۶ پاسخ

منم اینجوریم ولی خیلی بیشتر
شبا ساعت سه از خواب پا میشم میگم شاید سرامیک لک افتاده بقران ساعت سه صبح پا میشم ب تمیز کاری با وایتکس
واقعا خسته شدم تو ده روز دوبار کل پرده هارو باز کردم شستم الانم باز حس میکنم دوباره کثیف شدن

منم اینجوریم داغونممم🥲

منم همینجور شدم تا ی چیز ریز میزه حالم بد میشه الکی وسواس گرفتم اصلا قبل دایان اینجور نبودم خیلی حال بدیه

تمیزی دوست دارم گاهی بدون برنامه ریزی کارهام انجام میدم خیلی اذیت میشم .. سعی میکنم ظرف کثیف میشه همون لحظه‌ بشورم چیری بر میدارم آنی بزارم سرجاش ک کارم سبک بشه

من قبل بچه دار شدنن همین بودم الآنم همینم ،کلا تمیزی حالمو خوب می‌کنه و مدام در حال جمع کردن و تمیز کردنم

وای منم همینم قبل بچه دار شدن زیاد حساس نبودم ولی الان واقعا خسته شدم از دست خودم

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
مامانا حالم خیلی بده توروخدا یکم کمکم کنید😔
الان شاید حرفام برای خیلی ها مسخره باشه ها ولی در عذابم نمیدونم کسی تو شرایط من بوده یا نه ولی الان جوری ام که نه دلم میخواد برم خونمون و طلاق بگیرم ولی دلمم نمیخواد دیگه به این زندگی ادامه بدم نه دلم میخواد خودکشی کنم یا بمیرم نه دلم میخواد زندگی کنم و خیلی از چیز های دیگه الان بخدا حتی نمیخوام تایپ کنم ولی دارم روانی میشم دلم میخواد فقط جیغ بزنم و کلی چیزایی مثل ورق باشن جلوم همشونو پاره کنم الان نمیدونم اول از خانوادم بگم یا شوهرم یا بچم
اول از وضعیت خودم بگم بچه وسطی و اضافه ی خونم ۲۱ سالمه ی پسر دارم و ۲۵ هفته باردارم . بارداریمم سخته بچه ی اول رو با کلی قرص و آمپول و شیافت تا نه ماه رسوندم ولی اینی که تو شکممه رو بهتره بگم سپردم به خدا
اول از خانوادم میگم خانوادم هم خسیسن هم فازشون معلوم نیست به دور و بر سواری میدن ولی از آدم فقط انتظار های فراوان دارن . وقتی حامله نیستم همش زنگ میزنن که بیا بیا اگه نرم مامانم دعوا و قهر و برای کار های خونه بارداری قبلیم تا روز زایمانم و بعد زایمانم من خانوادمو ندیدم نپرسیدن چیزی حوس میکنی نمیکنی یا .... با این به زور دستمون به دهنمون میرسه وقتی شوهرم میره کار مرغداری مثلا انتظار دارن براشون مرغ ببرم
بقیش تایپینک بعد
بارداری زایمان سزارین نوزاد سیسمونی پوشک