سوال های مرتبط

مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۲
رسیدم بیمارستان ازم nst گرفتن گفتن هم انقباضات زیاده هم ضربان قلب بچه بالاس باید همین الان بستری شی سزارین اورژانسی شی منم گفتم پس به دکترم زنگ برنید بیاد
به دکترم زنگ زدن تهران نبود منم گفتم فردا عمل کنید میخوام دکتر خودم باشه بهم گفتن انگار متوجه نیستی ضربان قلب بچه بالاس
خلاصه قبول کردم دکتر بخش منو عمل کنه دکتر خوبی بود خدابی اما از شانس من دکتر خودم نبود تازه به دکترم ۹ تومن هم زیر میزی دده بودم که اینجوری شد
خلاقه کفتن حاضر شو برای امل ساعت ۷ صبح بود گان و این چیزا پوشیدم نوبت سوند زدن شد من شنیده بودم درد داره خیلی میترسیدم بهشون گفتم تو اتاق عمل بعد بی حسی بزنید گفتن همشون مردن خلاصه من راضی شدم سوند برام وصل کنن
پرستاره گفت خودتو شل بگیر نفس عمیق بکش درد نداره منم همین کارو کردم کلا ۱۰ ثانیه طول کشید دردش هم قابل تحمل بود اونجوری که فکر میکردم نبود
من فیلمبردار واسه اتاق عمل و دیزاین اتاق vip داشتم که بخاطر اورژانسی شدن نتونستم انجام بدم خیلی ضد حال خوردم
خلاصه منو بردن اتاق عمل ا
مامان داریان🧸💙 مامان داریان🧸💙 ۲ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین
پارت ۲
تو اون یه هفته خونه رو با شوهرم تمیز کردم و وسایلای داریان و خودم رو جمع کردم و بردم خونه ی مامانم چیدم و اماده کردم چون قرار بود بعد زایمان برم خونه ی مامانم اینا بعدش شب عمل شاممو خوردم و از ساعت ۱۲ دیگه هیچی نخوردم تا صبح خیلیم گشنم بود بچه تند تند تکون میخورد یه دو ساعتی خابیدم و ساعت ۵ ونیم صبح منو همسرم ومامانمو و خواهرم و بابام و مادرشوهرم رفتیم بیمارستان
ساعت ۶ ونیم اونجا بودیم تشکیل پرونده دادیم رفتم ازمایش دادم دکتر عمومی دید و اینا گفتن فعلن باید ۶۰ کارت بکشیم تا آخر تسویه کنیم منو بعدش گفتن برو بخش زایمان منم با همراه هام خدافظی کردم و با همسرم رفتیم بالا اونجا لباسامو در آوردم و لباسی که بهم دادن رو پوشیدم همسرم رفت برام دمپایی اورد من فک کردم میزارن خودم برم ازش بگیرم و باهاش خداحافظی کنم ولی پرستار گفت تو برو بخاب رو تخت و نشد که خداحافظی کنم
اولین نفر بودم که رفتم بعد من تند تند زنای باردار مثله من میومدن و کنارم دراز می‌کشیدن پرستارا اومدن یکیش سرم وصل کرد برامون و اون یکی سوند سوند اصلن درد نداره فقط یه حالت سوزشی داره مخصوصن من که گشنم بود بچه همش تکون میخورد و خودشو سفت میکرد سوزش سوند بیشتر می‌شد
مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
من هی گریه میکردم میگفتم توروخدا بگید چیشده که گفتن بند ناف محکم پیچیده دور گردنش…
دیگه من اون لحظه نفسم رفت فقط زااار میزدم میگفتم خدایا این کارو با من نکن من اتاقشو چیدم همه چیشو اماده کردم من بدون دخترم از اینجا نرم
خلاصه پرستارا سریع بهم اکسیژن وصل کردن گفتن تند تند نفس بکش بذار اکسیژن برسه به بچه ولی مگه میتونستم…نفسم داشت قطع میشد به زور چندتا نفس عمیق کشیدم تا دکتر اومد
(اینجا اینو اضافه کنم من یکی از دلایلی ک زایمان طبیعی و انتخاب نکردم این بود ک به شدت از معاینه اینا میترسم و حتی به دکترم گفتم تو نامه بیمارستانم بنویس ک سوند و بعد بی حسی تو اتاق عمل برام بذارن) خلاصه دکتر اومد گفت باید معاینت کنم سر بچرو با دست تکون بدم تا بهش شوک وارد بشه
منو نمیگی وحشت کرده بودم گرررریه میکردم میگفتم من میترسم اونم اصلا بدون توجه به من شروع کرد به معاینه…اصلا نمیخوام از دردش بگم😣 یکم که گذشت دکتر گفت دهانه رحمت بستس نمیشه کاری کرد زنگ بزنید دکترش سریع بیاد اورژانسی باید عمل بشه…دوباره یه سرم بهم‌ وصل کردن هی شکممو تکون دادن تا اینکه صدای قلبش ضعیف اومد بعد پرستاره گفت اجازه بده سوندم همینجا وصل کنیم ک دیگه رفتی اتاق عمل سریع عمل و شروع کنیم معطل نشیم منم ک دیگه اب از سرم گذشته بود گفتم معاینه ک شدم دیگه یه سوندم وصل کنن دیگه🥲 خلاصه گفتم باشه اومدن سوند و وصل کردن ک اصلااا درد نداشت ینی من همش منتظر درد بودم ک گفت تموم شد فقط یه حس سوزش و چندشی داشت همین ، نه زدنش درد داشت واسم نه کشیدنش



فرزندپروری/سزارین/زایمان/طبیعی/نوزاد/شیرخشک
مامان پناه خانوم مامان پناه خانوم ۵ ماهگی
پارت۲ )
رفتم اتاق اومدن ۳ بار معاینه کردن برا زایمان طبیعی ولی گفتن دهانه رحمت هم بستس کامل هم طول سرویکسم زیاده فلان بعد گفتم بابا کلیه ام خیلی درد می‌کنه گف برو سونوگرافی بعد سنگرافی دستگاه وصل کردن ضربان قلب بچه رو چک کردن که ضربانش یهو زیاد میشد یهو کم میشد که بعد ۵ دقیقه جواب سونوگرافی آوردن گفتن جفت در حال کنده شدن باید اورژانسی سزارین بشی و زنگ زدن دکترم دکترم گفت ساعت ۷ بیمارستانم و در همین حال یه ساک دادن بهم داخل ساک دمپایی و لباس و کاور دسشویی فرنگی و تب سنج و کاغذ دستمالی بود بعد بهم گفتن لباس هاتو در بیار اینارو بپوش برو سرویس بهداشتی و هر چی دسشویی داری و خالی کن چون دکتر گفته بهت سوند وصل نشه بعد اینکه از سرویس اومدم گفت بشین رو ویلچر بریم اتاق عمل و من نشستم و یع پتو کشیدن روم و بردن برا اتاق عمل که شوهرم و بابام رسیدن بوسم کردن گفتن منتظریم ها و من خندیدم و پرستار منو برد به سمت اتاق عمل که وقتی رسیدم اتاق عمل کولر روشن بود و من واقعا هم بخاطر کنده شدن جفت هم چون کولر روشن بود شروع کردم به لرزیدن خیلی شدید منو توی تخت نشوند و گفت الان دکترت میاد بقیه تاپینگ بعدی