۱۰ پاسخ

عزیزم شما زیادی حساس شدی همه نوه شونو دوس دارن.. توجه ک فقط ب کادو خریدن ب بچه ک نیست.. خداروشکر ک دوس دارن بچه تو..

مادرشوهرم داشت با شروین تکرار میکرد بگو عمو شروین فقط میگفت دایی🤣🤣 در حالی که در حالت عادی نمیگه
یا اون روز خونه شون بودیم بچه رو بغل خودش خوابوند داشتم از حرص میترکیدم زشت بود برم از بغلش برش دارم انقد بدم اومده بودددددد متاسفانه شوهرم زیادی مامانیه

همه ی این فکر ها هم که دعری مال افسردگیته برو مشاوره درست میشه

نزار بره عزیزم
در مورد افسردگی هم جدی بگیر حتما برو تراپی منم دارم میرم خیلی بهتر شدم الان با والایش مشاوره دارم خیلی راضیم آنلاینم هست که دیگه دردسر رفت و آمد نداشته باشیم

دقیقاازکارهایی ک به نفع بچه نیست واسه جذبش استفاده میکنن بیابریم بیرون و.......تف توروحشون

مادرشوهر منم یمدت جوری رفتار میکرد که بهم بفهمونه سوفیا اونو بیشتر ازمن دوس داره😃 که بچم بهش فهموند هیچکسو به اندازه مادرش دوس نداره. الانم هی میره میاد میگه سوفیا مامان نمیگه. خودمو زدم به بیخیالی. ولی کاری که تو میتونی بکنی اینه که نزاری زیاد برع اونجا. یا اگه رفت خودتم باهاش بری

عزیزم تا جایی ک من میدونم بچه با سمت مادری زاحت تره😐
من بچه ها خواهرم با طرف ما راحت ترن
بچه ها داداشم با طرف زن داداشم راحت ترن

عزیزم کمتر رفت و آمد کن
تربیت بچه از الان شکل نمیگیره ولی خب واقعیت معلومه منم عین توام
همین ک خودم و اطرافیان میدونیم خانوادم چقد پشتمون هستن کافیه

فقط دغدغه ی فکریت🫤

عزیزم سخت نگیر ب این چیزا
کاملا درکت میکنما منم دوست ندارم هیدا زیاد سمت خانواده همسرم بره
ولی ب خودم ک نگاه میکنم ...
من بچگیم کلا سمت خانواده بابام بودم
الان ازهمشون متنفرم

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۱۶ ماهگی
مامانا یه مشورت من طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکنم ،تقریبا هر روز بعد از ظهر ک شوهرم می‌ره سر کار منم میرم خونه بابام تا شب ک شوهرم برگرده دنبالمون بیاد ،بعد اکثر روزا هم دخترم می‌ره طبقه پایین پیش مادرشوهرمو عمش یعنی خیلی ب عمه اش وابسته شده همش می‌ره سمت در ک منو ببر پیش عمه ،حالا سوالم اینجاست ک من نمی‌دونم وقتی اونجاست چجوری ازش نگه داری میکنن یعنی دلم شور میزنه چون چندباری ک خودم رفتم دیدم بچه از مبل بالا می‌ره و میدوعه من ترسیدم رفتم گرفتمش دیدم اونا میگن ولش کن داره بازی می‌کنه یا تو حیاط میبرنش چون دخترم هنوز ب راه رفتن خیلی کامل مسلط نشده ممکنه بیوفته من همیشه مراقبم ولی اونا یه گوشه نشستن و تماشا میکنن فقط ،یعنی یجورایی زیاد حساس نیستن و بیخیالن،حالا من میترسم مشکلی پیش نیاد واسه دخترم چون سهل انگاری و اتفاق یکباره نیفته ،از طرفی اگه نزارم بره شوهرم باد می‌کنه ک خونه بابات میبری اینجا چرا جلوشو میگیری از یه طرف خوده دخترمم خیلی وابستس چیکار کنم
پوشک بچه شیرخشک کودک لاغری نوزاد بچه نینی کوچولو
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۶ ماهگی
اومدم‌ی تجربه سخت از ی مادر خسته براتون بگم با دوتا بچه🥲🥲
واقعا خیلی سخته دوتا بچه کوچیک داشتن و منی د دیشب اصلا نخوابیدم چون پسرم صبحش تب کرد همش بیدار میشد از خواب و منم نتونستم بخوابم
از سختی بچه داری اینکه بیشتر خستم میکنه وقتی بچه هارو میخوابونم اگ پسرم بیدار بشه گریه بکنه همزمان با صدای اون دخترم از خواب بیدار میشه و یا اگ‌دخترم بیدار بشه از صدای اون پسرم از خواب بیدار میشه واقعا خیلی سخته مدیریت کردن دوتا بچه همزمان دیشب رسما کم آوردم 🥲🥲با اینکه شوهرم بود ولی پسرم گریه میکرد ک بغل من باشه و دخترمم ک باید اونم‌برمی‌داشتم
بنظر من آدم نباید با این تفاوت سنی اصلا بچه بیاره 😮‍💨😮‍💨
من واقعا خستم و دلم میخواد حداقل ی س چهار ساعتی راحت برا خودم باشم بگیرم بخوابم ولی اگ اینطوری باشه از عذاب وجدانم‌نمیتونم بخوابم درسته بچه ها آدمک کلافه میکنن دلی واقعا بدون اونا زندگی پوچه🥲
من از دیشب سعی میکنم هم پسرم هم دخترم همزمان بخوابونم تا منم یکم‌راحت بگیرم بخواب ب ی بدبختی این کارو کردم ولی کی منو میخوابونه الان وقتی بیدارن تا حد مرگ خوابم‌میاد وقتی میخوابن من خوابم نمیاد واقعا موندم چ مرضیه این..
وقتی هم بچه هارو خوابوندم خودم بجای اینکه بخوابم نشستم بالاسرشون هردوتارو نگا میکردم😶😶
شما با دوتا بچه هم شیر چکار میکنین سخته براتون روزتون چطور میگذرونین؟؟؟