از شیر گرفتن بچه اونم یکروووووزه ‌؟؟از هی میخواد از شیر بگیره بیاین 😇😂
من خیلی وقت بود ک تو فکرم بود بهداشت هم گفت ک وزنش کم شده از شیر بگیر ک غذا بخوره چون اصلا لب ب غذا نمیزد دیگ دیروز صبح پاشد هر چقد ک دلش می‌خواست ممه خورد بعدش دیگ پاشدم ب نوک ممه ها پودر زنجفیل زدم گفتم دیگ نباید ممه بخوری بزرگ شدی با هم پاشدیم رفتیم بیرون ی شیشه شیر جدید گرفتیم با شیر پاستوریزه امدیم خونه ۱۲۰تا پر کردم دادم بهش گفتم اینو باید بخوری هی ی ساعت یکبار هم بهش خوراکی ناهار عصرونه میدادم ک گشنه نمونه یبار آمد گفتم بخور ببین اه شده خورد دهنش سوخت گررریه کرد دیگ سمتشون نیومد خلااااااصه ب خوبی پیش رفت نگران خواب شبش بودم ک رفتیم پارک یکم بازی کرد شام هم بهش ماکارونی ماست دادم خورد شب یکم دیر تر خوابید خداروشکر تا صبح ب نظرم خیلی تو غذا خوردنش فرق کرده الان ک میبینه ممه نیس قشنگ غذاشو میخوره ماشالله گوش شیطووون کرر

فقط مشکلی که دارممم اینه ک سینه هام داره میترکه از درد شیر جمع شده مونده حسابی هم بزرگ شدن اصلا نمیتونم دست بزنم نفسم میره چ برسه ک یکم بدوشم چیکار کنم ؟؟بعدم اینکه چند وقت زول میکشه ک خشک بشه شیر؟

۸ پاسخ

وای منم گرفتم راحت شدم یعنی شبا دهنم سرویس بود
ولی من .دوشب اول نصف شبا که گیج بود بهش شیر دادم
از شب سوم دیگه اب دادم

خداروشکر ک اذیتت نکرده
منم میخام دخترمو بگیرم حالا موندم بعد واکسنش بگیرم یا الان؟
بنظرتون تجربه ای ک دارین کدومش بهتره؟

وای خداروشکر، منم میخوام بگیرم میترسم😪خداکنه منم راحت شم😭😭

باید بدوشی عزیزم اگ ندوشی جمع میشه بعدا خیلی اذیت میشی

عزیزم شیرتو بدوش منم دخترمو از شیر گرفتم. تا یه هفته سینه هم درد داشتن دوبار دوشیدمشون خوب شدن دیگه

دختر من یکسال و سه ماهش بود خودش نخورد دیگه الان یکناهی هست چون نخورد دیگه منم گرفتمش بی دغ ذغه و راحت اینقدر راحتم الان

قبل اینکه از شیر جدا کنی اصلا غذا نمیخورد؟یا کم میخورد

یخ بزار ماساژ بده،دوش آب سرد،بعد از یک هفته خوب میشه

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۱ سالگی
سلام مامانای گل
دیشب که پیشنهاد دادید سر پستونک و قیچی کردم ولی رادین تا صبح خورد ولش نکرد البته ساعت ۱ ظهر بیدار شد بلند شد هنوز دهنش بود بازم یخوردع دیگ قیچیش کردم دادم دستش هعی فکر میکرد پستونک و برعکس داره میخوره هعی میچرخوند (ارتودنسی) بهش گفتم رادینم پستونکت خراب شده نگاش کرد گفتم ببرش بندازش آشغالی مامان برد انداخت تو سطل اومد
غروبی یه بار گفت ممه باباش گفت پسرم انداختی آشغالی دیگ ممه نداریم ساعت ۱۲ گفت ممه مشغولش کردیم بازی کردیم تا الان بهش با شیشه شیر دادم گفت ممه گفتم نداریم انداختیم بیرون بعد آروم چشماشو بست و خوابش برد
واقعا اون همه ترس و استرس داشتم ولی همه چی خوب رفت
از دیروز صبحم آقا رادین شیر نمیخوره فقط شبا موقع خواب خداروشکر ۶غذاشم خوب شد همه وعده های غذایی و کامل میخوره +میان وعده
الان دو روزه که رادین شب موقع خواب ۱۵۰سی‌سی شیر میخوره
از امروز صبحم دیگ پستونک نخورده
با اینکه دوتاشم پشت سرهم شد ولی بچم خیلی قشنگ همکاری کرد 🥹 و مادری که با بغض عذاب وجدان داره 🥲