۴ پاسخ

جابه تشنج وایه لیهاتبویانخوشی دیکه هبو

خدا کمکش کنه خیلی سخته ... خدا هیچکس رو با بچش امتحان نکنه با عزیزش امتحان نکنه

متاسفانه کم نیستن تو جامعه ام این جور ادم ها که هیچ حمایتی هم نمیشن 😞

ادی انسان اگه اوانه دبینه دله خودایه شکرت چاکه منداله کم سالمه به خوم سالمم چنده سخته مندالی نخوش

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۸ ماهگی
بچه هااا بچه هاااا بیاین یه خاطره یادم اومد 🤣🤣🤣🤣🔞






از دوران نامزدیم ۸ ماهیی گزشته بود من اصلا به هیچ عنوان شب خونه مادرشوهرم نمیموند چون از بس گریه میکردم که پدرشوهرم میگفت سرمونو برد ببرش 😒 تاپیک قبل گفتم سنمو
خلاصه یه روز خواهر شوهر بزرگم اومده بود پسر بزرگ ۴سال تفاوت سنی باهام داره من ۱۱بودم اون ۸ سالش یادمه که شوهرم اون شب دقیقا مثل این بچه کوچولها وه باج میدن گفت اگه شب واستی میریم برات کلی خوراکی میخرم منم که قیاقم😍😍😍😍گفتم باشه خلاصه رفته بوود کلی چیپسو پوفکو لواشک خریده ازکجا بچه خواهرشوهرم دیده بود یکی داده بود به اون واای منم دیدم حیاطشون بزرگ سر دنبال اون میکردم که اینارو واسه من خریده نه تو من گریه که مال منه اون گریه که نمیدم یعنی خانواده همسرم اومده بودن فقط نگاه ما میکردن طفلی شوهرم که کلا از من نا امید شده بود میگه سختی ها کشیدم تا تو بزرگ شی🤣






بچه بچه بچه بچه یچه بچه
پوشک پوشک پوشک پشوگ

کولیو شیر خشک
مامان نورا مامان نورا ۱۷ ماهگی
سلام خانوما ☺️راستش نمیدونم بقیه مامانا هم مثل من هستن یا فقط منم که احساس میکنم عقب افتادم و هرچی میدوم نمیرسم🥲
چجوری هم هیکل تون درسته ،هم به خودتون میرسید؟هم به بچه می‌رسید و همیشه تمیز و مرتبه؟هم به خونه و کاراش می‌رسید ،هم میرید بیرون؟🥲من یه چندساعت برم بیرون از همه کارام عقب میفتم ،دوست دارم هرچی زودتر برگردم خونه ،یا دخترم گریه میکنه و جلو بقیه معذب میشم 🥲
بیرونم که میرم بقیه رو میبینم که چقدر به خودشون رسیدن با وجود اینکه یه بچه همسن یا کوچیکتر من دارن
خونه هم هرچه قدر تلاش می‌کنم مرتب باشه هیچ وقت اون چیزی نمیشه که دلم میخواد🥲
خیلی وقتا هم احساس نا کافی بودن می‌کنم، واسه دخترم گاهی اوقات کم میزارم ،نمیتونم درست و حسابی بهش برسم
آخرین باری که سالن زیبایی رفتم آذر ماه پارسال بود که رفتم موهامو رنگ کردم و حدودا ۵ ساعتی شد که دور از دخترم بودم و همسرم مواظب دخترم بود و شوهرم بخاطر مراقبت ازش خسته شد و سرم غر زد
حس میکنم خیلی تنهام ،دلم میخواد یه گوشه بشینم به حال خودم زار بزنم
ببخشید که اومدم اینجا حال همتونو با حرفام خراب کردم ولی احساس میکنم هرچه قدر تلاش می‌کنم به هیچی نمیتونم برسم😔

#فرزندپروری #شیرخشک #پوشک #زایمان #مادر #سرلاک #بچه #نوزاد
مامان یه گل پسر مامان یه گل پسر ۱۵ ماهگی
یاده روز زایمانم افتادم سزارین بودم پسرم من چند ثانیه گریه کرد صداش به زور درامد و بهم نشونش ندادن🥲🥲🥲سریع بردنش گفتن اب شکممو خورده تنفسش مشکل داشت اصلا نشونم ندادن فقط ترسیدم گفتم پسرم حالش خوبه چرا نشونم نمیدیش دکتر بهم گفت حالش خوبه باید بره استراحت ولی مثل خودت خوشگله🥲🥲🥲دو روزی هم که بیمارستان بودم بچمو پیشم نیوردن تا ۶ روز بستری بود ان آی سی یو
هر مادری میومد تو اتاقم با صدا یه بچه میومدن انقدر اونشب گریه کردم مامانمم پا به پام گریه میکرد🥲🥲🥲میخواستم دق کنم میگفتم چرا بچم پیشم نیست🥲🥲ولب چون سنم کم بود تحمل دردمم پایین بود بعضی وقتا میگم شاید حکمت خدا بود تو اون شرایط خدا گفت خیلی بتونه خودشو جمع کنه توان بچه رو نداره سزارینم اسون بود خودمم خواسته بودم سزارین شم ولی خوب بخیس دیگه به راحتی نمیتونی شیر بدی و بدیش اینه که تا ۱۲ساعت نباید بلندشی
روزی که رفتم ان ای سی یو به پسرم شیر بدم برا اولین بار خیلی راحت بود برام سزارینم بهتر شده بود و خودم جونی داشتم که بتونم بچمو هندل کنم
درکل از بارداریم و زایمانم راضی بودم فقط خاطره دیدن پسرمو نداشتم🥲🥲🥲
مامان پسر مامان مامان پسر مامان ۱ سالگی
دیشب یه تاپیک گذاشتم در مورد یه روش تربیتی که خیلی جاها خونده بودم درسته و در مورد بچه منم جواب داده بود،اما گفته بودم از انجامش حس بدی دارم و حالم با اون روش خوب نبود
جوری شما مامان ها به من پریدین که بمیرم برای اون بچه ،چطور دلت اومد و هزار جور حرف،انگار من مادر این بچه نیستم،وقتی اومدم میگم که ازین روش حس خوبی نداشتم به جای اینکه به من بپرین و حمله کنین،میتونستین ارومم کنین
من دیشب بعد خوندن پیام هاتون به حدی گریه کردم و جوری خودم و مقصر دونستم و تا صبح کنار بچه م خوابیدم و حس گناهی که داشتم،داشت منو خفه میکرد
خواستم بگم کاش به جای قضاوت سریع قبلش یکم فکر کنیم
من عاشق بچه مم و حاضر نیستم یه خار تو دستش بره
بعد کلی ادم اومدن به من گفتن بمیرم برای اون بچه
میدونین این کلمات چه اسیبی به مادر میزنه؟
جالبتر اینه که خیلی قبلترش یه مادری گفته بود اینقد خسته شدم که گاهی بچه م و میزنم و خیلی ها براش نوشته بودن طبیعیه،اروم باش،ادم گاهی کم میاره
چطوری کتک زدن بچه اینقد طبیعیه ولی منی که بچه م و فقط ۳۰ ثانیه تو اتاق خودش که پر از اسباب بازیه و برق هم روشنه تنها گذاشتم،من شدم مادر بده؟
خواستم بگم همیشه قبل حرفامون یکم فکر کنیم،هیچوقت اینقد سریع قضاوت نکنیم