دیروز داشتیم آماده میشدیم بریم میدون نقش جهان طبق معمول من از پدر و پسر زودتر لباس پوشیدم
و اونا داشتن موهاشونو بعد از دوش گرفتن مرتب میکردن
راد اومد پیشه من
لباساشو تنش کردم داشتم کرم به صورت و دستش میزدم که همسرم تصمیم گرفت یه شلوار دیگه بپوشه

راد بهش گفت بابایی، باسنت زیره شورته؟
بابایی: بله
راد: من میتونم باسنتو ببینم
بابایی: باسن خصوصیه و ما نباید اجازه بدیم کسی ببینتش و دست بزنه بهش
راد: باسن من معمولیه؟
بابایی: نه خصوصیه باسن همه خصوصیه

مامان: باسن و جیش خصوصیه و کسی نباید ببینتش و دست بزنه بهش
مامان و باباها فقط اجازه دارن تا وقتی بچه‌ها بزرگ بشن کارهای شستن بچه‌هارو انجام بدن

چون میخواستم روی این موارد زوم نکنه
گفتم چشم و گوش و ناف و زبون و دندونهارو هم کسی نباید دست بزنه
فقط آقا یا خانوم دکتر میتونند چکشون کنند
چون بهشون میگن اعضای بدن حساس، اگر دست یا وسیله‌ای بهش بخوره میکروبی میشن و سریع آسیب میبینند
تویه میدون نقش جهان داشتیم با راد میدوییدیم که یه حشره رفت تویه چشمم
وایسادیم که درش بیاریم یه دستمال از کیفم درآوردم و همسرم زد روی خوده حشره و کشیدش بیرون

چشمم قرمز شده بود، هی برمیگشت نگاش میکردو میگفت حالا بهتر شد؟

گفتم داره خوب میشه اما باید مراقب باشم بهش دست نزنم

یه توصیه یادم اومد مامانهاییکه میگن بچه‌های لجباز دارن، من به این لجباز نمیگم میگم استقلال🤣🫣
✅آقا بزارید موضعمو مشخص کنم من حامیه بچه‌هام هر چی پدر و مادر بگن باز هم طرفه بچه‌ها هستم😂😂✌🏼✌🏼✌🏼
بچه‌هاییکه استقلال بالایی دارن بهترین راه حل براشون بازیهای پر انرژی هست
دویدن و … جنب و جوش زیاد بچه‌ای که این مدلین باید باید انرژیشون خالی شه
یه بار امتحان کن😘✌🏼

تصویر
۹ پاسخ

از مدل نوشتن و حکایت سراییت خوشم میاد
لطفا هرروز بنویس 🤌🏻🌱

منم به شاهان جاهای خصوصی رو یاد دادم ولی از وقتی فهمیده بدتر می‌کنه میگم نباید کسی ببینه ولی وقتی می‌ره دستشویی از قصد میاد نشون میده

اخر نگفتی تحصیلاتت چیه😁

چه خوب نوشتی عزیزم در خواست بده من پرم

مامان راد جان
یه سوال
اگر یه بچه ای جلوی بچه ی ما یهو شلوار و لباس زیرشو بکشه پایین و دست بزنه به اونجای خودش ما چه واکنشی باید نشون بدیم بنظرت ؟ خیلی بهش فکر کردم ولی واقعا نمیدونم درست چیه غلط چیه

یکم کار برای ما ک بچمون مهد میره سخته😅😅
همش باید آدم امن تعریف کنیم

البته ک لجبازی هس اما چون فرایند رشدی هس مدارا میکنیم
وقتی منو میزنه نمیشه گفت استقلال

دختر من حریم‌خصوصی رو بلده لباس عوض کنه میره اتاق میگه نیایین‌نگاه نکنین
میدونه ک فقط مامان و بابا در موارد لزوم اشکال نداره ببینمش و دست ب خصوصی بزنه

