۱۲ پاسخ

برو مرخصی بگو کمر درد شدید شدم دکتر استراحت داد تا ببینه چی میشع هزار تا راه حل هست ولی درسته چشم زخم حقیقت داره ولی با انرژی مثبت بگو هیچ چشمی روی منو زندگیم اثر نداره چشم بد بقیه رو ب خودت با افکارت جذب نکن لازم هم نیست بگی ک بارداری ی بهانه جور کن مرخصیتو حتما استفاده کن چون خطرناکه

بگو مریض شدم ویروسی چیزی
نگو دلیلشو
هرچی کسی ندونه بهتره
حتما استراحت کن دکتر تشخیص داده گ گفته وگرنه نمیگفت

عزیزم برو پیش دکتر عمومی شرایطتو بگو برگه ی مرخصی هم ببر. بگو پزشک عمومی برات مرخصی به دلیل انفولانزا بنویسه. بعد برگه انفولانزا رو نشون مدیرتون بده و به زن عموت هم بگو تب و بدن درد و انفولانزا شدید گرفتم میخوام نیام سر کار

چقدر حرفاتون غیر منطقی عزیزم قرن بوق نیستی که اینجوری فکر میکنی. مگه مردم بچه ندیده ان بیان توروچشم بزنن؟؟هیچ کسی هم بیکار نیست دنبال حرف دیگران باشه

بگ. توی برگه یه ویروس خطرناک بنویسه دکتر اینکار واست میکنه

بگو آبله مرغون گرفتم 😂

ولی عزیزم بچه مهم تره اگه دکتر مرخصی نوشته حتما استفاده کن و استراحت کن تا خدایی نکرده اتفاقی نیوفته که پشیمون بشی
حالا به اونا هم یه چیزی بگو مثلا کمر دردی که باید بابتش استراحت گرفتی

من ویارم خیلی بد بود یک ماهو نیم خونه مادرم بودم چون کلا سینوزیت دارم و اون موقع هم سر درد شدید داشتم به همه گفتیم سینوزیتم داره اذیت میکنه و حالم خوب نیست و اینا

اول تا آخر دیگ بالاخره باید بفهمن‌‌ دیگ ، حرف مردم بیخیال ، از مرخصیت‌ استفاده کن گلم

ازین آدما همه جا هست
منم عروسی دعوتم نمیدونم چیکارکنم نرم همه میفهمن

به نظرم برو مرخصی چون خطرناکه لکه بینی داری

بگو ویروس گرفتم اسهال استفراغم یا بگو سرماخوردم

سوال های مرتبط

مامان بی اعصاب مامان بی اعصاب هفته سی‌وسوم بارداری
خانومایی که به چشم زخم اعتقاد دارین، شنیدین جنسیت پسر خیلی تو چشمه و ممکنه چشم بخوره؟ من تو دو راهی سختی قرار گرفتم چون قبول دارم موضوع چشم رو حتی ممکنه از روی بدجنسی نباشه ولی یه عه گفتن میتونه کلی انرژی منفی بیاره... دخترم هفت ماهشه الان متوجه شدم که پسر باردارم همه فک میکنن چون پشت هم بودن اینم دختر میشه فامیل شوهرم نخود تو دهنشون خیس نمیخوره خیلی میترسم بهشون بگم و پخش عالم و ادم کنن... از طرفیم نگم بعدا دلخور میشن چرا نگفتی مگه ما چشممون بده و ازین حرفا... حتی شوهرمو باید متقاعد کنم نگیم بهتره... اینم بگم هیچکس نمیدونه باردارم جز خانوادم و خانواده همسرم تا جایی که خودم اطلاع دارم... دوستام هم نمیدونن چون احساس راحتی نمیکنم کسی بفهمه... حتی وقتی فهمیدن نه خوشحالی نه چیزی ندیدم تازه گفتن عه دخترتو از عزیزی دراوردی چرا مراقب نبودی و این حرفا و... بیخیال کلا مسئلم اینه چطوری این مسئله رو پنهان کنم یا اصلا نکنم؟ شما بودین چیکار میکردین.
مامان لناُدوقلوها🫧🎀 مامان لناُدوقلوها🫧🎀 هفته بیست‌وپنجم بارداری
دخترا من یه پسر عمو دارم
خیلی سال پیش قبل حتی ازدواجم و اینا حدود ۱۵ یا ۱۶ سالم بود که این با دوستم تو رابطه بود بعد کلی وقت بعد کات اونا من فهمیدم دوستم داشته مثلا میدونین بچه بودم خب دوزاریم نمی‌افتاد که این رفتاراش یعنی چی
مثلا من از بچگی خیلی زودرنج بودم این همیشه مراقب بود حرفی نزنه من ناراحت شم یبار ناراحت بودم گفت چی گفتم گفتم الان بگم درستش می‌کنی گفت آره و اینا
بعدا یه ذره چشم و گوشم که باز شد فهمیدم خودشم یبار اومد جلو ولی خب من چون قبلا با دوستم بود خیانت می‌دونستم اینکارو ته دلم دوسش داشتم بکم
الانم من خیلی ساله ندیدمش حدودا از وقتی سما دنیا اومد تا الان
یعنی حدود ۱۰ سال پیش اون هنوز ازدواج نکرده
حالا فردا قراره زن عمو اینام بیان خونم به لنا سر بزنن من استرس دارم
میدونم بده میدونم نباید اصلا حتی بهش فکر کنم و ببینین بخدا من اصلا الان حسی ندارم نسبت بهش و حتی تو این ۱۰ سال حتی یبارم فکرم نرفته سمتش به جرعت میتونم بگم
ولی الان یهو دارم فکر میکنم چجوری ببینمش چجوری رو به رو شم باهاش عذابم میده خجالت میکشم حس میکنم هنوز همون نگاه رو داره بهم
بیاین بگین چیکار کنم 😭😭




بارداری زایمان سزارین واکسن دوماهگی تخمدان نازایی