۲۲ پاسخ

صبوری نکنی میخای چیکارکنی ؟پاشوبزنش یابندازش توکوچه یا بهش توجه نکن نمیشه که همه بچه ها همینجورن من یه ارایشگاه ساده نمیتونم برم یا یه چی بخورم

من با وجود دخترم وقت نمیکنم یه کرم به صورتم بزنم.خشکه خشکه

من ۲ روزه وقت نکردم موهامو شونه کنم صبح تا شب بهم آویزونه بغل هیچکس نمیره آلرژی داره غذا و شیر نمیخوره و و و
ولی هیچکدوم از اینا دست خودشون نیست که متوجه نیستن صبوری کن مامان مهربون بیخودی نیست که بهشت زیر پای مادرانه

مردم باید یاد بگیرن که سمت بچه ها نیان و از دور ببیننشون منم عذاب میکشم وقتی میرم بیرون از نگاه مردم بدم بیاد وقتی میگن بده بغلش کنیم باید توضیح بدم غریبی می‌کنه و اونا متوجه نمیشن اعصابم خورد میشه

سلام عزیزم ،قربونت برم درسته خیلی سخته ولی این روزا بالاخره میگذرن و گل پسرت بسلامتی بزرگ میشه من دخترم تو چهار ساله هنوزم مثه بچیاش تو خواب بیدار میشه و نق میزنه از یه طرفم پسرم یه سالشه بهتر از دخترمع ،بهرحال مادر بودن یعنی صبور بودن،ان شاالله این روزا هم میگذرن و آقا یاسین گل با خوبیاش برات جبران میکنه

🥲🥲🥲🥲

غذا نخوردن و بد خوابی و دوره ی طولانی تر اژ حد دندون در آوردن و دستشویی نرفتن هم اضافه کن به لیست سیاه

عزیزم مادر شدن سخته ،کسی بهمون نگفته بود کنار اون همه شیرینی و لذت این همه سختیییییی داره .آره منم مثل شما به حمام به آرایشگاه به غذاخوردن به ظرف شستن به حرف زدن با همسرم یا رابطه زناشویی نمیرسم و خیلی دیدم اطرافیانم که زندگی شون روی رواله با خودم میگم لابد من بلد نیستم دیکه .حالا هرچی همینه دیگه.یه کلیپ دیدم میگفت شما تنها پناهه بچه تون هستین .مراقب خودت باش میگذره و بدون این روزای سخته ما آرزوی خیلییییییییییی هاست

ما مامانا همه همینیم عزیزم
حال منو بگو تیمارستان رفتنی نشم با این بچه ها خوبه 😑😐🥲

پس باید بگم تنها نیستم پسرمنم خیلی بدقلقی میکنه آلرژی داده رفلاکس داشت الان نمیدونم بخاطر دندون بهترین قسم هش بهونه داره گریه میکنه اعصاب برام نمونده دیگه داد زدم سرش 😔😔😔😔🤦‍♀️

پسر من خویه ولی دست ب همه چی میزنه هر جا بریم هی باید برم دنبالش کوفتم میشه ی دفه جیزی نشکنه

گلم اول اینکه خدا گل پسرت رو برات نگه داره
دوم اینکه منم همش وقتی پسرم اذیتم میکنه گلایه میکنم و پیش خودم فکر میکنم که بقیه بچه ها ارومن و فقط بچه من اذیتم میکنه ، درصورتی که اینجور نیست هرکس بچه اش یه بد قلقی هایی میکنه
من پسرم زود ب زود مریض میشه ، یعنی من از ترس جاهایی شلوغ نمیبرمش اما هر ویروس جدیدی که میاد اول تشریف میاره خونه ما ، پسرم مریض میشه بعدم ب من متنقل میکنه ،،،روز عید پسرم اسهال استفراغ شدیدددد بود به زور بعد از ایام عید خوب شد الان چهار روزه با تب شدید و سرما خوردگی در گیرم (بدنش دون دون تاول زده مایع افتاده زیر تاول هاش)

منم بچم از وقتی بدنیا اومده ی شب نخوابیده خدا بهش سلامتی بده

پس باید بگم تنها نیستی عزیزم
بچها خداحفظشون کنه ،خداروشکر کن سالم هستن ماهم صبر میکنیم

رفلاکس که هیچی نگو از بدو تولد دارو میخوره

منم همش وقف پسرم هستم به خدا تنها نیستی . بیرون هم اضطراب جدایی داره که گریه میکنه مردم نباید بهش نزدیک بشن ‌بهش دست بزنن باید رعایت کنن بچه میترسه

دقیقا تمام چیزایی که گفتی دختر منه
به شدت آلرژی داره ب شدت بدغذا و بد خواب و با هیچکس حتی پدرش خوب نیست فقط بغل من چسبیده

بچه سخته بخدا منکه کلافم خدا رو شکر میکنم بابت وجودش تو خونم کل کارام مونده خاب رفتنش که از همه بدتر تا میزارمش زمین بیداره جایی میرم روانیم میکنه بر میگردم خونه این بچه من که نه رفلاکس داره نه آلرژی هنوزم که راه نمیره 😭😭😭😭

من ک از اول دق کردم سر این بشر.جرئت اعتراضم ندارم میگن ناشکری کفر میگی.ولی خیلی پشیمونم

ای بابا من که ضعف اعصاب گرفتم از این همه بدقلقی، زود زود مریض شدن و....
راه هم نمیره هنوز

مهرنوش بدخوابی هاش بخاطر آلرژی هست
باید آلرژی کنترل بشه تا خوابش مداوم بشه
اون مشکلات خرید هم همه درگیریم 🙄 آیهان هنوز راه نمیره مستقل و بیرون هم میریم آشوب به پا میکنه آدم غریبه بهش دست بزنه یا نزدیکش بشه

دخترمنم شبا تاصبح بیدار میشه، رفلاکسی هم هست، مشکلشم نمیدونم چیه

سوال های مرتبط

مامان 🪽لَـیان🪽 مامان 🪽لَـیان🪽 ۱۷ ماهگی
سلام مامانا دخترم شیر خودمو میخوره و خیلی شب بیدار میشه برا شیر بدعادت شده سیر سیر هم ک باشه بازم شیر میخوره خلاصه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش پریشب خیلی بد شد برام ساعت ۱۲خابید با سیری کامل ۲ونیم بیدار شد بهش ندادم گذاشتم رو پام تکون دادم خابید بعد ۴ونیم بیدار شد اول باباش گذاشتش رو پاش چون عادت نکرده لج کرد گریه کرد بعد بهش اب دادم خیلییییییییی گریه کرد منم مقاومت کردم که شیر ندم خلاصه با کلی گریه اخرم رو پام ساکت شد ولی با چشم باز اصلا نمیخابید منم عذاب وجدان گرفتم ساعت ۵(نیم ساعت گریه و بیتابی میکرد)بهش شیر دادم بازم تا ۶نخابید انگار ترسیده بود دیگه خلاصه دیشب خیلی بدتر شده بود بازم هر دوساعت بیدار میشد و خیلی بد گریه میکرد و هربار هم بهش شیر کامل دادم صبح ک بیدار شد مای بیبیش انقد جیش داشت ک پس داده بود دیگه منم از خستگی زیاد چکش نکرده بودم الان نمیدونم چرا انقد ادرارش زیاد بود از شیر زیاد از ترس از سرما ؟😔😔😔😔
چکار کنم برا قطع شیر شب
فرزندپروری