نمیدونم چرا دکترای الان جز استرس به مادرای باردار کار دیگه ای ندارن😬😐
صبح با حال خوب رفتم اما آویزون و با یه عالمه سوال برگشتم🥴
امروز قرار بود آخرین سونو رو بدم
آب دور بچه ۱۶ بود
وزنش خوب بود
فقط دکتر سونو گفت اگه بچه ات وزنش بالا بره اون هم مشخص نیست یه سونو دیگه هم بدی احتمالا سزارین بشی
اومدم پیش دکترم با اینکه ۳۶ هفته و ۴ روز بودم و بچه حتما باید یه هفته دیگه بمونه که کامل بشه نمیدونم درست بود یا نه معاینه ی لگن انجام داد
بهم گفت سه سانت باز شدی
این چند روز استراحت کنن که بچه نیاد
ولی حتما آمپول ریه هاشو بزن که بچه نیاز به دستگاه پیدا کنه
اما از هفته ی بعد گل مغربی رو استفاده کن یا یه لیست بلند بالا از بکن نکن ها که من زایمان کنم
بعد معاینه که ببخشید از بدنم کلی ترشحات و خون دفع شد دل درد گرفتم و حسابی ضعف کردم البته یه قسمتش هم از لحاظ روانی بود آمادگیش رو نداشتم که بهم بگه هفته‌ی بعد زایمان می کنی
جدا از همه ی اینا واقعا سردر گم شدم
اگه من این همه به زایمان نزدیکم پس چرا باید کلی کار کمکی هم انجام بدم؟
اصلا چرا باید بچه ام رو هول بدم واسه اومدن؟
چرا بچه ام نباید خودش بمونه و رشد طبیعیش رو طی کنه؟
حتی میگم خانم دکتر خوب اگه دیرتر بیاد چی میشه میگه شاید ۴ رو رد کنه
وزنش زیاد میشه
از اون ور اولش میگه لگنت خوبه بچه درست هم باشه هیچ مشکلی نداری؟
واقعاً من حق ندارم گیج بشم؟
به نظر شما چی درسته و چی غلط؟؟؟؟؟

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم دکترت حرف بدی نزده که،شما دهاته رحمت ۳ سانت بازه، تو کلاس بارداری یکی از بچه ها ۳ سانت بود،ماما میگفت اگر زایمان نکنی احتمال عفونت برات هست،بعدشم ۳۸ هفته که عالیه برای زایمان،اگر قصد زیامان طبیعی داری،خیلی عالی میتونی زایمان کنی،اینایی هم که دکترت گفته همه در جهت زایمانت بهتره،نه که بچه رو به زور هل بده،درسته استرس زایمان داری حق داری ولی حرفای دکترت درسته

میخوان که تو طبیعی زایمان کنی حتما و توی زایمان طبیعی وزن بالای۴ خیلی سخته منم سره دومی بازشده بودم با کلی کاره خونه یه بچه شیرخواره دیگه اما بازم تا۳۹ هفته رسیدم و ۳۹ و یک روز شبونه دردم گرفت باید سزارین میشدم اما طبیعی دنیا اومد با وزن۳۵۰۰..ولی بازم دوشب دستگاه رفت بنظرم بذار بمونه تا وزن بهتری بگیره

خداروشکر که همه چیش خوب بوده وزنش چقدر بود تو این هفته ؟

اگه سه سانت بازی خیلی حواست باشه اگ یه سانت دیگه باز باشی بستریت میکنن بیمارستان
فقط اینو مطمعن شو که بیمارستان با وزن ۴سزارین میکنه یا نه چون من دیروز بیمارستان بودم البته حضرت معصومه یکی اومده بود بچش ۴بود گفت رفتم زایشگاه گفتن بچه درشته طبیعی هم نمیتونی بیاری ماهم سزارین نمیکنیم گفت اره ممنوعه برای طبیعی بستری میشی اگ نتونستی بیاری سزارین میشی
حالا برو بیمارستان مطمعن شو بعضی جاها ۴/۵سزارین میکنن
گولت نزنن الکی

دخترمن سی وشش هفته باوزن دووسیصددنیااومد دستگاه هم نرفت.زردی هم نداشت.این دکتراداغونن ولشون کن.

