۵ پاسخ

ن برای من یه لحظه بود اونجوری شدید نبود

نگران نباش حتما استخون قفسه سینه یا یه قسمت دیگت قفل کرده بوده

نه بابا، مگه میشه پاهای بچه باشه!
منم اینجوری میشم، کمرم میگیره، بعد جا میفته، خوب میشم

نترس چیزی نمیشه.منم چند بار برام پیش اومده بود

ن عزیزم نگران نباش برای منم یه بار اونجوری شده

سوال های مرتبط

مامان طاها و هلنا مامان طاها و هلنا روزهای ابتدایی تولد
زایمان طبیعی پارت ۸
یکمی تو سالن راه رفتم ولی حس میکردم تحمل دردا اینجوری سخت تره برگشتم روی تخت نشستم پاهامو درار کردم دستامو از میله گرفتم و با هر درد سرمو خم میکردم تو سینم ماما اومد و گفت این حالت خوب نیست سر بچه کج میاد به حالت سجده شو یا خودتو به جلو خم کن حس دفع نداری گفتم نه ولی خیلی درد دارم دارم میمیرم توروخدا بی دردی بزنین برام گفت نمیشه دکتر گفته سره بچه هنوز بالاست خطر داره بیحال میشی نمیتونی زور بزنی گفت هر وقت حس دفع داشتی صدام کن به حالت سجده شدم دردا خیلی خیلی شدید شده بود و فاصله ش هم خیلی کم بود از سر و صورتم عرق میریخت ساعت ۶ عصر بود یهو حس دفع بهم دست داد داد زدم حس دفع دارم بچه داره میاد اومد گفت مطمعنی تازه معاینت کردم گفتم آرههه داره میاد معاینه کرد گفت اووه اوه داره میاد ویلچر بیارین پاشو بریم اتاق زایمان همون موقع یه انقباض دیگه اومد گفتم نمیتونمم دارم میمیرم این درد اینقدر شدید بود که یهو بدنم شروع به لرزیدن کرد سر تا پام ویبره میرفت فقط تونستم دست ماما رو بگیرم تا لرزشمو حس کنه گفت چرا میلرزی آروم باش دیگه چیزی نمونده بدنتو شل کن یهو داد زد ست زایمانو بیارین همینجا