۸ پاسخ

خب نباید میرفتی

خب رفتی و‌گذشته نهایت ی سرما میخوره دیگ

اشکال نداره عزیزم ایشالا ک نمیگیره ولی الان دیگه بافکر چیزی درست نمیشه این ویروسو اکثرا گرفتن

کاش نمیرفتی ویروس دو‌هفته طول میکشه که دیگه انتقال پیدا نکنه

برای اینجور مواقع یه قطره بینی کلد ماریس بگیر هرموقع هرکی مریض بود یا جایی رفتی اسپری کن نهایتش اینه یه سرماخوردگی جزئی بخوره حلقو بینیرو از ویروس شستشو میده

مغزتو بايد ديشب تكون ميدادي و نميرفتي با اينكه ميدوني ميري تو دل ويروس خدا كنه مريض نشه ولي ميگه خودكرده را تدبير نيست ببخشيدا واقعا عصباني هستم از مادرايي كه دونسته بچه هارو مريض ميكنن…..

معلومه دوتا بچه مریض ویروس از تنفس توهواپخشه

اخه واقعا چرا بچتو جايي ميبري كه ٢تا مريض اونجاس يكم مغزتونو به كار بگيرين ديگه نبايد ميلودي بچه رو خودت ميرفتي انتقال وبروس خيلي زياده احتمال داره خودتم بگيري بده بچت مخصوصا از نوزاد كه بدنش خيلي سريع انتقال ميده پسر من ٣روز تو تب سوخت واقعا خدا ممكت كنه

سوال های مرتبط

مامان فسقل جوجه 🐣 مامان فسقل جوجه 🐣 ۱ سالگی
سلام روی صحبتم با توانایی هستش ک میگن چشم زخم وجود ندارن
متاسفانه چشم شور می‌تونه سنگ رو بشکنه جون آدمیزاد ک چیزی نیس
جونم براتون بگه تی وی مون خراب شده بود و تعمیرات تلویزیون آوردیم دو شب پشت سر هم
از قضا شب دوم این مرده چپ رف راس رف ای دختر من شلوغ کاره شرررره چ پسر آرومی فلان اینا ی دفعه گرف بغلش
بعدش نزدیک تر شدم بهش گذاش پایین
و بعدش رفتن اومدم قسمت های سرامیکی ک راه رفتن با طی کشیدم معمولا زمین خیس میشه پسرم یا اینکه سر هم میخوره خوشش میاد و ایندفعه هم اومد سر خورد و گریه کرد همیشه زود ساکت میشه ولی این بار قشنگ نیم ساعت گریه کرد الکی بدون دلیل ، آب دادین سپند دود کردیم ، زمه دورش کشیدیم این بچه ساکت نشد ک نشد ، گریه هاش شدید تر هم میشد و فقد بغل منو میخاست
پسری ک ی کوچولو زمین میخوره می‌ره فقد بغل باباش یا دوست داره باباش ارومش کنه دیشب از بغل من پایین نمیومد
از آخر ب خواهر شوهرم زنگ زدم گفتم بی زحمت تخم مرغ بشکنه و فامیل اون مرده و ب همراه همکارش گفتم چند دقیقه بعدش دیدم پسرم ساکت شد غذا آوردم کامل خورد
ینی نمی‌دونم چی بگم ب اون آقا
ی ماشالا ، ی هزار ماشالا من همش تو دلم داشتم ذکر میگفتم
خاستم بگم چشم نظر و اینا حدی بگیرید
مامان محمدرضا مامان محمدرضا ۱ سالگی
سلام اومدیم خونه خواهرشوهرم تهران دوهفته بچه مریض بود اسهال داشت خودمو شوهرم باهم نگهداریش کردیم مامانم بیشتر روزا نبود خونمون گاهی یه سر میزد حالا خواهرشوهرم میگه چقدر مامانت لاغرشده از وقتی محمدرضا دنیا اومده از بس حتما بچه رو بردار بذار میکنه بنده ی خدا گفتم اتفاقا الان اومدیم اینجا باز گیر داده به مامانم وگرنه قبلش مریض بود خودم همه کاراشو کردم به حرف خواهرشوهرم کار ندارم حالا کلا خودم میبینم مامانم لاغرشده تا تقریبا ۶،۷ ماهگی بچه خوب بود از اون به بعد اینجوری شد نمیدونم دلیلشو مامانبزرگم مریض بود از اول حاملگیم اون رو جمع آوری میکرد منم که زاییدم هنوز بچه ۴۰ روز نشده بود فوت کرد مامانبزرگم حالا نمیدونم فکر اونو میکنه غصه میخوره چی دلیلی داره کیست هم داره ۳سانتی پارسال مشخص شد براش سونو کنترل نوشتن زبونم مو درآورد چندماهه میگم مامان برو دکتر برو سونو گوش نداد حالا امروز از دستشویی اومده میگه یه خون غلیظ ازم خارج شده کش دار گفت دوباره پریود شدم یعنی گفتم مادر من صددفعه گفتم برو دکتر گوش ندادی حالا استرس میدی بهم،نمیدونم خدایی نکرده کیستش بزرگ شده،حالا بگین چه کنم من چه کاری از دستم برمیاد واقعا حالم بده عذاب وجدان شدید دارم که چرا لاغر شده یعنی روش فشاره؟ من اذیتش کردم؟ دلیل لاغریش بچه منه؟یه بنده خدایی میگفت بار مسئولیت همه رو دوش نکش تو بچتو شوهرتو داری گفتم نمیتونم اونم مادرمه آخه تنها مادرم نیس کمک و تکیه گاهمم هست نمیدونم اگه اتفاقی براش بیفته باید چیکارکنم
#فرزندپروری
#پوشک
#شیرخشک
#طبیعی