عزیزم از ماه نه دیگه نیازی به آمپول ریه نیست شما که ۳۶ هفته ای ... من زن داییم همین پارسال بچه اش ۳۵ هفته ۴ ۵ روز به دنیا اومد نه دستگاه رفت نه چیزی ... اگه وزن بچه خوبه لازم نیست بترسی از الان هر وقت زایمان کنی درسته و بچه مشکلی نداره

ببین بنظرم ب حرف دکترت گوش کن درسته بچه هرچی بیشتر بمونه بهتره ولی یه وقتایی جفت پیر شده و فضای بچم تنگه پس هرچه زودتر بیاد بهتره اینو ما ندیدیم اگر اون اینطور صلاح دیده و متخصص هم هست پس اعتماد کن

بعدشم بیمارستان ماماها گفتن بالای ۳۴هفتع نیازی ب آمپول ریه نیس چون من بیمارستان گفتم‌دکترم گفت آمپول ریه بزن گفت بالای ۳۴ هفته نیاز نیس بعدشم هفته شما از من بیشتره من هفته پایین زایمان کردم

ب منم‌گفتن آمپول ریه بزن برو بیمارستان من نزدم گفتن بچه آت نیاز ب دستگاه داره باید حتما بیمارستانی ک ما میگیم بری اما خداروشکر بچه من ۳۵ هفته و ۶ روز بدنیا اومد بدون اینکه آمپول ریه بزنم بچه ام حتی دستگاهم نرفت سعی و سالم بدنیا اومد فقط یه روز بخاطر زردی بستری شد خودتو الکی ناراحت نکن استرس نده بعدشم تو سه سانت باید بستری میشدی من دوسانت بود رحمم بستری کردن

تاپیکای اخر منو بخون دوتارو💙

بچه اگه وزنش بره بالا خودت موقع زایمان اذیت میشی
به 37 هفته ک برسی بچه رسیده نگران نباش

اگه وزن بچه زیاده حتما سزارین کن ریسک نکن عزیزم به حرف دکترام گوش نده راحت به کارات برس تا موقع زایمان قشنگ استراحت کن ببین بچه درشته صد در صد سزارین میکنن که خیالتم راحته

