰ رفتم بیمارستان نور شهریار برای بستری تا ۱۱ بستری شدم تو بلوک زایمان اونجا بهم سرم وصل کردن nst گرفتن ساعت ۳ دکترم اومد قبل اینکه برم اتاق عمل بهم سوند وصل کردن (خانمایی که میترسن از سوند اصلا ترسی نداره فقط هرچی پرستار و ماماها میگن گوش کنین نفس عمیق بکشین و خودتونو شل کنین دردی نداره فقط یکم سوزش داره و حس ادرار که اونم بعد زدن بی حسی از بین میره) ساعت ۳ونیم رفتم اتاق عمل ساعت ۴ پسرم دنیا اومد فیلمبردارمم اومد تو اتاق عمل فیلمبرداری کرد بی حسی و که به کمرم زدن پاهام داغ شد و چیزی نفهمیدم پنج دقیقه بعد صدای پسرم و شنیدم و آوردن گذاشتن رو سینم همین که صورتش چسبید به صورتم آروم شد و با چشاش داشت نگام میکرد انگار که دنیا برام اون لحظه وایساد 🥹 اشکام همینطوری بی اختیار میریخت 🥰 همون لحظه از خدا خواستم تمام چشم انتظارا دامنشون سبزشه و این حس قشنگ و تجربه کنن و همه مامانای باردار به سلامتی فارغ بشن و صحیح سالم بچشونو بغل بگیرن😍

تصویر
۲۲ پاسخ

پارت ۳

برای اولین راه رفتن هم ترس نداشته باشد درد داره اما غیر قابل تحمل نیست آروم آروم قدم بردارین اذیت نمیشد البته بستگی به توان تحمل درد هر بدن هم داره من خودم خیلی اذیت نشدم خیلی خونریزیم نداشتم خونریزیم دو روز اول بود اونم خیلی کم الان تقریبا تموم شده در حد لکه بینی...
دکترمم خانم لیلا عطارزاده واقعا میتونم بگم بهترین دکتره ایشون خودشون برام عمل انجام دادن خیلی راضیم ۴ روزه سزارین کردم الان سرپای سرپام انقدر دستشون سبکه (بخیه هم من هر روز میرم حموم با آب و شامپو بچه میشورم با باد ولرم سشوار خشکش میکنم)
سزارینم اختیاری بود بازم برگردم عقب انتخابم صدرصد سزارینه خیلی راضیم
هزینه بیمارستان خصوصی هم همه چی با هم ۱۰۰ میلیون شد

پارت ۲

بعدش بردنم ریکاوری اونجا شیردهی انجام دادن برای من ۴ بار ماساژ رحمی انجام دادن سه بارشو بی حس بودم نفهمیدم اما آخری خیلی درد داشت و واقعا اذیت شدم( اما فقط برای چند لحظه اس سعی کنید تحمل کنید چون به نفع رحم و خودمون و بدنمونه) بعدش بردنم بخش و من اتاق خصوصی گرفته بودم و واقعا هم راضی بودم از کادر درمان رسیدگی همه چیز عالی بود واقعا...
تا ۶ ساعت بعد عمل هیچی نخوردم فقط مسکن و شیاف و آنتی بیوتیک بهم میدادن (سعی کنید بعد از عمل سرتونو تا جایی که میتونید زیاد تکون ندید زیاد حرف نزنید تا سردرد و گردن درد نگیرید وقتی هم تونستید چیزی بخورید قهوه یا نسکافه و چای بخورید واقعا کمک کننده اس و حتما خرما و آبمیوه طبیعی و کمپوت آناناس همراهتون داشته باشید چون کمپوت آناناس برای خوب شدن زخم عالیه)

عزیزم بیمارستان نور پک وسایل بهتون داد یا لباس نوزاد؟یا خودتون تهیه کردین

مرسی از توضیحاتت عزیزم
منم دکترم خانم عطار زاده هستن عاشقشونم
همه تعریف میکنن
البته من دوست دارم طبیعی زایمان کنم
میگن دستمزد سز رو ۱۰ تومن میگیرن ولی طبیعی رو ازش ۲۷ هفته بودم پرسیدم نگفت
نمیدونم میگیره یا نه

