۹ پاسخ

عزیزمیش بگه چ کتاب خوندی واس استخدامی امسالم شرکت میکنی

فقط میتونم بگم منی که خیلی سختی کشیدم خیلی چیزا ازش خواستم بهم نداد بعد گفتم خدایا چه خوب که اونموقع ندادی
بخدا مصلحت نمیدونه نمیخواد تو تلاشتو بکن نشد ناشکری نکن به موقعش از جایی سوپرایزت میکنه خودتم میمونی
این خدا خیلی بزرگه

نمره کتبیت چندبود؟؟

عزیرم شاید خدا داره امتحانت میکنه میخواد ببینه چقدر تحملشو داری چقدر ناشکری میکنی خدا براهیچ کس بد نمیخواد شاید یه جوری بهتر قراره برات بچینه ی جوری ک بابت امروزت ک میحواستی و نشد خداروشکر کنی چون بهترشو بهت داده 😍🥰

سخته واقعا
خدا به دل اونایی که بچه ندارن نگاهی بندازه به هر کسیم که چندتا میخواد بده

چقد. ناشکری
جای من بودی ۱۸ سال کارم دوا و دکتر بود آخرش خدا ی دختر ناز داد الانم بازم نمیشه گفتم خدای بدی شاکرم ندی هم شاکرم اینقد به نداشته فکر نکنید

از کجا میدونی شاید خدا روش به تو بود که برات شدنی نکرد اینارو.به نظرم جفتش در کنار خوبی در شرایط الانت میتونست بدم باشه.ی پسر کوچولو داری که شاید خدا خیرشو در این دیده بمونی خونه و بیشتر به اون توجه کنی و بچه دیگه ایم نمیده تا شرایط بهتری برای اون بتونی‌جور کنی.چرا دیگه مجدد برای ازمون نمیخوای تلاش کنی؟

عزیزم توکلت به خدا باشه شاید خیریتی صبر داشته خدا به نوقع بهترین ها نصیبت میکنه

سلام عزیزم ان شالله هر چی خیره پیش بیاد منم یکسال اقدامم ولی باردار نشدم

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم
کتاب مادر یک دقیقه ای

یادتون بیاد از زمانی که کارنامتون رو می‌بردین خونتون، احتمالا از بین ده تا درس پنج تاش ۲۰ بود، سه تاش ۱۷ و یکی ۱۵ و یکی ۹
خب قطعا اون چند نمره خوب اصلا توسط والدین ما دیده نمیشدن
چه حجم استرسی به ما وارد میشد

خب این کتاب چی میگه؟؟
مادر یک دقیقه ای با دیدن کارنامه بچه، میگه وااای تو پنج تا درس رو ۲۰ گرفتی و سه درس ۱۷
این واقعا خوشحال کنندس
چقدر عالی واقعا مشخصه که خیلی تلاش کردی حتما خودت هم از داشتن نمره ۲۰ خیلی حس خوبی داری؛ حالا باید برای داشتن این نمره ۲۰ تو کارنامت حسابی جشن بگیری و امروز بازی کنی
بعد از اتمام اون روز
در روزی که برای هدف‌گذاری مشخص شده به کودک میگیم خب حست از داشتن نمره ۲۰ چی بود؟ از داشتن نمره ۹ چی بود؟ و قراره چه برنامه ای براش داشته باشی؟

( من خودم یادمه یه بار یه امتحان ریاضی ک بیشتر سوالات هوش بود معلم کلاس پنجم ازمون گرفت، من ۱۱ شدم بیشترین نمره کلاس و بقیه همه ۴ و ۵ شدن، و مامان و بابام به شدت منو دعوا کردن!! من تا چند روز استرس داشتم و ریشه الان استرسی بودنم هم قطعا یکیش برمیگرده به این موضوع ها)
مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
این همه واسه بچت و زندگیت تلاش کن آخرشم یه نامرد از خدا بی خبر بزنه نابود کنه همه چیو😓امروز واسه آروم کردن دله خودم این‌کتاب سرمشق لوحه نویسی رو گفتم به خواهرم گرفت واسه بچه هام می خوام خودم تو خونه باهاشون کار کنم کتابش خیلی خوبه من تنها به آموزش پیش دبستانی اکتفا نمی کنم خودمم می خوام وقت بزارم براشون یکی از شاگردای قدیم خواهرم واسه سنجش رفنه بوده قبول شده بوده ولی امتیازش پایین بوده بعد مادره پا میشه پیره تو اون مهدی که بجش بوده داده و بیداد سر مربی ها بعدا فهمیدن درست و حسابی با بچه ها کار نپی کرده هیچی دیگه خانومه میاد تو خونه خودش دوباره اینقدر باهاش کار مب کنه که الان که تازه رفنه کلاس اول بچه حروف الفبا رو بلده من همیشه مخالف بودم اینکار بودم ولی میگم خوبه که بچه هامون رو آماده کنیم به نظرم شما هپ اینکارو بکنید تنها به آموزش مهد اکتفا نکنید من پارسالم همین کارو می کردم خودمم باهاشون کار می کردم هر روز
مخصوصا اونایی که بچشون پیش ۱ نرفتن از واجباته