۷ پاسخ

دردش کمتر امپول پنی سیلینه دراوردنش سوزش داره

لیدوکائین

من میترسم بگم سوند درد نداشت باز چرت گفته باشم🤣 لیدوکایی میزنن دست سبک دکتر هم خیلی مهمه

خیلی چرت میگین بعضیاتون .چطور سونددرد نداشت؟من دوبا آمپول بی حسی رو زد ازدردفقط حیغ میکشیدم انگار با تبر کمرمو ساقط کردن چطورمیگی دردنداشت . بعد عمل هم که داغونترشدم شش روزه سزارین کردم هنوز دردام مثل روز اولن .واقعا آدمارو مسخره نمنید المی نگین سزارین خوبه و فلان

عزیزم درد بعد عمل چقدر بود؟؟

واقعااا سوند درد نداشت؟اون امپول نخاع درد بدی نداشت؟با یکبار بی حس شدید؟

هزینش چقد شد

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان رویین مامان رویین قصد بارداری
سلام خانوما
اومدم از تجربه زایمان  بگم بهتون
من سزارین شدم
دکتر تو ۳۶ هفتگی تاریخ زایمان داد  چون بچم از اول تا  اخر بریچ بود و نچرخید
من ۱۳ ام تاریخ داد خورد ب اربعین
افتاد ۱۵ ام
از شب ۱۴ ام رفتم بستری شدم   تا صبح سرم تراپی.  و صبح ساعت ۶ و نیم اومدن گفتن حاضر شید برای  عمل
ساعت ۷ و نیم اومدن سوند وصل کردن  
ولی تعداد عمل ها زیاد بود.  من نفر ۱۲ ام بودم برا همون خیلی اذیت شدم
سوند وصل کردن نه درد داشت و نه اذیت  میکرد فقط موقع زدنش ک یکم سوزش  داشت ک اونم با اب مقطر  ک میزدن   بر طرف میشد
ولی من چون بچم ب پا بود و هی سرم  دریافت میکردم اذیت شدم هی لگد میزد ب مثانه ام 
بعدش منو بردن سونو گرافی. داخل بیمارستان
اگه یه وقت  بریچ بودین. حتما روز قبلش برین سونو گرافی داخل شهر
من فکر کردم شب میگیرن ازم ولی افتاد قبل عمل  با سوند خیلی بد بود. اذیت شدم
بعدش منو حاضر کردن برا عمل
ساعت ۱۲  منو بردن اتاق عمل  اول دکتر  بیهوشی اومد منو  بی حس کرد
اون سوزن اپیدورال میگن درد داره
اما اصلا درد نداشت  من بیشتر   ترس داشتم
همین ک دارو بی حسی رو تزریق کرد
از باسن داغ شدم
سریع منو خوابوندن
وای یه حس بی نهایت خوبی بود برا منی ک ۹ ماه فشار رو مثانه و اینا بود  بی نظیر بود حسش
مامان علیسان مامان علیسان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین پارت یک
اصلا استرس نداشتم اولش ولی یه حس عجیب داشتم صبح ساعت ۷ راه افتادیم رفتیم بیمارستان کارای بستری و گرفتن و پک اینجوری چیزارو انجام دادیم که البته من نمیدونستم شناسنامه هم میخوان برنداشته بودیم اینجا میگم اونایی که مثل من نمیدونن یادشون باشه بردارن
خلاصه حالا قبول کردن من زایمان کنم بعد همسرم بره بیاره چون نیاز بود همسرم باشه بیمارستان
لباسای بیمارستان و پوشیدم فشارمو گرفتن و دراز کشیدم نوار قلب گرفتن سرم وصل کردن و نوبت رسید به وصل کردن سوند یکمی میترسیدم بهشون گفتم بعد بی حسی وصل کنن از استرسم ولی خوب همون موقع وصل کردن اصلا درد نداشت واقعا بعد یه مدتی هم تا دکترم بیاد همون جا بودم رو تخت بعد اومدن دکترم منو بردن اتاق عمل
رسیدیم به زدن امپول بی حسی اینم میترسیدم ولی انقدر رفتار پرسنل و پرستان ودکتر عالی بود که واقعا از استرسم کم میکرد
امپول زد اصلا درد نداشت در حد خیلی کم قابل تحمل بود برای منی که از هر چی امپول میترسم
بعد امپول زدن سریع پاهام گرم شد و بی حس سریع گفتن دراز بکش از استرسم نمیتونستم درست دراز بکشم ولی اخر موفق شدم دراز کشیدم