۱۱ پاسخ

با مادر شوهرت صحبت کن
بچه اس باید بازی کنه،جیغ بزنه
بنظرم خیلی دیره واسه از شیر گرفتن
باید فقط سرگرمش کنی نیاد طرفت

مگه به حرف مادرشوهرته خیلی دیر از شیرگرفتی چسب بزن سر سینتو من یک موادی از عطاری گرفتم زدم یکم نگاه کرد گفت اوف شده بعد خورد دید تلخه دیگه نخورد دوسه بار همین جوری لباس داد بالا تا دید از اونا زدم روش دیگه نخورد اذیتم نکرد

منم طبقه بالای مادرشوهرمم ولی مادرشوهرم خداروشکر تو این مورد دیگه دخالت نمیکنه به او چه خب گاهی لازمه که به حرف بچه گوش نداد😏یک دفعه بگو بهش که لازمه گریه کنه چون این چیز مثلا مداد براش خوب نیست یا اومد جوابشو نده 😒.
من که تلخش کردم افتاد از شیر وگرنه روش تدریجی رو هم رفتم بچم عصبی شد ولی از شیر نیوفتاد همون روش قدیمی از همه بهتره به نظر من🫠

از این به بعد گفت بچت گریه میکنه بگو دارم از شیر میگیرم زنیکه پیر شدی حالیت نیس بچه گریه میکنه عادیه؟
یا بگو بیا خودت نگهدار

اینا دارن ازت سواستفاده میکنن بزن به در بی خیالی

بهش نده شبا به هیچ وجه قبلش یه جایگزین بده شیر پاکتی با نی اینقدر خستش کن عصرا که شب خواب بره گریه هم کرد شوهرت اومد یچی گفت بگو دارم از شیر میگیرم مامانت راه حل بلده خدا خیرش بده بگه من انجام بدم

مشکل ازبچت نیس کسی که نزدیک خانواده شوهره دورازجون بدبخت ترین آدم روی کره ی زمینه رسم من روانی شدم شوهرموگیرانداختن داره براشون کارمیکنه پسرمووابسته خودشون کردن

خدا بهت صبر بده...واقعا بعضی جاها لازمه کسی تو زندگی شخصی دخالت نکنه....صبر زرد بگیر از عطاری ی چیز سیاهه مثل ذغال ولی ریزتر ...بریز داخل اب گرم حل کن خیلی تلخه بزن ب سینت ن رنگ داره ن بو...امیدوارم موفق بشی

بذار مادر شوهرت اذیت بشه اصلا حرص نخور ساده نباش، هر چی ک ب ضرر بچس بهش نده اصلا ک بعد نمیتونی کنترل‌ کنی برا شیر هم چسب زخم بزن روشو رژ بزن و روش‌های دیگه روز اصلا نده شب وقتی خاب عمیق ی مدتی بده اگر خیلی وابستس ولی تو بیداری نده کم کم خودش بیخیال میشه

من چسب برق مشکی زدم ترسید دیگه اصلن نگاهش نکرد خیلی دلم سوخت روز خوب بود شب نمیخوابید گریه میکرد تا یهفته اینجوری بود.خیلی سخت بود

اگر می تونید چند روز برید خونه پدر یا خواهرتون اونجا از شیر بگیریدش چون وقتی از شیر میگیرید یکی دو روز بچه بی قراره

سوال های مرتبط

مامان ملکه♥️ مامان ملکه♥️ ۲ سالگی
شما بگین من چکار کنم با این بچه
دوماهه که یکسره داره گریه میکنه و جیغ میزنه و بهونه میگیره به هیچ صراتی مستقیم نیست هیچجوره اروم نمیشه کلا یا میگه قهرم یا میگه عصبانی ام و جیغ میزنه
تمام سعیمون این بوده لوس و بی ادب نشه اما روز به روز فاجعه بار تر میشه انقدر گریه میکنه هر شب ۸تا ۱۱میبرمش پارک که همسایه ها غر نزنن اما باز وقتی میایم مکافات داریم انقدر گریه میکنه و جیغ میزنه
بماند که تو پارک چقدر قشقرق به پا میکنه و بقیه بچه ها هم اذیت میکنه با غر زدن و جیغ زدنش
به منم میگه نباید نزدیکم شی اگه برم نزدیکش شروع میکنه جیغ زدن
برای خونه اوردنش هم هزار تا داستان دارم
خودشو تا خونه میکشه زمین تا بیاد و گریه میکنه میگه نریم
غذا هم که کلااااا لب نمیزنه هر چی خیلی دوست داشته رو میپزم ولی لب نمیزنه
از اون طرف قضیه پوشک داره دیوونم میکنه
هزار تا راه حل رفتم ولی جواب نیست
عین وحشی ها میپره بهم کتکم میزنه دندون میگیره عینکمو پرت میکنه موهامو میکنه
اصلا انگار انسان نیست واقعا😭😭😭
امشب انقدر گریه کرد همسایه ها زنگ زدن😭😭
من دیگه مغزم نمیکشه بدنم نمیکشه قلبم درد میکنه پیر شدم
دلم میخواد بمیرم
فقط ارزوی مرگ میکنم
حتی دلم براش نمیسوزه که بی مادر بزرگ شه
واقعا از توانم خارجه تحمل این بچه
کمکی ندارم که یکساعت بسپرم بهش نفس بکشم