۶ پاسخ

زود نیست دیگه غذا خور شدن بهترین وقته جدلش کن

پسر منم همینه انقد گاز میگیره نوک سینم زخم میشه به حدی اذیت میشم که گریم در میاد تا حالا چن باری عصبی شدم و داد زدم و زدم رو دستش ولی بازم کار خودشو میکنه فک کنم تو این سن همه بچه ها این کاراو میکنن باید تحمل کنیم خواهر

من اول شیر شب بچمو تدریجی قطع کردم بعد وابستگی به خوابشو با سینه بعد چون وزن کم میکرد و غذا نمی‌خورد و تصمیم گرفتم شیر روزشم قطع کنم چسب سفید زدم یکم تاثیر گذاشت ولی هی حواسشو پرت کردم تو خواب اگر میخوای بهش بده ولی من کلا شیر قطع کردم

دختر منم همین کارو میکنه بس گاز میگیره گریه میفتم . دردش تا استخونم میزنه .

خواهش میکنم🩵

سلام عزیزم از محافظ سینه که داروخانه ها دارن استفاده کن راحته

سوال های مرتبط

مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان ماهان🌱🩵 مامان ماهان🌱🩵 ۱ سالگی
و بلاخره نوبت ماهم رسید😔😔😔
ماهان رو از شیر گرفتم الان 3روزه😁😁😁😁
خیلی یهویی شد از بس که ماهان وابسته شیر بود هرجا مهموننی رفتیم فقط گریه میکرد از نااشنابودن باهاشون وو. فقط میگفت سینه هات بیرون باشه من دایم بخورم حتی یه وقتهایی نمیخورد فقط تودهنش نگه میداشت منم عصبی میشدم یه شب یهویی از 6شب به بعد دیگه ندادم فکر میکردم کلی اذیت بشه اما برخلاف تصورم اصلا سخت نبود فقط همون شب هی دور زد اومد دید گفتم اوف شدده اخه چسب برق قرمز زده بودم😜😜😜 شب هم موقغ خواب یکم نق نق کرد بعدشم خوابید تا صبح 3بار بیدار شد یکم نق نق کرذ بعد خوابید من فکر میکردم سختر باشه خودمو برای راه بردنش اماده کرده بودم اما خیلی راحت بود دیشب هم که خوابید تا 7صبح یه کله خوابید منم برای اولین بار بعد 2سال نیم با ارامش خوابیدم باورتون میشه اصلا نفهمیدم کی صبح شد😁😁😁😜
حالا نظر من اینه البته هرکسی نظری داره بنظرم بهتره شیر رو یهویی بگیرین اخه اروم اروم بچه عذاب میکشه به قول قدیمی ها دزد میشه اما یهویی گرفتن خیلی بهتره من براش شیر ماجان هم گرفتم اون خورد
راستی یه چی عجیب اونم اینکه همزمان با شیر من شیشه رو هم کنار گذاشت هرچی شیر ریختم توی شیشه دادم بهش نمیخورد فقط با لیوان خورد
اینم تجربه من از شیر گرفتن البته شب اول خیلی ناراحت بودم اما بلاخره باید میگرفتم 😔😔😔😔😔
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