۴ پاسخ

منم از 4 صبح بیدارم پسرم همش بالا میاره

از ۷صب بیدارم خواهرم داره میاد نهار واماده میکنم

منم بی حال کسل ام حوصله ندارم خواستم صبحانه بخورم دلم نمیاد بخورم

منم دارم خونه تمیز میکنم

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی


🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۲ سالگی
خانوما من حدودا یکماه پیش با شوهرم دعوامون شد سر یه پنهان کاری ک با خانوادش کردن و ب من نگفتن این وسط پای مادرشوهرمم اومد وسط و هرچی اون بی احترامی کرد منم جوابشو دادم با بی احترامی و داداشم بخاطر اینکه شوهرم منو وسط بیابون پیاده کرده بود بهش کفت بی غیرت حالا شوهرم میگه باید ازم عذرخواهی کنه داداشمم میگه اون خواهر منو وسط بیابون پیاده کرده اون باید عذرخواهی کنه …منم با مادرشوهرم رفت و آمد نمیکنم دیروز ب بهونه کفشای دخترم اومد بالا هی خندید ک اره ب دخترت میگم کفشای نیس مامانتم ک با من قهره .اثاث جمع میکنی تنهایی سخته نمی‌دونم دخترت این شیرین بازی رو‌دراورد منم خیلیییی سرسنگین باهاش رفتار کردم دخترمم رفته بود پایین جیش کرده بود هرچی گفتم بیا بالا عوضش کنم نیومد مادرشوهرم گفت بیبی بده عوض کنم منم ندادم (چون تو دعوا منت گذاشت) حالا اولین تولد دختر کوچیکمه نمی‌دونم خودمون ۴ نفره بگیرم یا مادشوهر و خواهرشوهرامم دعوت کنم از طرف من فقط مامانم و داداشم ک میدونم داداشم نمیاد ..نمی‌دونم قهرمان تموم کنم یا همچنان مادرشوهرمو محل ندم
کودک شیرخشک فرزندآوری سونوگرافی آنومالی گهواره
مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
گاهی وقتا اینجا میبینم یکی مینویسه بچمو میذارم پیش مامان و میرم میگم چه خوب چه مامانای خوبی خدا واستون نگهشون داره
من مامانم آدم بدی نیس ولی اصلا دلش نمیخاد مثلا من برم تنها جایی بهم خوش بگذره از دوران مجردیمم همینطور بود مثلا میفرتم با دوستام بیرون میومدم خونه باهام قهر میکرد بدرفتاری میکرد میگفت اصلا چرا بیرون میری ازدواجم کردم تا بچه نداشتم خیلی روزای خوبی بود راحت میرفتم میومدم داشتم زندگی خوبی تجربه میکردم ک یهو با کلی پیشگیری و قرص زد و باردار شدم و زندگیم از این رو ب اون رو شد
مثلا الان بگم نگهش دار برم بیرون یا یه بهونه میاره یا باز بدرفتاری میکنه یا اصلا میگه کجا میخایین برین دیگ بچه دار شدین بیرون رفتن معنی نداره
دخترمم اینقد بداخلاق و شیطون و نق نقو اصلا دلم نمیخاد جایی ببرمش از بس اذیتمون میکنه
دلم واسه روزای خوب زندگیم تنگ شده 😞
حال دلم خوش نیس فقط دلم میخاد گریه کنم
امشب شوهرم دوستاش دعوت کرده خونمون به مامانم گفتم میشه یکی دو ساعت نگهش داری من کارامو بکنم اول ک گفت باشه بعد شروع کرد نق زدن ک مگه مجبورین مهمون دعوت کنین چرا اینکارا کردین و کلی نق نق منم اومدم دخترم بردارم بیارم دخترم گریه گریه ک بمونه مامانم همش میگفت برو برو و باهاش بدرفتاری میکرد انقدر دلم شکسته فقط دارم زار میزنم
الهی بمیرم واسه بچم😞😭
خودمم تک فرزندم هیچکسیو ندارم


#فرزندپروری
#آنومالی
#زایمان
#بیمارستان
#کودک
#مادر
#نوزاد