۹ پاسخ

تماس بگیر با شماره ۱۴۸۰
با مشاوره کودک صحبت کن هزینه ای هم نداره
🌷

چقدشمازیباهستین میشه درخواست بدی

ابجی جان
موهات چه رنگیه؟؟
خیلی زیباس خوشم‌اومدواقعا

کلا بچه با بچه چیزای بد یاد میگیره عموم مرد دخترم با نوه عموم خیلی پرید کاملا مث اون حرف میزنه پرتوقع شده هنوز چهلم عموم نشده این ملودی و کرومی و‌سالیوان همه چیزش لز عروسک تا خرت و‌پرت هاش خرید قبل این اصلا این شخصیت ها رو تمیشناخت کلا نظر من اینه همون بهتر تا عاقل بشن تنها باشن

نشونه خلق پایینه، به مشاور کودک ۱۴۸۰ زنگ بزن

احتمالا کوچیک تر از اوناس
برو با بچه هایی ک هستن صحبت کن یواشکی بگو باهاش بازی کنین کوچیکتر و فلان
منم پسرمو پارک میبره یه دخترس نمیزاره بچه های دیگه با پسرم بازی کنن پسرمنم لجش در میاد میبینم که متوجه بی محلی بچه ها میشه منم به دوست صمیمیش گفتم ماکان به خاطر تو اومده اون دختره نمیزاره تو باهاش بازی کنی اینم کوچیکتر از شماس
دخترکه همه رو دور میکرد گفت اخه خاله حرف خصوصی داریم گفتم ماکان فقط غریبس؟دوست داری بچه های دیگه با تو اینکارو بکنن بعد اون دیگه باهاش بازی کردن
واقعا بچم حرص میخورد هرچی باهاشون حرف میزد محلش نمیکردن اونا۶سالشون این ۴ سال

دلش واسه اون همبازیش تنگ شد

عزیزم دختر منم گاهی اوقات بهانه گیری میکنه کوچیک تر هم ک بود تو بازیا چون اذیت میکرد با بچه ها دعواش میشد اما من توخونه بازی کردن باهاش روتایمشا بیشتر کردم و توکارای خونه همکاری میکنه باهام جایی هم میریم با بچه ها ب مشکل بخوره میرم همبازیشون میشم و مشکلا حل میکنم گلم

ببین چرا بچه ها تو جمع راهش نمیدن. شاید دخترت حساسه یا زود گریه میکنه یا بازیشون رو خراب میکنه. بچه های بزرگتر معمولا کوچولوها راه نمیدن چون بازیاشون خراب میکنن اما توی اونا که اختلافشون زیر دو ساله معمولا مشکل سر همون گریه کردن یا خودخواه بودن بچه ها هست. دقت کن ببین مشکل کجاست بعد باهاش در آرامش صحبت کن و توضیح بده تا متوجه بشه

سوال های مرتبط

مامان گوگولی مامان گوگولی ۴ سالگی
دیروز بایکی ازآشناها که بچه هامون هم سنن بیرون رفتیم بچه من اصلا یه لحظه هم آروم و قرار نداشت، مدام بدو بدو، شیطنت های مختلف، بعدم رفتیم توی یه مغازه که اندازه یه فرش ۹متری بود اینقدراونجام بدو بدو کرد و بازی قابم موشک راه انداخت ویه هو رفت توی پرو و آینه قدی که به دیوار پیچ نبود وکنار اتاق گذاشته بود صاحب مغازه دستشو بهش زد وتکون خورد وافتاد روزمین فقط خیلییی خدارحممون کرد هم دوتابچه طوری نشدن هم پرو فرش کفش بود اینه یه ذره هم نشکست ولی من اون لحظه آب شدم ازخجالت نمیدونستم باید چیکار کنم بعدم اون آشنام به بچش گفت دیگه اجازه نداری بازی کنی و از اون طرف بچا من قط و نق و جیغ داد سرمن که چرا نمیاد بازی بگو بیاد و....هرچی به خوبی میگفتم الان جا بازی نیست میریم پارک و... خلاصه هیچ حسابی ارم نمیبره اون بایه کلمه که مامانش گفت بازی نکن دیگه تکون نخورد ولی بچه من.......‌ خیلییییییی ازدسش ناراحت بودم شب که خانه امدیم برا باباش گفتم اونم تموم اسباب بازی تفنگی وشمشیر و... برد قایم کرد وکلی بچه رو دعوا کرد و ازخوراکی و اسباب بازی جدیدم محرومش کرد
نمیدونم چیکارباید کنیم چی درسته چی اشتباه جای من بودید چیکار میکردید.... گاهی حس میکنم بیش فعاله کسی میدونه علاعمش چیه؟