خانوما ی راهنمایی میکنید
من سر بچه اولم از طبیعی فراری بودم ب هر دری زدم تا دکتر قبول کرد سز کنم دوروز قبل بستری و دادن زیر میزیش کیسه آبم پاره شد و دکتر دیگه گردن نگرفت عملم کنه هرکاری کردیم مجبور شدم رفتم زایشگاه زیر دست یمشت سلاخ امپول فشار با دوز بالا یهویی بم زدن تو نیم ساعت زاییدم و دهانه رحمم ترکید خودمم تا مقعد برش زدن قبلش بچمم فقط ۲۶۰۰ وزنش بود سوند و امپول کمر زدن بردنم اتاق عمل یساعت دوختن حالا بچم ۱۶ ماهشه و من ۴ ماهه باردارم تو پاکی بدون پریودی حامله شدم حالا ی دکتر گفته چون دهانه رحمت سر اولی ترکید صلاح نیس طبیعی بیاری حالا خود دکترای بیسواد اینجا حاضر نیستن ی کلام بگن عملت میکنیم هی میگن حالا بیا تحت نظر تا ۳۸ هفته ی کاریش میکنیم منم بمیرم دیگه طبیعی نمبخوام همش برام بدبختی و عوارض بود برعکس خواهرم ۴تا سز کرد اینهمه سال آخ هم نگفته دریغ از ی عوارض
الان هزینه سز تو بیمارستان خصوصی چقدره؟؟؟

۶ پاسخ

برو پیش یزدانی قبول میکنه

ومنی که خدا برام خواست سز بشم ولی قبلش کلی درد طبیعی کشیدم ولی راضیم از سز

دکتر فقط دکتر خودم که کلا زیر میزی نمیگیره. بیمارستان خصوصی قرار بود ۱۸ الی ۲۰ بدیم که کیسه آب ترکید اورژانسی سز شدم و چون بیمه بودم کلا ۴ تومن هزینش شد و خیلی راضی هستم.

عزیزم من هشت میلیون زیر میزی دادم هزینه بیمارستانمم ۲۰ تومن شد بیمارستان خصوصی بودم
امسال که قطعا بیشتره ولی می‌ارزه

خصوصی با زیر میزی دکتر حدودا30 به بالا پات در میاد

یاد خودم افتادم که از سزارین وحشت داشتم میگفتم فقط طبیعی خوبه دوس داشتم طبیعی زایمان کنم
39 هفته بودم که دکتر گف دور سر بچت بزرگتره نمیتونی طبیعی زایمان کنی از کانال زایمان رد نمیشه و من بلند بلند توی مطب میخندیدم که انقدر اصرار داشتم سز نشم و آخر شدم
و چقدر خوشحالم بابت این موضوع
خداروشکر طبیعی نبودم
چقدر زایمان خوبی داشتم

سوال های مرتبط

مامان sarina jan مامان sarina jan ۱ سالگی
سلام.مامانا امروز چکاب ۱۵ ماهگی رفتم.
وزن ۱۰ و ۴۲۵ بود سر لباساش ۱۰ و ۳۰۰ زد.
قد ۷۹ و ۵.
دور سر ۴۶.۷.
من همین هفته ی گذشته پیش دکترش بودم وزنش با لباساش ۱۰ و ۸۰۰ بود. سرما خورد آبم هم میخورد بالا می آورد. اسهال...خیلی کم کرد همین ۳ الی ۴ روزه...
ولی قد رو یادمه دکترش گفت بالای ۸۰ ه...
حالا الان قد و وزن و دور سر نرماله؟؟
مراقب بهداشت خودش نبود ی نفر دیگه بود...میگفت از اضافه وزن داره میره سمت نمیدار سبز نرمال...حالا بچه ی من ریز ریزه...دارم خودمو میخورم ک چرا زر زر میکنی اضافه وزن چی...من ذوق میکردم یکم داره بچم جون میگیره الان خیلی وزن کم کرده ناراحتم...
ی پسر بچه ی ۴ ماهه هم گیر داده بود ب مامانش اضافه وزن داره!گفت دکتر بردم نرماله نسبت به وزن تولدش...فقط بلدن گه خوری کنن دارم خود خوری میکنم ک چرا نزدم تو دهنش...میگفت شیر خشک بچه رو هم قطع کن...حالا دختر من ی روز شیر خشک پیدا نکردیم بچه شکنجه شد ن با شیر من سیر شد ن با ماجان ن با کلی وعده ی غذایی...سیر شدنش فقط و فقط با شیر خشکه‌‌‌...من تا ۲ سالگی بهش هم شیر خودمو میدم هم خشک..بچه رو شکنجه کنم ک چی...اصلا انقدر بچم لاغر شده حالا اون نکبت میگه داره میاد رو سبز...خب اون نمودار کوفتیت وزن تولده...دختر من همیشه ریزه میزه بوده همیشع... ولی الان دیگه خیلی ضعیف شده...لعنت ب بهداشت
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۷ ماهگی
فردای اون روز صبحش خونه بودم چون آقام خونه نبود دیگه نرفتم منتظرش موندم تا شب ک اومد ساعت ۱۲ شب بود از اینجا ب مادرم گفتم من میرم فقد فشارم میگیرم ببینم دکتر چ میگه اگ احیانا بستری کرد چون وسایل بیمارستان برنداشتم گفتم بعدا زنگ میزنم ک بیاری از اینجا ک رفتیم اونجا خلاصه دکتر نشون دادم فشارم همچنان بالا بود و گفت ک باید بستری بشی و منم با کلی استرس و ترس زنگ زدم مادرم ک دکتر گفت بستری میکنه هرچی زودتر بیا تا ساعت دو شب شد بهم انژیوکت وصل کردن و لباسام عوض کردن و آماده اتاق عمل ولی چون اون روز خیلی روز شلوغی بود تصادفی آورده بودن اتاق عملا همه شلوغ بودن قرار بود ی ساعت دگ منو ببرن برا عمل ک دکترم گفت باید صبر کنیم تا ساعت هفت صبح ک بریم چون خیلی شلوغه و من تا ساعت هفت همونجا بودم مادرمم پشت در زایشگاه چون نمیذاشتن کسی بیاد داخل سخت ترین قسمتش این بود پسرم با پدرش بود اون روز و مادرم پیش بود چون پسرم بجز با پدر و مادرم با کسی نمیموند خلاصه ساعت ۷ صبح شد ک ی نوار قلب دیگه ازم گرفتن و تا ۷ نیم ک داشتن منو میبردن اتاق عمل وای نگو خیلی استرس بدی گرفته بودم مادرم اومد پیشم تا اتاق عمل پیشم بود خلاصه رسیدیم توی اتاق عمل خیلی فضاش سرد بود رو تخت دراز کشیدم همش پرنسل اونجا میرفتن و میومدن و داشتن برا عمل آماده میشدن من از دیدن این جو خیلی میترسیدم من چون سر سزارین قبلیم خیلی اطلاعاتی درباره این چیزا نداشتم و نمیدونستم قرار چی ب چی بشه و خیلی استرس نداشتم ولی الان واقعا میدونستم هر دقیقه قرار چی بسرم بیاد و میترسیدم یکم منتظر موندم رو تخت ک قرار بود بیان و سوزن بی‌حسی ک ب کمر میزنن برام بزنن خلاصه.....
👇👇👇👇👇👇👇👇
بقیش پارت بدی
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱۷ ماهگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭
رها رها قصد بارداری