حق داری
بنظرم استراحت کن اصلا نزار معاینه کنن
تا بالای ۴ هم بشه برو سزارین

سوال های مرتبط

مامان ویهان* مامان ویهان* ۳ ماهگی
سلام
زایمان طبیعی
پارت یک: من ۳۸ هفته و ۴ روز که سونو دادم گفتن آب دور جنین اومده ۷، و چون طبیعی بودم و هنوز هیچ دردی نداشتم باید تا هفته‌ی چهل قشنگ می‌موندم که دکترم گفت سه تا سرم رو سه روز پشت سر هم بزن تا آب دور جنین بیاد بالا، زدم و سونو دادم خداروشکر اومد بالا و ۱۰ شد. من خوشحال و خندان رفتم خونه تا بمونم و منتظر دردهایی باشم که واقعا قرار نبود بیان. هر چقدر که لگن درد داشتم و به زور ورزشامو انجام میدادم یعنی از ۳۶ هفته ورزش شروع کرده بودم: پله نوردی، پیاده روی، اسکات، حرکت پروانه، گربه، دمنوش، رابطه زود بدون جلوگیری، شیاف گل مغربی و همه‌ی این‌ها ولی دریغ از یک درد زیر دل. دیگه مدام nst و سونو میدادم و وضعیت بچه چک میشد فقط یادمه ۳۹ هفته چهار روز که بودم سرم سبک شد یکم گیج میرفت و بچه هم حرکت نمیکرد زیاد. که فرداییش رفتم دکتر nst، سونو که خوب بودن. من از هفته ۳۸ معاینه میشدم سر بچه پایین بود دهانه رحم نرم بود لگنم میگفتن فوق‌العاده‌ست ولی نیم فینگر باز بودم. کلی معاینه تحریکی شدم ولی همچنان همون نیم فینگر. دیگه با دکترم صحبت کردم و به صلاح دیدشون قرار شد چهارشنبه یعنی ۷ آبان ساعت ۸ صبح بستری بشم و با آمپول فشار زایمان کنم چون آخرین سونوم باز آب دور جنین داشت میومد پایین. منم دیگه چهل هفته رو پر کرده بودم.
مامان حامی مامان حامی ۴ ماهگی
خانوما چیکار کنم شوهرم میگه نمیزارم بری سزارین و باید طبیعی بیاری حتی اگه پولشو کامل خودم بدم هم باز مخالفت میکنه
اوایل که از ترس میگفتم سزارین باز کوتاه اومدم چندتا تجربه خوندم کلاس رفتم با چندتا دکتر و ماما مشورت کردم طبیعی رو انتخاب کردم
ولی امیدوار بودم به اپیدورال چیزی
خلاصه از دو سه هفته قبل هر وقت حوصله باشه و وقت کنم ورزش انجام میدم
سر بچه اومده تو لگن
شیاف هم میخواستم شروع کنم دکتر گفت اصلا چیز گیاهی استفاده نکن
پس فقط خرما و آناناس میخورم و رابطه و دوش آب گرم و ماساژ پرینه
روحیمم خیلی خوب بود تا اینکه فهمیدم بیمارستان شهرمون اصلا اپیدورال استفاده نمیکنن یا هر بی حسی دیگه ای
دوباره خودمو باختم ولی گفتم چیز زیاد مهمی نیست
و دیروز رفتم معاینه لگن و متاسفانه نتونستم کامل اجازه بدم معاینه کنه
و دکتر هم انگار تکلیفش با خودش روشن نبود وقتی که نزاشتم
گفت تو نمیتونی طبیعی بیاری سر معاینه ها خیلی اذیت میشی بچه رو خفه میکنی
بعد چند دقیقه باز گفت شرایطت واسه طبیعی خوبه رو خودت کار کن که بتونی بزاری طبیعی واست خوبه و از این حرفا
و گفت تا جایی که گذاشتی سر بچه پایینه و لگنت هم خوبه
الان بخاطر اون حرفای اولش و مخصوصا که گفت بچه رو خفه میکنی
ترس همه وجودمو گرفته کلا روحیمو باختم کل شبو کابوس دیدم با اینکه اصلا نمیترسیدم یه ترس خیلی بدی باهامه
مشکلی با دردش ندارم فقط نگران جون بچه ام
به شوهرمم هر چقدر میگم حرف خودشو میزنه میگه خب میزاری معاینه کنن یا....اصلا درکی از این بیماری من نداره
مامان بردیا مامان بردیا ۱ ماهگی
#تجربه_زایمان
پارت اول
بریم که ماجرای زایمانمو براتون بگم شاید یکی شرایطش مثل من بود و به دردش خورد👀
اگه منو از قبل بشناسید میدونید که قرار بود بچم طبیعی به دنیا بیاد و من تا لحظه آخر از همه نظر چه روحی چه جسمی خودمو واسه زایمان طبیعی آماده کرده بودم ولی هر چی ورزش میکردم یا از خوراکی هایی که القای زایمان طبیعی میکنن خورده بودم هیچ کدوم اثر نداشت و تا ۴۰ هفته و ۲ روز هیچی دردم نگرفت و روی دو سانت دهانه رحمم مونده بود تا اینکه دکتر برام سونو نوشت که برم انجام بدم پریروز رفتم سونو همینکه روی تخت خوابیدم تا سونو رو انجام بدم دکتر سونوگرافی گفت من ندیده میگم بچت بالای ۴ کیلوئه😅
سونو هم که کرد گفت وزنش ۴ ونیمه و نمیتونی طبیعی دنیا بیاریش و باید سزارین کنی، من روز دیروز نوبت داشتم ولی دکتر سونوگرافی گفت همون روز برم پیش دکترم تا نامه بده واسه سزارین چون هفته ام هم بالا بود و ریسک بود نگه داشتن بچه، خلاصه عصر رفتم مطب و دکتر خودش هم شکمم رو معاینه کرد و گفت ظاهرش میگه که باید درشت باشه و نامه سزارینمو داد و شب رفتم بیمارستان و تشکیل پرونده دادم و گفتن برم خونه فردا صبحش بیام واسه عمل، دیروز از موقعی که بیدار شدم حس کردم کیسه آبم نشتی پیدا کرده چون تند تند خیس میشدم ،ساعت ۶ صبح اومدم بیمارستان، اینجا گفتم که کیسه آبم سوراخ شده گفتن بخوابم که از بچه نوار قلب بگیرن و به دکترم هم خبر دادن، نوار قلب که گرفتم همین که پاشدم کلا خیس شدم و کیسه آبم کامل پاره شد، دیگه سریع فرستادنم اتاق عمل و دکتر اومد و یه ربع به نه بچه رو دنیا آورد.
اتفاقات اتاق عمل رو تو پارت بعد میگم