۷ پاسخ

سلام عزیزم
چون هر دفعه رفتی بهش باج دادی ،دیگه اونا راضیش نمیکنه و هردفعه انتظارات بیشتری داره ازت ،چون میدونه با گریه کارش راه میفته و بهش گوش میدی ..
حالا بنظرم این سری که رفتی اصلا محلش نده ب زور ببرش و بیارش و هرچقدرم گریه کرد محل نده ، چند بار اینکارو تکرار کن تا بدونه همیشه حرف حرف اون نیس ،گاهی اوقات ممکنه تو پول نداشته باشی یا اصلا جایی باشی که برات مقدور نباشه اون ساعت بری جایی که اون میخاد

سلام گلم
خونه مامانت هم بازی نداره یا جایی واسه بازی نداره؟
اگه بتونین اونجا براش با چیزای ساده یه چیزی تو مایه های وسایل بازی (تاب، سرسره، الاکلنگ و...) چیزایی که با هزینه های کم و دم دستی بشه درست کرد، بازیهایی که خودش دوست داره همراه با خانوادت باهاش بازی کنین، یجوری که حسابی بهش خوش بگذره و حسابی خسته بشه که خونه اومدنی خواب بره
بجه ها فقط بازی یا همبازی مناسب سنشون میخوان.

این ترفندش شده

خب بنظر من ک این کلک بازی در میاره هی گریه زاری میکنه ک تو بهش باج بدی

مامانتون طبقه بالا خودتون هستن؟

نباید براش چیزی بخری یا جایی ببری تا تو بتونی چن ساعت بری خونه مامانت
بی محلی کن بگو باید همه جا باما بیای

خب از اول رشوه دادی عادت کرده باید بی محلش کنی.

سوال های مرتبط

مامان 🤍رستا🤍 مامان 🤍رستا🤍 ۲ سالگی
مامانا میشه راهکار بدین بهم
من با خانواده همسرم تو یه ساختمونم اونا طبقه پایین ما بالا
دخترم خیلی به اونا وابسته اس اولا خوب بود برام ولی الان اذیتم میکنه دوست دارم اولویتش من باشم
مثلا امشب ساعت ده با زور آوردمش خونه میگفت نمیام
بعد اونجام گشنه میمونه فقط باهاش بازی میکنن عین خیالشون نیست غذا بخوره نخوره
انقد گریه کرد از عصبانیت بهش گفتم من میرم تنها میمونی دیگ مامان نداری برگشته میگه میرم خونه مامان جون اون مامانم میشه😔
من دوست داشتم به مامان خودم بگه مامان جون بعد اونام چون نوه های بزرگ اینطوری میگن اینم هی گفتم بگو مامان جون الان انگاری مادربزرگاشم مامانش میدونه حس میکنم هیچ فرقی قائل نیست بین من و مادرشوهرم
الان انقد گریه کرد که من میخوام برم خونه اونا آخر سر خوابید همسرم خونه نبود وگرنه میگفت بزار بره ولی من دوست ندارم اونارو به ما ترجیح بده
الان از ناراحتی دارم دیوونه میشم هم به خاطر این موضوع هم اینکه بچم با ناراحتی خوابید😔
فرزند پروری
کودک
پوشک