این ۱۰۰ تومنی که هزینه بیمارستان شد با دستمزد دکتر بود یا دستمزد دکتر جدا بود؟

منم میخوام برم بیمارستان نور گفت طبیعی ۶۵ تومن
حالا چون همراه ندارم نمیدونم قبول کنن اتاق خصوصی بگیرم همسرم پیشم باشه یا نه شما اتاق خصوصی گرفتید کی پیشتون بود؟ میدونید میذارن آقا بمونه یانه؟

مبارکهههه عشقمم😍😍 ببخشید پیامات برام نمیومدد . تو دوستام داشتم دنبالت میگشتم ک ببینم زایمان کردی یا نه🥲

مشتاقانه مشتاق اون روزمم😍

سلام عزیزم😍
بسلامتی قدمش پرخیروبرکت باشه برات😍🧿🩵

مبارک باشه عزیزم زیر سایه پدر مادر بزرگ شه😍😘

مبارکه عزیزم

مبارک باشه عزیزم 💜

مبارکت باشه عزیزممم

به سلامتی عزیزم مبارک باشه😘😘💕💕💕🌹🌹🌹

قدمش مبارک
خودت سزارین انتخاب کردی؟میشه اگه امکانش هست از دلیلت بگی

مبارکه عزیزم❤️😍

مبارک باشه عزیزم

قدمش مبارک باشه انشاالله بیمارستان خصوصی بود یا دولتی

اون آمپول بی‌حسی درد داشت؟

عزیزم خوش قدم باشه ❤️❤️
چند هفته بدنیا اومد؟ چندکیلو بود ؟

مبارکه عزیزم

مبارک باشه گلم انشاالله برای ما هم به همین راحتی باشه 🥲

تاپیکام ببین گلم😍🧚🏼‍♀️کرجم

مبارکه عزیزم❤️

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین اول: من بیمارستان بوعلی همدان عمل شدم و حدود یکسال تحت نظر دکتر عظیمی بودم که خودشم عملم کرد هزینه بیمارستان حدود ۴۲ ۴۳ تومنی شد و ۶ تومنم دکتر به عنوان دستمزد گرفت. من صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان که یخورده زود و خود پرسنل هم نیومده بودن ولی از شش ونیم چنتا دیگه مامان هم برای عمل اومدن که من چون زودتر از همه رفته بودم نوبتمم برای عمل زودتر شد. اول رفتم بخش زایمان اونجا مدارک و تحویل دادم و سرم برام وصل کردن و سوند.هیچی از وصل کردن سوند نفهمیدم و اصلا درد نداشت ولی بعدش حس خوبی نداشت و احساس میکردم ادرارم میریزه که دوبار پرستار اومد چک کرد و تاکید کرد هیچ مشکلی نداره و فقط بخاطره شستشو فکر میکنم سوند شله . من از اتاق عمل هیچ ترسی نداشتم و ساعت نه رفتم اتاق عمل اونجا با دکترم صحبت کردم ولی از لحظه ای که آمپول بی حسی و بهم زدن و پرده رو کشیدن جلو چشمم استرس تمام وجودمو گرفت و به دکترم میگفتم من میترسم اونام همش باهام صحبت کردن و گفتن نفس عمیق بکش که بهترشدم همون پنج دقیقه اول کوچولو به دنیا اومد و بهم نشونش دادن که همه استرسم رفت ولی چون رو سینم احساس سنگینی میکردم و از استرس خیلی صحبت کردم و سرمو تکون داده بودم تهوع گرفتم و تو اتاق عمل مقدار کمی بالا اوردم که به اون وحشتناکی که فکر میکردم نبود و تو اتاق عمل همه چیز برای هراتفاقی مهیا بود بعد نیم ساعت بخیه زدن تموم شد و انتقالم دادن ریکاوری اونجا بچه رو اوردن بهش شیر دادم البته من بی حس بودم و همه کارارو پرستار کرد بهم گفتن تا یازده تو ریکاوری میمونم ولی فقط یه ربع موندم و انتقالم دادن اتاقی که بهم داده بودن ، عصر باوجودپمپ درد احساس درد کردم ک برام شیاف گذاشتن و بهتر شدم
