۲ پاسخ

خداروشکر کوچولوهات سالمن الحمدالله
من که همونجا زایمان کردم ۳۶ هفته پسرم ۱۵ روز رفت nicu
بدترین روزای زندگیمو گذروندم

نیمان اقدسیه هیچ موقع جا نداره موقعس که منم رفتم برای کاهش حرکاتش من که ۳۶ هفتمم بود گفتن ۱۰۰ درصد میره اون مامای بیشعور شیفت شب اینو بهم گفت به من حمله ی پانیک دست داده بود پاهام میلرزید خدا لعنتش کنه

سوال های مرتبط

مامان آراز و دنیز
👧🏼👶🏻 مامان آراز و دنیز 👧🏼👶🏻 ۱۳ ماهگی
مامان کوروش‌ مامان کوروش‌ ۲ ماهگی
پارت چهارم تجربه زایمان
رسیدیم بیمارستان
دیگه ساعت پنج بود با خودم گفتم دیگه الان معاینه میکنه میگه شیش هفت سانتی
ولی معاینه کرد دید یک سانتم
گفتم درد دارم
ماماهه ی چپی نگام کرد گفت تو که هفت نامه بستری داشتی چرا الان اومدی😐
خلاصه که از اون بیمارستان فقط همین ماما خیلی بیشور تشریف داشت
زنگ زد به دکترمو
دکترمم گفت این چیکار کنه و قطع کرد منو بست به تخت که ان اس تی بگیره خیلی سخت بود موقع درد رو‌تخت باشی
گفتم من درد دارم راه میرم راحت تر دردمو تحمل میکنم بزار راه برم گفت نه چاره ای نیست بخواب
خلاصه منو خوابوند و ان اس تی کرفت حینش
امپول فشارم زد تو سرم ی دچ تا امپول عضلانیم زد و رفت این درد منو بیچاره کرد رو تخت فقط به خودم میپیچیدم من خودم درد داشتم اون امپول فشار دردمو چندین برابر کرد غیر قابل تحمل
یهو ضربان قلب بچم افت کرد
اینام هول شدن اومدن سرممو عوض کردم ی سرم دیگه زدن ماسک اکسیژن زدن
و همون ماما بد اخلاقه گفت از بس تکون میخوری
گفتم درد دارم
بعد اون وسط میدونید چی منو ناراحت کرد
اینکه من هنوز یک سانت بودم و اون درد خیلی زیااااد بود انقد ترسیده بودم که از درد ناچاری از ماما بد اخلاقه پرسیدم این الان درد یک سانته اگه مثلا شیش سانت بشم این دردم قراره بیشتر بشه 🥴
اونم در کمال نامردی گفت اره قراره بیشتر بشه 😭😐
خلاصه که از ترس افت ضربان قلب جنین
منو از رو تخت بلند کردن گفتم برو تو اتاق ال دی ار واسه خودت درد بکش
😐🥴 دکترم هماهنگ کرده بود برا من ماما همراهمو زدتر خبر کنن
چون گفت احتمال داره روند زایمانت کند پیش بره بذار زودتر بیاد باهات ورزش کنه منم گفتم باشه