سلام مامانای عزیز یه کمک میخوام ازتون
من ازوقتی ازدواج کردم نزدیک به ۶ سال هست که طبقه پایین مادرشوهرم میشینم اوایل همسرم بهش اجاره ماهیانه میداد الان یکساله نمیده مادرشوهرم ازراه پله اش به حیاط ما راه داره ک وقت و بی وقت میاد پایین ک من نمیتونم استراحت کنم خیلی وقتا شده بین منو همسرم اختلاف ایجاد کرده منو همسرم همیشه دعوا داشتیم مادرم یکم ازم دوره منم با دوتا بچه خیلی خسته میشم پسرمم خیلی شیطونه واقعا شبها انرژی ندارم ک بتونم حتی شام بخورم اینجا هیچ کمکی ندارم حتی مادشوهرم نمیاد یه ساعت دختر ۵ ماهمو نگه داره ک من به کارام برسم امروز به همسرم گفتم بیا ازاینجا پاشیم بریم نزدیک مادرم خونه بگیریم اونجا مادرم پسرمو بیرون میبره میاره یا حتی بابام با ماشین میبره بیرون خیلی خوبه برای پسرم اونجا
ولی همسرم میگه پول پیش من میدم ولی تو باید بری سرکار اجاره خونه رو تو بدی
اینم بگم ک احترامات منو مادرشوهرم برداشته شده منم به شدت عصبی شدم دیگه
به نظرتون چیکار کنم؟

۱۸ پاسخ

وا چه حرفا با دو تا بچه بری سر کار .پس غیرت شوهرت کجا رفته
وظیفه مرده هر جا که تو بخوای خونه فراهم کنه اگه دوباره گفت یکی بزن تو دهنش بگو دیگع اعصابم نمیکشه

ای خدا الهی به حق امام زمان یه راه برات باز بشه.
یعنی راه هم‌برای من باز بشه . برات دعا میکنم از دست مادرشوهر خلاص بشی توهم برای من دعا کن ازدستشون خلاص بشم که مثل استخون تو زخم گیرکرده ودارم زجرمیکشم.

به نظر منم برو سرکار اگه بچتو مامانت نگه میداره اگه شرایط مالیتون اومی نیست اگه هست که هیچی

وای چقدر زندگی منو گفتی منم اینجوری بودم طبقه پایین مادرشوهرم بودم بخدا روانیم کرده بودن همش دعوا مینداختن خونمون دخالت میکردن حتی زایمان کردم نیومد پایین بگه چیکار میکنی با شکم پاره به زور شیاف پامیشدم کارای دوتا بچه هام و خونه رو میکردم بخاطر برادرشوهرم آواره شدیم اونجارو دادیم رهن دادیم جای دادگاه الان چندماهه خونه بابام زندگی میکنیم حتی بعد اینکه آواره شدیم رفتیم خونه پدرشوهرم باهامون خیلی بدرفتاری کرد و بحث و دعوا کرد میخاست اونجا نمونیم اومدیم خونه بابام درسته آواره ایم ولی آرامش داریم از دست دعوا و دخالتاشون .بابام اینام بعضی وقتا میگن برو خونه بگیر برو ولی نداریم اونام رفتن شهرستان تا پاییز برنمیگردن من و شوهرم و بچه هام هستیم دیگه این چندماه رو با آرامش بگذرونیم ایشالا تا پول جور کنیم خونه بگیریم

از اول اشتباه کردی موندی،اون دیگه دل نمیکنه،از مدل حرف زدنش مشخصه

سلام من که بچها بدنیا اومده اصلا نیومد هیچکدومش

جیگر شوهرت بگردم....اون پول پیش میده...اجاره رو تو بدی....اسمش چی میخواد بذاره....بگو بعد لابد انتظار داری وقتی هم تو سرکاری بچه هارو مادر پدرت نگه دارن....

الکی بگو میرم سرکار بزار خونه بگیره
بعدم کار کردن ک بد نیس
درس خوندی؟ کاری بلدی ؟

بنظرمنی که ۵سال اوضاعم مثل توبود بخدا می‌ارزه خودت بری سرکار

اگه واقعا مادرت بچه ها تو نگه میداره خوب برو سرکار شوهرت سر کار میره اونوقت اگه نرم بشه کرایه خونه رو اونم نصف بده خوبه منم همسایه مادر شوهرم بودم ولی شرایط کاری شوهرم جور شد رفتیم یه شهر دیگه

