۷ پاسخ

سلام عزیزم
چون هر دفعه رفتی بهش باج دادی ،دیگه اونا راضیش نمیکنه و هردفعه انتظارات بیشتری داره ازت ،چون میدونه با گریه کارش راه میفته و بهش گوش میدی ..
حالا بنظرم این سری که رفتی اصلا محلش نده ب زور ببرش و بیارش و هرچقدرم گریه کرد محل نده ، چند بار اینکارو تکرار کن تا بدونه همیشه حرف حرف اون نیس ،گاهی اوقات ممکنه تو پول نداشته باشی یا اصلا جایی باشی که برات مقدور نباشه اون ساعت بری جایی که اون میخاد

سلام گلم
خونه مامانت هم بازی نداره یا جایی واسه بازی نداره؟
اگه بتونین اونجا براش با چیزای ساده یه چیزی تو مایه های وسایل بازی (تاب، سرسره، الاکلنگ و...) چیزایی که با هزینه های کم و دم دستی بشه درست کرد، بازیهایی که خودش دوست داره همراه با خانوادت باهاش بازی کنین، یجوری که حسابی بهش خوش بگذره و حسابی خسته بشه که خونه اومدنی خواب بره
بجه ها فقط بازی یا همبازی مناسب سنشون میخوان.

این ترفندش شده

خب بنظر من ک این کلک بازی در میاره هی گریه زاری میکنه ک تو بهش باج بدی

مامانتون طبقه بالا خودتون هستن؟

نباید براش چیزی بخری یا جایی ببری تا تو بتونی چن ساعت بری خونه مامانت
بی محلی کن بگو باید همه جا باما بیای

خب از اول رشوه دادی عادت کرده باید بی محلش کنی.

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۲ سالگی
مامان پسری مامان پسری ۲ سالگی
خیلی دلم گرفته هیچکس رو ندارم باهاش درد و دل کنم ...مادرم چهارسال پیش بیماری سختی گرفت ما از من دوماه باهاش تو بیمارستان موندم از شهرخودمون رفتیم تهران اونجا بستری و عمل شد ...بعد برگشتیم من سه ماه خونه مامانم موندم همه کاراش رو میمردم ازش پرستاری و مراقبت میکردم حواسم به همه چیش بود کارای خونه رو هم میکردم ...بعدم که رفتم خونه خودم بازم روزا میومدم همه کارا رو میکردم شب برمیگشتم خونه ....الان چندماه مریضی مامانم عود کرده بازم بستری و عمل و تهران ...من بخاطر پسرم دیگه نمیتونم مثل قبا ازش پرستاری کنم کاراش رو بکنم میرم خونه مامانم پسرم شیطونی میکنه لجبازی میکنه غذا نمیخوره ...رفتم ده روز با مامانم تهران موندم پسرم خونه مادر شوهرم موند بازم عمل داره بازم باید برم باهاش ...میریم مطب دکتر پسرم دو سه ساعت با بابام تو ماشین میمونه از یه طرف غصه مادرم که نمی‌تونم به خودش و خونه و زندگی برسم از یه طرف غصه پسرم که همش دست دیگرانه خیلی تند خود و بداخلاق شدم از غصه مادرم پسرم رو میزنم و باهاش بداخلاقی میکنم از غصه پسرم با مادرم تندی و بداخلاقی میکنم ...شدم چوب دوسر نجس...دلم میخواد بمیرم راحت بشم