۱۰ پاسخ

من نذاشتم پزشک شیفت بهم دست بزنه، شب 13 بدر ساعت 4صبح دکترم خودشو رسوند بیمارستان

کاش حداقل دکتر خود ادم هر لحظه باشه .بیاد

تو اون شرایط من فقط بدنم ی لرزی گرفته بودم دست خودم نبود فقط میلرزیدم از استرس فقط منو شوهرم دخترم هم ۵ سالش بود با خودمون بردیم بیمارستان بعد شوهرم و دخترم رفتن .حالا میگم چرا مثلا تا صبح ادم بلبد درد بمشه الکی چرا دکتر شیفت مکه نباید حضور داشته بلشه برا این معاینه میکنن ک ببین چند سانت رحم باز ک نیان اون موقع چقد بی وجدانن

..من اصلا یهویی شد نمیدونسنتم دکتر خودم نمیاد گفتم بهشون بیمارستان گفتن نه فقط دکتر شیفت .تنها بودم گیج ترس استرس هیچی نمیفهمبدم

من خداشناس تر از دکتر خودم ندیدم هدیه نگرفت و کلا از هیچ بیماری نمیگیره و اینکه وقتی بستری شدم گفت اصلا نزار معاینت کنن خودشم زنگ زد سفارش کرد و تازه قبلشم میگف هر ساعتی از شب مشکل داشتی رفتی بیمارستان فقط بگو زنگ بزنن من خودمو میرسونم ..کرمان دکتر نازین مشایی عالیه همیشه دعا بجونش میکنم انشالله سالم و زنده باشه و خودم زنده باشم در سالهای بعد پیشش یه بچه دیگه میارم😂

واقعا چرا گذاشتی این کار باهات بکنن

ن سزارین دوم دکتر حتمااا باید باشه..بخصوص ک کیسه آبم پاره شده باید فوری سزارین کنن...شاید بیمارستان بدی بوده
مثلا من واسه ان اس تی رفتم یه بیمارستان دولتی ک میخواستم چندروز بعد اونجا سزارین شم اونروز زمین خوردم ان اس تی خوب نشون نمیداد بعد گفت درد داری گفتم اره گاهی ول میکنه گاهی میگیره گفت وا تو ک نباید درد داشته باشی بخواب معاینه کنم من گفتم ن معاینه میترسم گفت نترس دختر منو معاینه کرد گفت یه سانت باز شده دهانه رحم و رو دستش کلی خون بود سریع زنگ زد دکتری ک نامه گرفته بودم ازش اومد منو سزارین کردن خداروشکر زود رفته بودم وگرنه معلوم نبود چی میشد

منم مثل شرایط شما بودم از ۱۱ شب درد کشیدم تا ۶ صبح...زنگ زدن دکتر خودم نیومد‌‌‌..یه دکتر دیگه زنگ زدن گفت الان نمیام ساعت ۶ صبح میام..منم همش درد داشتم و معاینه میکردن.. میگفتم سزارینی هستم بچه دوممه گوش نمیکردن

عزیزم مقصر خودت بودی
نباید میذاشتی معاینه ت کنن
خودشم سزارین دوم

هیشکی بلد نبود 😉

سوال های مرتبط

مامان ❤️🤩 مامان ❤️🤩 ۲ سالگی
دیشب دومین شبی بود که بچه رو به مدت ۶ ساعت نزاشتم تا صبح شیر بخوره واقعا سخت بود ولی شدنی
قبل خواب ب مدت ۵ دقیقه میزارم شیر بخوره بعد دیگ میزارم تو گهواره خیلی آروم تکون میدم بخوابه سخن خوابش میبره چون از نوزادی اصلا تو گهواره نمیخوابید ( میدونم ک الان یکسری ها میان میگن الان ب گهواره عادتش نده )
ولی ترک گهواره خیلی اسونتر از ترک شیر شب
اول اینکه چون دندون های پسرم داره سیاه میشه دکترش و دکتر دندون پزشکش گفته حتما باید شیر شب و قطع کنی بخاطر همین دیگ باید شروع کنم
و اینکه ترک شیر شب تا قبل ۱۸ ماهگی خیلی بهتره چون بعدا سخت تر میشه اینا تحقیقاتی ک انجام دادم حالا چقدر صحت داره نمیدونم ولی هرجوری باید قطع کنم
پسرم کلا یک بار تو این دوشب واس شیر بیدار شده ک گریه شدید کرده و بلندش کردم چرخوندم تو خونه و بهش گفتم میمی صبح میدم الان باید بخوابی هی چرخوندم و در آخر انداختم تو گهواره ک پیشونیش نوازش کردم و خوابیده تا ۷ صبح هم خیلی هوشیار بودم تا تکون میخورد پیش پیش کردم ک بیدار نشه واس شیر
قبل ساعت ۱۲ شب ک میخوابه هم موز میدم ک سیر بشه
مامان آرامش😘❤️ مامان آرامش😘❤️ ۱ سالگی
❌️❌️سلام دوست من دوس نداری نخون میخوام داستان عمل خارج از رحم و خونریزی شکمی و آپاندیس بگم❌️❌️
من شنبه پیش با درد شدید رو ب رو شدم ک اصلا قابل تحمل نبود بیمارستان میرفتم فقط واسم مسکن میزدن و مورفین دوباره دردم شروع می‌شد خیلی درد کشیدم بعدش ک حالم بد شد وحشناک منو ساعت ۱ شب بردن بیمارستان و بستری کردن صبح ساعت ۷ بردنم سنو اورژانسی و گفتن و خونریزی داخلی داری ک خون توی شکم و لگن هست خلاصه من همچنان درد میکشیدم تا ساعت ۴ بعدظهر ک دیدن اکسیژن خون و ضربان قلبم پایین اومده و خونریزی شدید تر شده سریع لباس تنم کردن و بردنم اتاق عمل واسه عمل خلاصه من اونجا فقط از کمر ب پایین بی حس شدم و همه چیزو دیدم و شنیدم ک من اپاندیسم ورم کرده و خونریزی شدید ک با مکش هرچی خون خالی میکردن دوباره شکمم پر میشد زنگ زدن وسط عمل ی دکتر دیگ اومد کمک دکتر اصلی و ی چیز جفت چربی های روده ام درآوردن ک خونریزی میکرد و آپاندیس دادن آزمایشگاه نمونه برداری بشه گفتن جوابش یک ماه دیگ میاد دعا کنید خوب باشه استرس اونم یکم دارم هرچند میدونم جنین بود بعد عمل و بخیه همچنان عدد بتای من بالا بود و اونا فک میکردن ک من باردارم و توی رحمه هیچ مسکنی واسه من نزدن و من اون همه درد تحمل کردم خانوم های سزارینی خیلی بودن بعد من عمل میکردن و یک روز بعدش راه میرفتن ولی من مرده بودم از شدت درد الانم نمیتونم پاشم چن قدم راه برم واسه اینک سروگردن و دستام تکون دادم حالا درد میگیره وحشتناک منم ناچاری خودم بستم قهوه و نسکافه ک اروم بشم و اثر دارو بره امیدوارم کسی این دردا تجربه نکنه و اینم بگم ک دکتر ب خانوادم گف من از مرگ صدرصدی نجاتش دادم و خدا ب بیمارتون عمر دوباره داده 🥺💔ادامه تاپیک بعد
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱۶ ماهگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