شرایط بحرانی آدم دیگه باید تغییر روش بده زندگیا متاسفانه سخت شده

آره اینم حرف درستی هست ولی ب نظر من بی تفاوتی نسبت ک اطرافیان وتوجه ب بچه هات

منی که مادر شوهرم ماه بود همیشه هوای من و همه بچه هاشو داشت حتی به پدر و مادر خودمم محبت میکرد حیف که همه آدمای خوب زود میرن لعنت به کرونا که مادر شوهر عزیزم و ازم گرفت😔
الهی که خدا بهت صبر بده مادر شوهرت هم سر عقل بیاد

برو با پدرومادرت حرف بزن اول بزار اونا با شوهرت حرف بزنن بعدم به شوهرت بگو یا خونه بگیر یا به مادرت بگو بچه هاتو نگهداره من دیگه نمیکشم تمام

برو سرکار بهترین پیشنهاد رو بهت داده

سلام عزیزم چراشمابری سرکار اجاره بدی

تو چرا باید بری سرکار باودوتابچه

چی بگم والا اگه بچهات پیش مامان بابات میمونن برو سر کار واسه روحیت هم بهتره

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان مامان پسری مامان ۴ سالگی
کمی از اخلاقیات پسرم میخام بگم لطفا شماهم بگین که ببینم راه حلش چیه

پسر من خیلی لجبازه خیلی پر انرژیه همش خرابکاری می‌کنه کل خونرو مدام گند میزنه اصلا اهل بازی کردن نیس فقط خرابکاری و بهم ریختن اصلا هم اینکه کمکم کنه و خودش جمع کنه نیست همش دست میزنه به سینه هام باهاشون بازی می‌کنه دنبالم راه میوفته عین جوجه گاهی وقتا حین ظرف شستن و غذا پختن صندلی می‌زاره ک فقط بیاد دست بزنه یه سینه های من همش لباسمو بالا میده حالا اینا به کنار بیش از اندازه وابسته پدرشه اصلا همه دنیا یه طرف باباش طرف دیگه. همش دنبالشه هم بیرون هم تو خونه از وقتی ک شوهرم میاد اصلا بهش اجازه استراحت نمیذه نه استراحت نه خاب نه غذا خوردن نه حتی دو دقیقه بیاد کنار من بشینه برای همون منو شوهرم خیلی از هم دور شدیم حتی مهموونی هم ک میریم بازم میاد گیر میده به منو باباش مخصوصا باباش ک بیا با من بازی کن یه ادا اصول ها در میاره انقد نق نق و عصبیه که مجبوریم ب حرفش گوش بدیم فوری قهر می‌کنه عصبی میشه
مامان ریحانه خانوم مامان ریحانه خانوم ۴ سالگی
دیگه دارم دیوونه میشم
دلم میخواد چندروز بیهوش بشم برم تو کما
میدونم ناشکریه ولی دارم با گریه مینویسم
بچم خیلی اذیت میکنه
جدیدا هرررررچی میگیم میگه نه
بخواب: نه
بیدار شو: نه
بریم بیرون: نه
برگردیم خونه: نه
و همه این نه گفتنا با جیغ های وحشتناکه
هررررجا میریم آبرومون میره
چه خونه فامیل چه غریبه ها تو خیابون
اصلا دلم نمیخواد دیگه جایی باهاش برم
از طرفی هیچ کمکی هم ندارم تو زندگی
خودم هم شاغلم هم کارای خونه رو تنهایی میکنم هم کارای بچه
کلا همسرم حتی یه لیوان بلد نیس جابجا کنه منم دیگه به کمک نکردنای اون عادت کردم ولی اخلاقای بچم واقعا غیرقابل تحمل شده
از طرفی هنوز شبا تو خواب پوشک میشه
هنوووووز حتی یک بار هم توی دستشویی پی پی نکرده
و حتما میگه باید پوشکم کنی تا پی پی کنم
اگه نکنم توی شلوارش میکنه
جایزه دادیم داد زدیم کتک زدیم
هرکار کردیم بی فایده بود
فقط روزا که بیداره جیششو میگه ولی پی پی رو هرگز توی دستشویی نمیکنه
قبلا چندین بار با مشاور هم صحبت کردم ولی کلا صحبتای مشاور نه تنها به درد نخورد بلکه نتیجه عکس داد و نتیجه این شد که الان بچه من بشدددت پرخاشگر و وحشی شده
امیدی ندارم کسی بتونه راهنماییم کنه
فقط رو حساب دردودل اینارو نوشتم
چون هیچکسم ندارم ک بتونم اینارو بهش بگم
مامان هاکان مامان هاکان ۳ ماهگی