۱۲ پاسخ

بحث همیشه بوده و هست به نظرم بهتر بود پیش دخترت این حرفو نمیزدی شما انشاا... مشکلتون حل میشه اما دخترت این نگرانی باهاش میمونه

بیچاره دخترت
امیدوارم بهترین تصمیم رو بگیری
به حق این روز عزیز

بحث همه دارن اماهیچ وقت حتی به شوخی هم اسم جدایی نیارچه پیش همسرچه بچه ادم هاتواعصبانیت همه چیزمیگن

چرا طفل معصومو از الان درگیر این چیزا میکنید اخه!

سلام عزیزم همه به هر حال بحث و دعوا رو دارن من خودم هم داشتم ولی با بحث که نمیشه آینده دخترت رو خراب کنی همش اون هم به مامان هم به باباش احتیاج داره

بحث کردید وسطش گفتی جدا میشم؟!!! دختر وسط بحث و دعوا حلوا خیرات نمیکنن ک، اصلا تو عصبانیت نباید حرفی از جدا شدن بزنی! مگر بخاطر مشکلات زیاد اونقدر تو ارامش ماهها فکر کردی و مطمعن شدی که بخوای مطرح کنی.
شوهرت الان کجاست چی گفت

سلام صبح بخیرعزیزم، بخاطر یه بحث جدانشید،مگریه مشکل بزرگی که قابل حل نباشه،،نمی‌تونید به بزرگترا بگین مشکلتونا حل کنن

همیشه اول ماه صدقه بده

سلام.اگریه کسی هست پشتت باشه.سرپناه داشته باشی.خرج خودتون تأمین بشه خب جداشو
تاکی مازنها بایدتاوان پس بدیم.مانیازبه خوشبختی داریم.اینجوری هم دخترت خوشبختره.تاپدری که فقط اسمش باشه.

عزیزم کتاب نیمه تاریک وجود اثر دبی فورد حتما بخون خ ازمشکلاتت باهمسرت وخودت برطرف میشه

بخاطر یه بحث که عاقلانه نیس جداشی مگراینکه مشکل خیلی بزرگ و غیرقابل حل شدن باشه بعدشم بچه طاقت این حرفارو نداره مخصوصا دخترا بابایین نه از مادر نه از پدر نمیتونن دل بکنن برو پیش مشاور یا موقعی حالتون خوبه بشینین حرف بزنین یا از پدر مادرش کمک بگیر

من به شوهرم شک دارم بارها بخاطر خیانت خواستم جدابشم اما اصلا نمیذارم دخترم متوجه بشه چون همینجوری هم اثاردعواهامون روش هست استرسی ‌و عصبی وبداخلاق شده حرف جدایی جلوش نزدم فقط وقتی نیست یا تو پیامک به شوهرم میگم.همیشه جلوش میگم ما خیلی خوشبختیم خوشبحالمون بهترین مامان بابای دنیا رو داری بعد نفس عمیق می‌کشه و شادمیشه

سوال های مرتبط

مامان پرروچه مامان پرروچه ۴ سالگی
دیشب برای شام رفته بودیم بیرون
یه خانواده دقیقا مثل ما هم اومده بودن یعنی یه پسر توی سن های دخترم داشتن و دو تا هم پدر و مادر
سفارش اینا ک رسید برای بچه اش سفارش نداده بود و مادر و فرزند باهم خوردن که یهو بچه جیغ زد ک من میخوام بخورم همش مال خودمه و شروع کرد ابروریزی کردن. مامانش هم از اونجایی ک اعصاب نداشت برداشت زد توی صورت بچه.... بچه طوری گریه میکرد ک دلم میخواست برم بغلش کنم، بعد برگشت گفت صورتم درد میکنه :((( باباش رفت براش دوباره سفارش داد ولی بازم بچه بداخلاقی کرد... مامانش هم گفت برو ظرف بگیر ببریم خونه... باباعه گفت خب الان گرمه بخوریم مامانه یه چشم غره رفت ،باباش درجا بلند شد و رفت ظرف گرفت و دراخر بچه هم گریه میکرد میگفت بمونیم همینجا بخوریم ولی مادرش با عصبانیت رفت بیرون و به هیچ کدوم دیگه محل نداد....
بنظرتون اینجا مشکل از مادر بود یا بچه ای ک همه چیزو برای خودش میخواست؟ واقعا نمیتونم بگم حق با کدوم بود و دوست دارم نظر شمام بدونم چون قطعا خودمونم توی این موقعیت ها بودیم