۸ پاسخ

مو‌کشیدن خیلییی عصبی میکنه پسر منم میکشههه اون لحظهه اصلا فک نمیکنم بچمه دوست دارم بزنم لهش کنممم خیلی عادت بدیه....منم خیلی چالش دارممم و خستم

من فکر میکردم جون سنم از سی به بالاست کن اعصابم حالا میفهمم اکثرا اینجورین چرا؟؟ بخاطره واکسن کرونا که زده شد بهمون بی اعصاب ترین شدیم

پسر من لگد میزنه میپره روشکممون چیز پرت میکنه بهانه چیزیو میگیره میخری بهش نگاه هم نمیکنه .

ببین میدونم سخته چون اکثرمون داریم اینارو تجربه مبکنیم
ولی ما باید رو خودمون کار کنیم
این سنشونم سنیه ک میخوان جلب توجه کنن
میتونی تصور کنی، داشتم آشپزی میکردم و به معنای واقعی هم هلاک بودم از خستگی
صدام کرد ببین چکار کردم... کارش: ی پلاستیک بادوم زمینی با پوست و تخمه بی پوست رو ریخت رو مبل
قبلش در تب سنج رو انداخت دهنش، گرفتم دیدم میخنده کنترل رو انداخته دهنش قبلترش رو زمین دراز کشیده جورابشو تا نصف تو دهنش کرده، دستمال کاغذی میجوئه
روزی ک خسته نباشم با قربون صدقه از سرش میندازم
ولی وای ب خستگی... روانم بهم میریزه

شما مادر خوبی هستی، همینجا از بازی کردنات وقت گذاشتنات دیدیم
خسته و کلافه ای فقط
ولی هممون باید تمرین صبوری کنیم حرفای ادامه دارمون تو مغزشون تا بزرگسالی میمونه و میشه ی زخم

اگر واقعا اعصابت نمی‌کشه و بعدش واقعا پشیمون میشی همون لحظه اون صحنه رو ترک کن مثلا برو آشپزخونه حیاط بایه کاری خودتو مشغول کن
نترس منم مثل توام دعواش میکنم بعدش کلللی پشیمون میشم گاهی هم گریه میکنم بغلش میکنم میگم ببخشید مامان

تنها راهش بی محلیه . سعی کن اعصابتو کنترل کنی منم بی اعصابم

لطفااگرقراره بیاین نمک روزخم باشین پیام ننویسین

ازدیشبه عذاب وجدان دارم بعضیاجادلداری میان نمک به زخم میپاشن

سوال های مرتبط

مامان مِهراב مامان مِهراב ۳ سالگی
فرزندپروری شیرخشک پوشاک چالش
از زمانی که بچه هاتون بدنیا اومدن تا به این سنشون اگه برگردین عقب چه کارایی رو نمیکردین؟
مثلا خودم زیاد حساسیت تو غذا خوردنش و ادمای اطراف نشون نمیدادم. مثلا خیلی حساس بودم چی الان مناسبه بدم.دوستم از همون ۵ ماهگی همه چی به بچش میداد الان همه چی میخوره .حالا پسر من ناز داره هرچی نمیخوره .وقتی کسی بغلش میکرد همش نگران بودم کی چجوری باهاشون رفتار میکنه . یا همش خودم کاراشو انجام میدادم. همش حساسیت به این که دست نزن کثیفه و فلان الان وسواسی شده تا یکم لک غذا یا آب میریزه رو لباسش گیر میده که باید عوض کنی .قصد مقایسه ندارم ولی الان بچه های همسن خودش یا کوچیکتر میبینم که خودشون غذا میخورن خودشون بدون گریه و وابستگی به مادر میرن بازی میکنن از خودشون دفاع میکنن.خودش کفش و کلاه و سلوارشو بپوشه. دربرابر این بچه ها احساس میکنم خیلی بی عرضه بزرگش کردم🥲🥲. اگه برگردم عقب اینکارا رو نمیکردم.
بنظرم مادرایی که بیخیالن .بچه هاشون مستقلتر بزرگ میشن. بخدا دیدم که میگم