نوشته ات پر از انرژی خوبه

سوال های مرتبط

مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
ما تو مرحله شستشوی بعد از جیش و پی‌پی هستیم
راد بعد از دستشویی شیلنگ رو برمیداره و خودشو از ناف به پایین میشوره
اصرار داره که باسنشو هم بشوره، اما چندبار بهش گفتم مامان هنوز دستات کوچولوه و به باسنت نمیرسه که بشوری
تو این قسمت دیگه من کمکش میکنم
خودش سیفونو میزنه، خودش جیششو میشوره
خودش یه شورت جدید برمیداره و روی چهار پایه میشینه و شورتشو میپوشه
از تویه خونه باهاش تمرین میکنم که دستشو به در و دیوار توالت نزنه
که اگر بیرون بردمش بلد باشه و دست به جایی نزنه
خلاصه که این مرحله جیش و پی‌پی خودش یه دنیای دیگه است با اینهمه کار
عکس خشک کنو ببینید، این هر روز پر میشه و خالی میشه
با هر توالت رفتن شورت عوض میشه، میگه دوست دارم باسنم تمیزه شورتم هم تمیز باشه
منم اصرار نمیکنم که شورت قبلیت تمیزه و … فعلا با این سرگرمه
و اما مرحله شستنه باسن که از اتاقش میخوام شروع کنم
مثل توالت رفتن بشین
اول باید پی‌پی کرد، بعد شیر آبو کم باز کرد(یه طناب میدم دستش(مثل شیلنگ)
بعد از شستن باید شیر و ببندی، پا شی ببینی دورت تمیزه یا پی‌پی شده
اونجارو هم با آب تمیز کنی
شیلنگ رو بزاریم سر جاش، سیفونو بزنیم
با دستمال خودتو خشک کنی، بعد شورتتو بپوشی
کارهاییکه راد انجام میده رو با تلفن یا حضوری به کساییکه دوسشون داره میگیم
مثلا
تو خونه ما یه اتفاق خیلی جالب داره میوفته، بعد اونا میپرسن چی؟
ما با هیجان میگیم راد وقتی میره توالت خودشو میشوره و اونا همه براش دست میزنند و کلی راد ذوق میکنه که کاره بزرگترهارو داره انجام میده😍😍😍
کارهای بچه‌هاتونو به آدمای امن و دوست داشتنیشون بگید، بچه‌ها خیلی دوست دارن اینکارو😍😍😍
مامان Delvin😍 مامان Delvin😍 ۳ سالگی
سلام دوستان عزیزم
اومدم با بحث تربیت جنسی مبحث خودلمسی کودکان
خودلمسی عوامل متعددی داره که یکی از مهمترین عواملش اضطراب کودک هست
ما وقتی کودک رو از پوشک میگیریم چه پسر چه دختر نباید اجازه بدیم به خودش دست بزنه وقتی کودک رو بعد دستشویی میشوریم زیاد نباید لفتش بدیم چون این باعو تحریک عصبی کودک میشه
اول اینو بگم کودک هیچ گونه لذتی نمیبرع این خودارضایی نیست اصلا دیدمون رو عوض کنیم ما وقتی بچمون از اضطراب ناخن میخوره مو بکشه یا دستش همش توی دهنشه اصلا گارد نمیگیریم پیگیری هم نمی‌کنیم بعضی مواقع و بعضی عزیزان اما وقتی بچه دست بزنه به خودش یا خودشو روی چیزی بگشه برامون اذییت کننده هست و واکنش نشون میدیم که بدترین کاره بزای کودک
خوب تااینجا دقت کنید که اصلا کودک با خودلمسی لذت بزرگسال رو نداره فقط اگر ب خودش دست بزنه و خودشو بکشونه روی چیزی باعث ارامشش میشه و خوشش میاد چون عصب داره دیگه ی احساس خوشایندی بهش میده که اکر این احساس خوشایند رو بفهمه دیگه نمیتونی کنترلش کنی پس راهکارش چیه
موقع از پوشک گرفتن اجازه ندیم کودک به خودش دست بژنه
اجازه ندیم کودک روی بالش و عروس قرار بگیره و به قول خودش اسب باژی کنه
دست روی باسن و ممنوعه کودک کشیده نشه
ما توی حمام کردم پماد زدن و دستشویی رفتن زود جمعش کنیم و طولش ندیم
وقتی دیدیم کودک دچار خودلمسی شده پس راهکارش جیه بیا پست بعدی بهت بگم
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
من خیلی بچه دوستم، هر جا نوزاد یا بچه کوچیک ببینیم غش و ضعف میکنم براش
یجوری باهاشون بازی میکنم که بقیه رو هم به وجد میارم😂😂
عمه همسرم هم مثله منه، 😂😂 ولی اون برای همه میره روی منبر که بچه دار شید ببینید چه کیفی داره.
من فقط حسه اون لحه‌ام و انرژی گرفتن از بچه برام مهمه
مثلا راد رو میبینن که چقدر منو همیرم میبوسیمشو بغلش میکنیم
میگن وای خدا سه قلو بهتون بده، حالا لوس نشه
که همسرم میگه خب بشه لوسه مامان و باباش میشه😂😂
ولی آبم تویه یک جوب نمیره مخصوصا این دختر بچه‌هاییکه اطوارشون زیاده( نه حسه بچگیشونا) ایناییکه مثل پیرزنها میخوان ادای بزرگترهارو در بیارن و تو سن خودشون نیستن
آخ آخ، یعنی کافیه یکیشون به تورم بخوره…
آخه این چند وقت دوره راد هم زیاد میان، سریع جولو پلاسشونو جمع میکنم پاشید پاشید بچه‌ها برید با هم سنهای خودتون
درست نیست با کوچیکتر یا بزرگتر خودتون بازی کنید😂😂😂
یکیشون چند شبه پیش از راد سوالی کرد که من از چند زاویه مختلف میخواستم خودمون پاره کنم
راد گفت مانی بریم توالت؟ گفتم آره مامان تا دستشویی به من کمک کنو خودتو سفت بگیر که جیشت نیاد
وقتی برگشتیم دختره بچه از راد پرسید رفتی دستشویی راد که ماشینش دستش بود گفت بله
دختر بچه پرسید ماله تو هم خرطوم داره ازش جیش میاد
🫣🫣🫣🫣

مامانش گفت تازه داداش دار شده و دیده، گفتم عزیزم بهش چند ساله داری میگی خصوصیه
بعد خصوصیه داداششو براش عمومی کردی؟!
گفت خب دیگه اتفاق میوفته و باید فرقشو بدونن
اینم بزرگ شده و میفهمه، گفتم اگر فهمشو داشت هنوز کنجکاو نبود که از بقیه پسرها بپرسه، چند وقته دیگه کنجکاوتر میشه از پدرش، پدربزرگش و عمو و دایی و بقیه پسرها میپرسه
اگر برات موردی نداره که صحبت کردن راجبش فایده‌ای نداره
😮‍💨😮‍💨😮‍💨ظ
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
دیروز عصر تصمیم گرفتیم بریم باغچه دایی همسرم
تویه مسیر که بودیم راد خوابش برد

این روزها تنها چیزیکه رهنمونو درگیر کرده پوشکه راد هست

همسرم بهم گفت به نظرت وقت از پوشک گرفتنش کیه؟!

ازش تشکر کردم که همراهیم می‌کنه و همیشه پشتمونه و تصمیم‌های منو محترم میدونه

گفتم نگران نباش اینم تموم میشه،مهم بچه‌امونه که شرایطشو داشته باشه
هر کسی یه نظری میده اما تهش تصمیم ماست براساس شرایط بچه‌امون

⭕️از اونجاییکه تو خونوادشون بچه‌ای بوده که تا دبستان کنترل ادرارش رو نداشته(پسر)
و دختریکه ادرارشو تونسته کنترل کنه اما مدفوعشو تا دبستان تویه شلوارش میکرده⭕️

پس بهتره روش خودمونو بریم که تجربه قدیمیارو دوباره تکرار نکنیم

اونجا هم که رفتیم سه تا بچه بودن که یکیشون ۵ ساله پسر
یک دختر ۶ ساله و یک پسره ۴.۵ ساله
خب مسلماً هیچکدومشون پوشکی نبودن و تنها راد پوشک داشت
بزرگترا از اونجاییکه دلسوزی بی‌موقع می‌کنند
و اطلاعات درست حسابی ندارن،تا راد از کنارشون رد میشد میپرسیدن کی قراره دیگه پوشک نکنید،
ماشالا دیگه بزرگه باید بفهمه،
دیر نشه و …
که من به راد گفتم مامان برو پیش بچه‌ها بازی کن هر موقع کمک خواستی بیا پیش من
و بعد همسرم بهشون گفت هر موقع صلاح بدونیم، مثل بقیه کارهاش
که بعد دوباره گفتن نننننه و بهتره زودتر و … که همسرم گفت خانومم میدونه چیکار کنه شما نگران نباشید
خلاصه که یک همسر حامی واقعا دلگرمیه خوبیه برای وارد جمع شدن،اونم جمع‌هاییکه همه خودشونو سعی میکنند از تک و تا نندازن و همه در زمان خودشون بهترین زمانه‌اشون بودن😂😂
حواسمون باشه که اگر زمانیکه همسرم براش سؤال پیش اومده بود
من با تندی یا ناراحتی یا بی‌حوصلگی جواب میدادم ورق برمیگشت😂😂✌🏼✌🏼
مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۳ سالگی
احساس میکنم تو تربیت دخترم اشتباه کردم در صورتیکه فکر میکردم درست ترین کاره،،گاهی با قصه گاهی بازی گاهی توضیح مستقیم بهش گفتم نباید به آدما اعتماد کنه ،اگه کسی تو پارک بهس گفت بیا بریم باید جیغ بزنه و بزنتش و فرار کنه بیاد پیش ما ،از غریبه چیزی نگیره درو واسه هیچ کس جز مامان بابا باز نکنه،بهش گفتم گاهی ادم بدا لباس پلیس می‌پوشن و می‌خوان مارو گول بزنن نباید به حرفشون گوش کنیم و باهاشون بریم،اون روز هم دم فروشگاه که نیمکتش چند قدمی فاصله داشت با دخترم نشسته بودیم همسرم داخل فروشگاه بود گفت برم پیش بابا گفتم اگه بری من نمیتونم داخل فروشگاه رو ببینم بابا هم داره خرید می‌کنه حواسش نیست ممکنه کسی تو رو بدزده،بعد از اون هر آدمی از کنارش رد میشد بدو فرار می‌کرد حتی ازبچه یه ساله فرار میکرد و میترسید ،امروز بردیمش پارک از آدما و بچه ها فراری بود تا جاییکه گریه میکرد و بشدت میترسبد،خیلی اشتباه کردم و الان نمی‌دونم چه کنم ،خب اینا واقعیت های جامعه ست , نباید بهش یاد میدادم؟؟؟یا مثلاً هر کاری که تو خونه بخواد انجام بده اگه خطر داشته باشه براش توضیح میدم که ممکنه این اتفاق بیفته دیگه خودش تصمیم میگیره انجام بده یا. نه که بیشتر مواقع هم گوش می‌کنه ،یا مثلاً سنگ ریزه داره کلیه اش،خیلی جیشش رو نگه میداره گاهی هر چی میگم دستشویی نمیره می‌گم اگه نری سنگ کلیه آن بزرگتر میشه مامان،اونم می‌ره ،به نظرتون زیاده روی کردم؟شما چطور خطر ها رو واسه بچه اتون توضیح دادید؟
مامان Delvin😍 مامان Delvin😍 ۳ سالگی
حالا دوستان مبحث زیبای لجبازی
حالا اگر کودک با ما مخالفت کنه مثلا بگیم اینو بپوش اینو بخور نکنه و نخوره ایا لجباژه نه اصلا خودمختاره و ما باید خوشحال باشیم
ویژگی بچه های لجباز اینه که
خشم بچه ها نسبت به شما و شرایط وقتی رابطه خوبی با بچه ها نداریم
الکو گرفتن بچه از ما وقتی ما خودمون لجبازه
وقتی نتونیم کودک رو درک کنیم وقتی نیازهاشو نمیشناسه
والدین سهلگیر و سختگیر
بچه های که قدرت طلبی و ازادی زیاد دارن و کودک بخواد از ما توجه بگیره و نوع فرزند پروری ما باعث این لجبازی میشع
وقتی ما رفتارمون رو تغییر بدیم قطعا بچه تغییر میکنه ما همیشه د مقابل بچه بیایم ببینیم خودمون چه رفتاری کردیم که بچه اینجوری میکنه
حالا باید چیکار کنیم و نبایدهایی که ما باید نداشته یاشیم جیه
دنبال انتقام جویی نباشیم نگیم بایات اومد حسابتو میرسم و تهدید نکنیم و تحقیر نکنیم و شهصی سازی نکنیم نگیم این میخواد حرص منو در بیاره بامن اینجوریه فقط و اولین راهکار داشتن تایم کیفی هست و بلد باشیم چجوری باهاش همدلی کنیم چجوری حرفش رو بفهمیم و موقع لجبازی ارامش خودمون رو حفط کنیم بهش حق انتخاب بدیم و بچه رو درک کنیم و از زاویه دید بچه باید باهاش صحبت کنیم
تحقیر و تهدید و سرزنش نباید باشه و دوره هوش هیجانی و فرزند پروری خیلی میتونه به ما کمک کنه و رفتار مولت بچه رو بولد کنیم و روتین روزانه داشته باشه و روی اینا حساس باشیم قانون داشته باشیم مثلا قبل صبحونه نمیتونه بستنی بخوره
مامان لاوین مامان لاوین ۳ سالگی
تجربه شخصی من در مورد از پوشک گرفتن
اول اینکه همه بچه ها مثل هم نیستن، اینکه میگن پوشکو حذف کردی دیگه تمام دیگه نباید برگردی به پوشک برای همه بچه ها صدق نمیکنه، بعضی از بچه ها از جمله دختر خودم شخصیت مستقل و به شدت منطقی دارن و دوست دارن خودشون تصمیم بگیرن، در مورد این بچه ها اگر پوشکو به یک باره حذف کنی نتیجه عکس میگیری، کاری که خودم کردم این بود که وقتی میخواستم از پوشک بگیرمش از یک ماه قبل بهش میگفتم مامان برو از تو کشو پوشک بیار اینطوری مطمئن میشد که پوشک هست و تمام نمیشه و طی دو هفته اصلاااااا درمورد اینکه دیگه پوشک نپوش و بزرگ شدی و ... حرفی نزدم، کاملا اختیارو دادم به خودش و حتی وقتی میگفت مامان بهم بگو بزرگ شدی میگفتم مامان ناراحت میشی من نمیخوام ناراحتت کنم هرموقع خودت تصمیم گرفتی من کنارتم،اینطوری واقعا حس کرد که خودش داره تصمیم میگیره اما در واقع من شرایطی فراهم کددم که تصمیمی من میخوام و درسته رو بگیره، روز اول خودش گفت پوشک نمیخوام منم نپوشیدم براش اما بعد از ۳ ساعت گفت پوشک داریم گفتم بله مامان برو بیار، روز دوم ۵ ساعت بدون پوشک بود و البته ازم پرسید طوری نیست تو شورتم جیش کنم گفتم اصلا، حتی اینکارم بکنی من لازم دوست دارم. روز سوم باز پوشک پوشید و از روز چهارم گفت پوشک نمیخوام و تا ۴ روز توی شورتش جیش میکرد اما تو دسشویی از روز پنجم با تشویق و جایزه شورتشم در آورد و بدون شورت جیششو کرد.
نکته دوم اینکه بعصی مادرا توی گهواره میگن از پوشکش بگیررررش گوش نده به این حرفا که بچه باید آماده باشه و ... اما واقعا امادگی بچه اولین و مهمترین شرطه، اگه بچه آماده باشه این پروسه راحتترین بخش بچه داری میشه
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
امروز صبح راد کیف دکتریشو آوردو منو چک کردو گفت خانوم هیچ مشکلی نیست
منم تشکر کردمو گفتم آقای دکتر یه آمپول به من میزنید که بدنم قوی شه …
بعضی شربتهاش که طعم خوبی نداره مثل آنتی بیوتیکهارو با همین بازی به خوردش میدادم
بعضی روزها که کارام تو آشپزخونه طول میکشه
راد با یسری اسباب بازیاش میاد کفه آشپزخونه دراز میکشه و تو دست و پای منه اما خب هم من میتونم اینجوری سرگرمش کنم هم خیلی صدام نمیکنه
امروز تقریبا یه رب به یک بود و داشتم سالاد شیرازی رو با آبغوره مخلوط میکردم که یهو نفهمیدم چی شد
کاسه و من پخش زمین شدیم
اینقدر دردم گرفته بود که زدم زیره گریه، تا به خودم اومدمو اون منگی پرید رادو دیدم که لباش آویزونه و وسایلشو از ترس بغل کرده
تا بهش گفتم مامان من خوبم، زد زیره گریه
بغلش کردم
گفتم چی شد، من متوجه نشدم مامان
گفت پات رفت رو ماشین پلیس شیشه‌اش شکسته
اما شما هم چپ کردین، گریه‌اش ادامه داشت خیلی خیلی ترسیده بود
محکم بغلش کردم، گفتم میتونی امدادگر شی و کمکم کنی تا من بتونم بلند شم
خلاصه که شرایط سختی بود اما به خیر گذشت
اگر اون لحظه بهش یادآوری میکردم برای اینکه اسباب بازیاشو نیاره قطعا این ترس تو ذهنش میموند
تصمیم دارم یه قصه همین مدلی براش تعریف کنم تو اتاقش و تویه شرایط خوب
که اتفاق امروز براش فقط تلنگر باشه
امیدوارم که شماها هم در سلامت کامل باشید❤️❤️✌🏼✌🏼