۷ پاسخ

سلام عزیزم امروز من این تاپیکتو دیدم خیلی خیلی حال و روزم شبیه شماست شما چی کار کردی عزیزم؟

منم دقیقا مث خودت . خونه بند نبودم . الان نمیتونم دسشویی برم . خونه برام مثل قفس . مهد هم نمیتونم بزارم چون دوستم میگفت همش ویروس گرفته بچش ۳ بار رفته بستری شده . پرستار مطمئن هم سراغ ندارم .

دقیقا عین من بعد از ۱۰ سال اسیری تازه رسمی شده بودم و جایگاهم عالی شده بود ک بارداری ناخواسته الانم ک ۱۱ ماهه تو خونه کارم شدم بچه داری خانه داری نظافت .از خودم بدم اومده .شوهرمم همکاری نمیکنه ک برگردم سرکارم سرکارم میگه دو روز در هفته بیا از ساعت ۷ تا ۱۲ .میگم کلا دو روزه نگه دار من برم بیام قبول نمیکنه انگار من بچه ها رو از خونه بابام اوردم حالا خودشم بچه میخاستم من مخالف صد در صد بودم همش دوست داره من تو خونه بمونم و حمالی کنم و صدامم درنیاد .روزی نیست ک ب خودکشی و مرگ و خلاص کردن خودم فکر نکنم همش کارم شده گریه

کلا برای همه همینه
همش میگن درست میشه
ولی بنظر من هیچ وقت درست نمیشه و دیگه اون دورانا برنمیگرده
انگار به پابند سنگین به پام وصله
ادم یا زود بچه دار بشه یا کلا نشه
اووووووف

عزیزم همش بر میگرده نگران نباش

وای منم بخدا ، دیشب فک کردم دیگ دنیا تمومه اما چه میشه کرد

خب بزارش مهد

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۱۲ ماهگی
نظرتون رو با توجه به خواسته ما بگید...
من بعد کارن دلم نمیخواست بچه دیگه داشته باشم به دو دلیل : اولین دلیلم این بود که کارم رو نمیتونم اونجوری ک میخوام ارتقا بدم و باید چند سالی بمونم تا بزرگ بشن بعد دوباره شروع کنم و دلیل دوم این بود که حس میکردم نمیتونم عشقی ک نسبت به کارن دارم رو تقسیم کنم با بچه دوم و این اذیتم میکرد ک کارن رو اونجوری ک میتونم دوست نداشته باشم یا وقت کم بیارم واسش ، نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ! من الان کلا بر مدار کارن زندگی میکنم ، هرچی کار میکنم واسه کارن ، همه روزم واسه کارن ، از وقتی یک ماهش بود زبان دوم رو باهاش حرف میزدم و الان یک ماهه دوره خریدم واسش ! مسلما من اگر بچه دومی باشی نه میتونم کار کنم نه انقد واسه پسرم وقت بزارم چون باید تقسیم کنم زمان رو ، برعکس من شوهرم میگفت یکی دیگه بیاریم ولی الان مدتیه میگه دیگه بچه دیگه نمیخوام ، از لحاظ مالی نه ها ، میگه میخوام عمرم رو واسه کارن بزارم و نمیخوام فقط کار کنم که زندگی بچه ها رو تامین کنم ، میگه میخوام تا وقتی هستیم با کارن لذت ببریم و دور دنیا رو بگردیم و فقط فکر آینده بچه نباشیم پس خودمون چی!!! برای همین میگه وسایل کارن مث روروئک و تخت کنار مادر و شیردوش و اینارو بفروش ولی من همه رو نگه داشتم ، حس دودلی دارم ، با تک فرزند ها صحبت کردم نود درصدشون راضی بود ( منظورم بچه های تک فرزنده که الان خودشون بزرگن) برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم برای روحیه کارن به فکر یه حیوون خونگی بیفتیم که کارن از لحاظ روحی ساپورت شه ، حالا با مشاور حرف زدم یه چیزایی گفته بیشتر میگفت صبر کن کارن دوسالش شه بعد ، تجربه شما در خصوص بچه دوم چیه؟