۵ پاسخ

من همین حالا دلم برا نینی بودنش لک زده

بمونید برای هم 🥹❤️

سلام گل مرسی صبح تو هم بخیر
چرا کم انرژی اتفاصا باید خوشحال باشی که تا الان کوچولوهاتو مثل دسته ی گل نگهداری کردی بزرگشون کردی برا ت شیرین بوده این یک سالی که گذشت...
البته که خودمم هربار به مامانم و شوهرم میگم کاش الان دخترم بدنیا اومده بود پارسال اینموقع چقدر لحظه شماری میکردیم ولی الهی شکر که بی دردسر گذشت تا الان.
سرت سلامت دنیا همینه دیگه اون هیچوقت نه به عقب برمیگرده نه متوقف میشه از ثانیه به ثانیه ش اونطور که دلت میخواد استفاده کن و شاد باش💐
تولدش پیشاپیش کلی مبارکتون باشه😍🍬🍭 انشاا‌.. سلامتی موفقیت و عروسیشو ببینی 🙏

🥹🩵🫂💎

خدا حفظشون کنه برات

سوال های مرتبط

مامان علی 😍 مامان علی 😍 ۱۲ ماهگی
مامان دایار مامان دایار ۱۴ ماهگی
می نویسم از حسی ک الان دارم تا ب یادگار بمونه
پسر کوچولوی من شد یک ساله 🥺چقدر زود گذشت همه چی چقدر تو یک یکسال سختی کشیدم چقدر دلم ب حال خودم میسوزه وقتی فک میکنم
مادر امروز تو این ساعت من داشتم درد می‌کشیدم ۱۲/۴۰ خیلی دردم شدید بود چشم انتظار دیدنت بودم بغل کردنت منتظر بودم ببینم پسر من چ شکلیه روز بعد ساعت ،ساعت ۱۲ یعنی /۱۴۰۴/۲/۴ رفتیم برای سزارین خیلی ترسیده بودم بی حسم کردن داشتم همه چی رو حس میکردم وقتی شکم دست جا کردنت در آوردن بیرون قشنگ داشتم حس میکردم اما ندیدمت 😔 کلن یک ثانیه چهرت دیدم بردنت تا یک روز ندیدمت بردن بستریت کردن😭
ببخش ک کنارت نبودم بزرگ سی برات تعریف میکنم چقدر قوی بودی چطور از پس همه چی بر آمدی
مادر شدن خیلی پر چالش بود برای من اما تو این سال خودم تنهایی تنهایی بدون هیچ کمک بزرگ کردم کیف میکردم وقتی برات غذا درس میکردم باهات بازی می‌کردم موهات شونه میکردم ... تو این یکسال همه ی وقتمو همه کارم همه چیزم تو شدی امیدوارم مادر خوبی برات بوده باشم سعی میکنم همیشه بهترین مادر دنیا برات باشم
چ خوب شدی ک دنیا آوردمت شدی پسر من شدی یار مادر
الهی مادر قربونت بشم امروز گفتی ماما
تولدت مبارک جونممممم🐣🥰😘
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
پارسال اینموقه داخل بیمارستان بود و نویان رو به دنیا اورده بودم چه حال عجیبی داشتم از یه طرف بخاطر بیهوشی گیج و گنگ بودم از یه طرف نویان رو میدیدم و چقدر ذوق میکردم بهترین حس دنیا رو اون ساعت ها داشتم با اینکه کلی درد داشتم اما خوشحالیم بیشتر از درد خودشو نشون میداد امشب یکسال از اونشب میگذره و چقدر دلم تنگه برای ثانیه به ثانیه اون روز و شبا با اینهمه سختی که این یکسال کشیدم اما بازم خیلی زود گذشت انگار به یه چشم بهم زدن نویان یکسالش شد. بزرگ شدنشون شیرینه اما تموم شدن دوران نوزادیشون غمگینه من هنوزم خیلی وقتا میگم کاش برگردیم عقب کاش دوباره ۹ ماهه بشم دوباره نویانو بدنیا بیارم دوباره بدن کوچولوشو بغل کنم خیلی شیرین بود اون لحظه ها خدارو شکر میکنم برای اینکه بهم‌ لطف کردم و این حس و حال رو بهم هدیه داد مادر شدن واقعا عجیب ترین و شیرین ترین اتفاق دنیاست .. انشالله که خدا دامن تمام زنان دنیا رو که منتظر مادر شدن هستن سبز کنه و این حس زیبا رو بهشون هدیه بده🙏🏻