سلام خیلی دلم گرفته خانما . ب حدی ک خیلی خودمو سرزنش کردم عذاب وجدان دارم. پسرم بعدازظهرها میره تو کوچه ی ساعتی ک ای کاش نمیذاشتم برا اصن مخصوصا این خونه ک اومدیم خیلی بچه تو کوچه داره. امشب متوجه شدم خونه دختر عموم شلوار بچش درآورده خودشم شلوارشو درآورده از سرکنجکاوی لمس میکنن. داغون شدم باهاش صحبت کردم اول می‌ترسید ولی بعدش ی مقداری توضیح داد گف ی پسر دوبار تو کوچمون گف بیا ته کوچه ک خلوت تره شلوارمو درآورده از پشت ی چیزی همش ب باسنش می‌مالیده بهم گفته اگ ب مامانت بگی بدجور میزنمت منم ترسیدم هیچی نگفتم بهت اول خیلی عصبانی شدم میخاستم بزنمش ولی بعد براش توضیح دادم ک جای خصوصیه و فلان.
وای از دختر عموم خیلی خجالت کشیدم آبروم رفت . نمیدونم چیکارکنم. موندم ب باباش بگم باهاش صحبت کنه آروم. موندم برم دم خونه پسره.
پسرمم 6 سالشه. ی مشاوره کودک باید ببرمش. تروخدا یکن راهنماییم کنین.
ربطی نداش اینجا بگم ولی خیلی داغون بودم

۱۱ پاسخ

اصلا تقصیر بچت نیس چون مراقبت را باید یادش بدی و اینکه باهاش طوری واکنش نشون نده ک دیگ چیزی بهت نمیگه .سعی کن فراموشش کنه ولی تو استخر یا جاهای تنها مث توالت عمومی اینا مراقبش باش با داستان بهش آموزش بده .اگ شوهرت منطق داره بهش بگو با محبت و دوستی ب بچه یاد بده و بره سراغ اون پسر همسایه .دیگ جایی حتی با محرم ها هم نمیشه بچه را تنها گذاشت اعتماد نکنید حتی پدر بزرگ و عمو ودایی آمار تجاوز زیاد بیمار زیاد شده در حد سنش براش توضیح بده

حتما به شوهرت بگو و در جریانش بزار و خیلی آروم و با مهربانی با پسرتون. رفتار کنید اصلا دعواش نکنید و کتکتش نزنید ، تو کوچه هم دیگه نزارید بره و ترتیب اون بچه هم بدید

حتما خانواده پسره بی تربیتت در جریان بزار
اگر من بودم میفهمیدم چیکار کنم
بیخیال نباشید اصلا

عزیزم شما باید خودمراقبتی رو به پسرتون آموزش بدید
و اینکه براش والد امن باشید تا راحت بتونه بیاد بهتون بگه
حتمن حتمن یه دوره تربیت جنسی با یکی از مشاورین بردارید

اشکال نداره
نذار ازت بترسه
باهاش حرف بزن مفصل
اگر از مشاور هم کمک بگیری عالیه

بنظرم اگه شوهرت اروم و منطقیه بهش بگو و در جریانش بزار به بچتم فقط با ارامش حرف بزن و بگو که جای خصوصی هست و نباید اصلا همچین چیزی پیش بیاد همیشه هم تکرار نکن بزار اون صحنه و لحظه رو فراموش کنه و حتمااااا و بدون تردید با مادر اون پسره حرف بزن که بچشو جمع کنه

ببخشید میپرسم کدوم منطقه مشهدی؟

من اگر بودم میرفتم ترتیب پسررو میدادم ولی با مشاور اول صحبت کن ببین نظر اون چیه

دوره ای شده ک دختر و پسر نداره حالا ک اتفاق افتاده و اینک لمس بوده چیز بدتر نبوده بنظرم فعلا باهاش حرف بزن آگاه کنش چیز خصوصی نباید کسی ببینه حتما برو دم خونه اون پسره ب مادر پدرش بگو بچشونو جمع کنه

عزیزم حتما با مشاوره کودک در میون بزار بنظرم در خونه اون پسره هم بری به خانوادش کنار بگیری بگی خوبه

تو‌کوچه نزار بره دیگ مشاوره هم برو ببین باید چه حوری باهاش رفتار کنی

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
خانما دارم از حرص میترکم بیاین درد و دل
ما دیشب خونه مادرشوهرم بودیم خواهرشوهرم ایناهم اونجا بودن بعد دخترش سه سال شه ولی اندازه ی آدم ۱۸ساله میفهمه انقد پررو و خودخواه و نحسه ک نگم یعنی همه جی باید مال اون باشه
دیشب هم دخترم هرجا میرفت انقد جیغ میزد سرش داد میزد ک اونجا نشین اینجا نیا ب اون دست نزن دختر منم انقد دوسش داره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه همش نازش می‌کرد هرچی برمیداشت میگفت مال منه دست نزن انقد جیغ میزد ک بچم فقط میترسید و گریه می‌کرد منم اعصابم خیلیییی خورد بود باز مامانش یکم دعواش می‌کرد ولی مادرشوهرم ک هییییج همش میگفت اشکال نداره اشکال ندارررره بچه س
منم اینو ک نمیگفت دلم میخواس خفه ش کنم
اخه پسر جاریم ۴سالشع اگه این دخترو بزنه ی شری میندازن ک نگوووو تو بزرگ تری تو مردی کار اشتباهی کردی برو بوسش کن بگو ببخشید
ولی حالا ک بچه منو اذیت میکنه و گریه ش میندازه ب اون حرفی نیس بچه س
ب شوهرمم میگم ب مامانت بگو خیلی هم اشکال داره اگه بچه اونا عزیزه واس منم برای خودم عزیزه
هی میگه ول کن بابا
گفتم انقد ساکت بودم همه دارن سواستفاذه میکنن
منم همش ب بچه‌خواهرشوهرم میگفتم داد نزن میترسه ولی نفهم گوش نمیداد اخه نمیدونین ‌ک چ‌داد‌هایی میزد الانم دخترم بخاطر این ترسو شده کلا از قبل چون همیشه کارش بوده
الان میخوام ب شوهرم بگم اگه نری ب مامانت بگی ک ما ناراحت شدیم و دفعه آخرش بوده ک سر بچه من داد میزده وگرنه ن من ن تو
خوبه؟ بنظر شما حق با کیه
اونوقت میاد خونه ما کل وسیله های بچه مو میریزه وسط اتاق بازی میکنه حتی چند تاس هم خراب کرده نتونستم چیزی بگم
خیلی رو مخه
ی چی میگم ی چی میشنوین 🤦🏻‍♀️😑
فرزند پروری زایمان شیر خشک
مامان آریشا مامان آریشا ۱ سالگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه