۵ پاسخ

ببخشید چون اصفهانی میپرسم، کدوم بیمارستان بودین و هزینه چقدر شد؟؟؟

قدم نو رسیده مبارک
عزیزم چرا از روش های بی دردی استفاده نکردی؟ گاز انتونوکس یا اپیدورال میگن خیلی کمک کننده ست و درد کم می‌کنه ، ماما همراه هم نداشتی که ورزش و ماساژ بده کمک کنه به زود شدن روند زایمان؟ چون با ورزش خیلی زودتر دهانه رحم باز میشه...
به نظر من بدون این دو مورد ( یه روش بی دردی و ماما همراه) زایمان طبیعی واقعاً خیلی سخته

چرا نگفتی بهم دست نزنید دکتر بیاد اصلا حق ندارن بیان سمتت دانشجو ها
مبارکه بهتری؟

قدم نو رسیده مبارک گلم🌹

بعدچند ساعت زایمان کردی

سوال های مرتبط

مامان جواد و جانا مامان جواد و جانا هفته بیست‌وششم بارداری
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان یزدان❤🍼 مامان یزدان❤🍼 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی
چهل هفته کامل رفتم بیمارستان فشارم بالابود بستریم کردن یک سانت بودم ساعت 30*7شب بستریم کردن یه امپول فشار زدن برام بعد معاینه کردن دوبار اول که معاینه کردن یخورده درد داشت ولی بقیش دیگه نه درد خیلی کمی کمرمو میگرفت شدم دوسانت بهم یه توپ دادن ورزش کردم شدم سه سانت ماماهمراهم گرفتم خیلی کمکم کرد تونستید بگیرید ماما اومد گفت سجده وایس سجدخ رفتم یساعت بینش استراحت میکردم یبار دیدم کمرم صدای تیرکیدن بادکنک داد پاشدم دیدم کیسم ترکید شدم چهارسانت بعدش کمرمو با روغن ماساژ داد تا ایمجا دردی به اون صورت نداشتم کم کم دردام داشت شروع میشد شدم پنج سانت رفتیم وان ابگرم نشستم پروانه زدن شدم شش سانت ساعت شد یازده و دوازده دردام شدید شد یه مسکن زد بره سرمم خیلی حابم میومد دردام میوفتاد خابم میبرد دردام شروع میشد بیدارمیشدم فقط تا تونستم پروانه میزدم شدم هفت سانت دیگه نمیتونستم دردم فقط فشار خیلی زیاد به مقعدم بود که اصلا قابل تحمل نبود برام بدیش اینجا بود نباید زور میزدم به ماما گفتم دیگه نمیتونم رفتسم روتخت دردم بدتر شد گفت اگه یه ربع دیگه میموندی داخل وان میشدی ده سانت گفتم خوب دوباره بریم دوباره رفتتیم نمیتونستم پروانه بزنم با دستام پاهامو تکون میدادم حالت پروانه دیگه حش فشار شده بود یک دقیقه یکبار گفتم دیگه نمیتونم سری بردنم روتخت معاینه کردن دیدن فولم گفتن هروقت حس فشار داشتی زور بزن ساعت شده بود دونصف شب منم هروقت حس فشار داشتم زور میزدم اینم بگم تصلا دیگه درد نداشتم فقط همون حس فشار بود دیگه بی حسی زدن برام اصلا متوجه نشدم قیچی زدن ومن غشار میدادم دونفر دیگه شکممو وبالاخره 45*2دقیقه اقا یزدان بدنیا اومد بهترین حس یود
مامان دخملم مامان دخملم ۲ ماهگی
خب اینم تجربه من از زایمان طبیعی

دیروز ساعت شش صب با درد های خیلی خفیف پریودی بیدار شدم فک کردم سردمه چون نمیگرفت ول نمیکرد یکسره بود ولی کم تا ساعت هفت بعد ساعت هفت ک رفتم حموم اب گرم و اسکات اینا یهو دردام شروع به گرفتن و ول کردن کردن و نامنظم و کم بودن دوربرای ساعت ۱ اینا دردام یواش یواش بیشتر شد و منظم گرفت و ول کرد منم هر راه میرفتم پیاده روی میکردم ساعت دو رفتم زایشگاه گفت انقباض داری تقریبا دو سانت بودم شوهرم اومد خواهر شوهرم برداشتیم وسایلم جمع کردیم اومدیم بیمارستان ساعت ۴ بیمارستان اومدیم دردام هی بیشتر میشد تو بیمارستان گفتن ک ۳ سانتم و منو بستری کردم منم هی راه میرفتم ورزش میکردم معاینه کردن کیسه ابم سوراخ شد و دوربرای ساعت ۱۱ شب پنج سانت شدم با درد گفتن ببرین اتاق زایمان چون میتونشتم طبیعی بیارم خب رفتم دستگاه ان اس تی بستن سرم بستن معاینه کردن سر بچه هنوز اماده نبود پایین نبود زیاد هر وقت دردم میومد زور میدادم به خودم تا بچه پایین بیاد خلاصه دوربر ساعت ۱ سر بچه اومد