مامان آرنیک مامان آرنیک ۸ ماهگی
مامان آراز کوچولو مامان آراز کوچولو ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
سلام به همه اول از همه میخام خداروشاکر باشم برای سلامتی و وجود پسرم
اومدم براتون از سزارین شدنم بگم امیدوارم بدرد بخوره و یادگار بمونه برای خودم این متن
چهاردهم اردیبهشت هزار و چهارصد و چهار ساعت چهار صبح راهی بیمارستان شدم و وقتی رسیدم اولین نفر برای زایمان بودم
منو وارد بلوک زایمان کردن بهم سرم زدن و سوند وصل کردن البته ک سوند درد داشت و گفتم برام اتاق عمل بزارن گفتن پرسنل اتاق عمل مرد زیاد هستن و منم نخواستم و خلاصه گذاشتم
بعد لباس هامو عوض کردم و با ویلچر منو وارد بلوک اتاق عمل کردن و گذاشتن روی تخت و بردن داخل اتاق عمل
دستگاه هارو بهم وصل کردن فشارمو می‌گرفتن منم خیلی میترسیدم و دعا می‌خوندم ک فقط پسرم سالم باشه
موقعی ک خوابوندنم رو تخت اتاق عمل قبل اینک دکترم بیاد حس خیسی کردم و کیسه ابم ترکیده بود
شانس آوردم ک اون تاریخ واقعا سزارین شدم و تو خونه و راه این اتفاق نیفتاد برام
خلاصه دکترم اومد دلم آروم تر شد
دکتر بیهوشی هم بلافاصله اومد یه آقای مسن مهربون که همشهری هم درومد
منو بلند کردن نشوندن و آمپول بی حسی رو‌ داخل کمرم زدن واقعا دردناک بود
بلافاصله پاهام شروع به گرم شدن و داغ شدن بی حس شدن از نوک پام تا زیر سینم شد دراز کشیدم و پرده کشیدن جلوی چشمام و کمی حس میکردم روی شکمم چیزی میکشن
بعد از چند ثانیه دکترم بهم گفت مامان بالارو نکاه کن ک حس سبکی داخل شکمم کردم انکار وزنه ازم کنده شد و پسرمو آوردن بالای پرده و دیدمش و اشکم سرازیر شد
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۳ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۲
ساعت ۴ رفتم اتاق عمل ....قبلش لباس اتاق عمل دادن پوشیدم و بهم انژوکت زدن و سوند وصل کردن ....اصلا اصلاااا سوند درد نداشت...چون میدونم خیلیا ازش میترسن ....بعد باویلچر رفتم اتاق عمل ...دکتر بیهوشی اومد قد ووزن ازم پرسید واصلا ازم نپرسید بیهوشی یا سر خودش بیحسی رو انتخاب کرد منم انقدر از زایمان طببعی وحشت داشتم جرعت نکردم بگم بیهوشم کنین ...۳بار برام امپول بی حسی زد ...درد داشت ولی قابل تحمل بود ازسوند و...دردش بیشتر بود بعدش حس پاهام کامل رفت واصلاااا نمیتونستم تکون بدم وکامل بی حس شدم یه پرده انداختن جلو چشمم شکمم رو نمی دیدم وشروع کردن به عمل ....اصلا درد واینا نداشتم ولی حس میکردم دارن یه کاری انجام میدن ...اینم بگم ازاول تا اخر عمل دو دستام به شدت میلرزید طوریکه صدا میداد وقتی باتخت برخورد میکرد ودکتر میگفت طبیعیه ...بعد از ۱۰ دقیقه از عمل صدای گریه ی بچم اومد و بهترین حس دنیا بود ...قسمت همه ی چشم انتظارا🙏...گریم گرفت اون لحظه ازشدت ذوق صورتش رو زدن به صورتم ومن خیالم راحت شد...
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