۶ پاسخ

واکنش نشون نده اصلا بهش خوراکی بخر تصویری بزنگ بگو ببین داداش برات خوراکی گرفته لوسش کنی بخدا روزگارتو سیاه میکنه

پسر منم یه همکلاسی داشت دقیقا شرایط شما رو داشتن، بعد از دنیا اومدن خواهر کوچکش رفته بود خونه عمش، به مرور بعد از دو سه ماه بهتر شد

هرکاری که ازم برمیاد انجام میدم ولی نمیدونم‌چرا بی فایدست

براش اسباب بازی کادو بگیر و موقع بچه داری ازش الکی کمک بخواه مثلا بگو لباس نی نی میاری بعد دائم بهش بگو این کوچولو باید من و تو مواظبش باشیم تو آقا شدی بزرگ شدی ببوسش بغلش کن بیشتر باهاش وقت بگذرون از شوهرتم کمک بگیر مثلا وقتی همسرت میاد بگو با پسرت بازی کنه موقعی که نی نی خوابه با پسرت بیشتر وقت بگذرون

خوب من‌الان چیکار‌باید بکنم‌؟؟

احتمالا بچه ی جدید روش تاثیر گذاشته

سوال های مرتبط

مامان سیاوش‌وکیارش مامان سیاوش‌وکیارش ۳ سالگی
یعنی متنفر از نزدیک بودن ب خانواده شوهر هم خوار شوهرم نزدیکه هم جاریم
خواهر شوهرم ک پنج دقیقه میاد خونه پدر شوهرم ب چشم بچه‌ها خودشو نشون میده می‌ره اینا زر زر میکنن الان من داشتم خونه پدر شوهرم ظرف میشستم بچه‌هام حیاط بازی میکردن این خانمم ساعت ۳میخواد بره عقدکنون اومده خودشو ب اینا نشون داده خواسته بره اینا گفتن می‌آییم خونتون اینم قشنگ برده کوچه گذاشته جلو در برادرشوهرمینا رفته دختر اونم اینارو حیاط نمیزاشت رفتم دیدم اونجوری دیدم حرصم در اومد از دست دوتاشون گرفتم با گریه آوردم خونه درحالی دختر اون بیست‌وچهارساعته خونه منه من این دختر و انقد دوست داشتم ولی از وقتی بچه‌هام بزرگ شدن انقد اذیتشون می‌کنه ازش متنفر شدم یعنی ی چیزی خوردنی دست بچه‌هام میبینه میاد باهاشون طرح دوستی میریزه میخوره می‌ره میاد خونمون با همه وسایل اینا بازی می‌کنه اینا می‌ره خونشون یا نمیزاره یا اگه هم بزاره بهشون وسایل نمیده برگریه میندازتشون یعنی من فقط از خدا صبر ایوب می‌خوام بتونم اینجا دووم بیارم